تاریخ هجری؛ شاهکاری ماندگار، از عُمَر فرمان‌روای نامدار

دسته: تاریخ اسلام , شخصیات , ویژه
4 دیدگاه
شنبه - ۳ آبان ۱۳۹۳

در زمان پیش از اسلام و صدر اسلام مردم برای مشخص کردن روزها و سال‌ها، از مهم‌ترین رویدادهایی که در جامعه آنان رخ داده بود، تاریخ را حساب می‌کردند که برخی از حادثه‌ی فیل و بعضی از جنگ‌های فجار و …. سال‌ها را بر می‌شمردند. ایرانیان و رومیان نیز تاریخ‌های خاص خودشان را داشتند و می‌طلبید تا مسلمانان نیز برای خویش تاریخی اختصاصی داشته باشند؛ اما در زمان پیامبر اسلام صلى الله علیه وسلم و حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه این فرصت فراهم نیامد تا برای این موضوع چاره‌اندیشی شود.

زمانی که حضرت عمر فاروق رضی الله عنه به جای ابوبکر صدیق رضی الله به خلافت رسید، پس از گذشت حدود دو و نیم سال از خلافت، روزی سندی را به نزد ایشان آوردند که سررسید آن ماه شعبان بود. عمر فاروق رضی الله عنه پس از مشاهده‌ی آن، فرمود: منظور کدام ماه شعبان است؟ شعبان پارسال، یا امسال یا سال آینده؟

عمر رضی الله عنه برای حل این مشکل دستور داد که سران مهاجرین و انصار به مجلس مشورتی ایشان حاضر شوند و در این مورد بحث نمایند. پس آن که مشاوران ایشان گردهم آمدند، خطاب به آنان فرمود: برای مردم تاریخی را مقرر نمایید تا بر اساس آن کارهای خویش را تنظیم نمایند.

صحابه نیز در این مورد به بحث پرداختند. یکی گفت: از تاریخ رومی‌ها استفاده نمایید!

اما سایر صحابه با این پیشنهاد مخالفت کردند و گفتند: تاریخ آن‌ها طولانی است؛ زیرا مبدأ تاریخ آنان زمان ذوالقرنین است.

دیگری پیشنهاد استفاده از تاریخ ایرانیان را داد، اما سایرین مخالفت کرده و گفتند: آنان تاریخ خود را با روی کار آمدن پادشاهان تنظیم می‌نمایند و هر پادشاهی که بیاید، تاریخ قبلی از اعتبار می‌افتد.

آن‌گاه حضرت علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه که مشاور ارشد خلیفه بود، پیشنهاد داد: مبدأ تاریخ اسلام را از هجرت پیامبر اسلام صلى الله علیه وسلم از مکه به مدینه منوره قرار دهید.

حضرت عمر رضی الله عنه پس از بررسی این موضوع، سرآغاز تاریخ اسلامی را هجرت پیامبر اسلام صلى الله علیه وسلم از مکه به مدینه تعیین کرد و آن سال همین تاریخ برای برنامه‌ها و کارهای حکومتی و اسلامی به کار برده شد.

در مورد این که چرا محرم به عنوان نخستین ماه سال هجری مشخص گردید، حافظ ابن حجر عسقلانی در این باره می‌گوید: در مورد آغاز تاریخ اسلامی چهار چیز پیش روی صحابه بود که عبارت‌اند از: میلاد رسول خدا، مبعث، هجرت و وفات ایشان. از تعیین میلاد و مبعث به خاطر اختلاف نظر در مورد تاریخ دقیق وقوع آن‌ها، صرف نظر کردند و تاریخ وفات آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم را به این خاطر که یادآور خاطره‌ی تلخی بود، نیز تعیین نکردند. بنابراین بهترین گزینه برای این منظور هجرت آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم بود. و چون رسول خدا صلى الله علیه وسلم پس از بیعت عقبه‌ی دوم و در آغاز ماه محرم اراده‌ی هجرت نمود، ماه محرم را آغاز سال هجری قرار دادند.

به راستی هجرت سرآغاز اسلام بود؛ زیرا پس از هجرت پیامبر صلى الله علیه وسلم به مدینه منوره بود که اسلام قدرت یافت و توانست بذر توحید و یگانگی را در سراسر جهان گسترش دهد. هجرت سرآغاز تحولی عظیم در تاریخ بشریت بود که جانی دیگر به کالبد مرده‌ی انسانیت بخشید. هجرت مسیری برای رسیدن به خدا بود.

saljadidنویسنده: عبدالستار حسین‌بر


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 598 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸۱۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
ابوالفضل این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳ - ۱:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آیا شیعیان به همه دستورات دین اسلام عمل میکنند و آیا اهل سنت به همه دستورات اسلام عمل میکنند و هیچکدام در اعمال اسلام مورد رضایت خداوند متعال و پیامبر (ص) کوتاهی نمیکنند. بیایید به مانند دو برادر که ممکن است با هم اختلافاتی داشته باشند ولی همیشه برادرند و دوستدار یکدیگر و مواظب جان و مال و ناموس یکدیگر هستند. چرا نباید موجب رشد و تعالی یکدیگر (سنی و شیعه ) نباشیم. چرا حواسمون نیست هدف هر دو رضایت خداوند متعال و رسول گرامیش ص میباشد. بیایید واقع بین باشیم. بحث و تبادل نظر عالیست چون باعث پیشرفت میشود و تکفیر و توهین و افترا موجب نارضایتی خداوند سبحان و دوری از اسلام و بدعت میشود . سلام و درود خداوند کریم بر حضرت محمد ص و خاندان پاک ایشان.

اسلام ناب این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳ - ۴:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا هر چی از عظمت حضرت عمر گفته بشه باز هم کمه.نور به قبرش بباره که خدمات خیلی زیادی به اسلام و مسلمین کرد.بیخود نیست که امام علی درباره حضرت عمر در خطبه ۲۲۸ نهج البلاغه اینگونه میگوید:
در نهج البلاغه در توصیف عمر (رض) مى‏فرماید: «خداوند نیکیهاى عمر را پاداش دهد که کجیها را راست نمود و بیماریها را درمان کرد و سنّت پیامبر (ص) را برپاداشت و فتنه‏ها و تبهکاریها را پشت سر گذاشت و در زمانش فتنه‏اى رخ نداد. پاک و کم‏عیب از دنیا رفت. نیکویى خلافت را دریافت و از شرّ آن پیشى گرفت. طاعت خدا را به جاى آورد و آنچنانکه سزاوار بود از خدا ترسید و پرهیزگارى نمود»

منابع:[۹] – نهج‏ البلاغه، شرح فیض الإسلام، جزء۴، کلام ۲۱۹- شرح إبن‏ أبى ‏الحدید، ج‏۳، ص‏۹۲، جزء۱۲- شرح إبن‏ میثم بحرانى، ج‏۴، ص‏۹۷-۹۶- شرح صبحى صالح، ص‏۳۵۰- شرح محمّد عبده، ج‏۲، ص‏۳۲۲- شرح فارسى، ج‏۴، ص‏۷۱۲- الدرهالنجفیه، دنبلى و على‏نقى، ص‏۲۵۷٫٫ ،آیت الله مطهری سیری در نهج البلاغه ص۱۶۵در بعضى از نسخ، «للّه بلاد فلان» آمده است.

بابایی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جزاکم الله برادران خدا به شما وما صبر عطا کند گاهی در حق صحابی گرامی اجحاف می شود خدامارا ببخشد اگر کم کاری کرده ایم

مهدی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۹:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و عرض ادب
۱ – جمع آوری قرآن به همان ترتیبی که نبی اکرم عرض فرموده بودند
۲ – پاسخگوئی به سوالات و شبهات علمای اهل کتاب که از سرزمینهای دیگر برای دریافت واقعیت می آمدند و دیگران قادر به پاسخگوئی به آنها نبودند
۳ – تصحیح و تذکر در مورد احکامی که گاهاً به اشتباه صادر می گردید و امکان داشت فردی بیگناه ، محکوم و فردی مجرم تبرئه شود
۴ – اصلاح نظام طبقاتی و ایجاد عدالت در کلیه زمینه ها منجمله اجتماعی،اقتصادی و غیره با مبارزه با تبعیض نژادی،تقسیم یکسان بیت المال و …
۵ – تعیین فرمانروایان عادل و نظارت مداوم بر آنها جهت جلوگیری از تظلم به مردم
۶ – تربیت شاگردان و مبلغان مذهبی شایسته
۷ – قواعد صرف و نحو زبان عربی و اعراب گذاری و مصوت سازی حروف در کتابت بویژه قرآن مجید
۸ – خطاطی ، سخنوری
۹ – کشاورزی ، درختکاری
۱۰ – حفر قنات
۱۱ – تعمیر و تأسیس مساجد
۱۲ – وقف
۱۳ – سایر خدمات اقتصادی ، نظامی ، اجتماعی و …
با وجود اینکه غرق در گناهم پدر و مادرم و جان ناچیزم به فدای تو ای چراغ هدایت ، ای مولا جان ، ای علی ابن ابیطالب ( ع ) ، ای ابن عم نبی ( ص )
آقا جان یه موقع فکر نکنی که منظورم از مولا فقط دوسته ، نه آقا جان من از این غلطا نمی کنم وقتی به شما می گم مولا منظورم اینکه شما سرپرست ما آدمهای بی چیزی همانطور که رسول خدا بودند . ممنون که این فرصت رو به من دادین که ارادتم رو نسبت به سرورم بیان کنم . یا علی از تو مدد