کعبه

دسته: باشگاه اندیشه , ویژه حج و قربانی
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۷ شهریور ۱۳۹۶

3849328432 1 4 300x169 - کعبههمهٔ جمال و شکوه رؤیایی کعبه در سادگی اوست. هزار بار باید خدا را شکر کرد که دست تزیین‌گر بشر از آن کوتاه است و این سرای ساده را به هنرهای عجیب و غریب خود نیالوده است. کعبه، این بنای چهارگوشِ سیه‌پوش، ساکت و آرام در گوشه‌ای نشسته است و به احترام هر تازه‌واردی از جا برمی‌خیزد و به او سلام می‌کند. کسی پیش او احساس حقارت نمی‌کند و مثل هر انسان بی‌ریایی، همیشه آمادهٔ دوستی و رفاقت است. چنین بنای ساده و بی‌ریایی نمی‌تواند کار بشر باشد. آدمیان، عادت به آلودن و تزیین و ترکیب و رنگ‌آمیزی دارند، اما دست بشر، تاکنون نتوانسته است این کلبهٔ سنگی را در هنر معماری و صنعت ساختمان‌سازی خود غرق کند.

کعبه همچون نام ساده‌اش (چهارگوش)، بی‌ریاست. منتظر است تا تو بیایی و بگویی و او بشنود. بیگانه‌ترین حس در اینجا احساس بیگانگی است. اینجا پاکترین نگاهها رد و بدل می‌شوند و راست‌ترین سخن‌ها به زبان می‌آیند و یا همچون ماهی‌های کوچک و قرمز در حوض دل بی‌قراری می‌کنند.

دینی که کعبه ندارد، گوشه‌ای خلوت برای پیروان خود نساخته است تا آنجا بنشینند و کفگیر بازخواست به اعماق وجود خود بزنند. جز شرم، جز حیا و جز خجلت از آنچه رفته است، بند دیگری بر زبان‌ها نیست. همه همان را می‌گویند که باور دارند و عمری به آن اندیشیده‌اند. از شگفتی‌های این خانه آن است که وزن آرزوها را کم می‌کند؛ حاجات را از چشم می‌اندازد و گویی دنیا را وارونه می‌کند. کجا می‌توانی رفت که آرزوهای حقیر تو آنجا با تو نباشند؟ چشم در کدام خانه خواهی انداخت که تو را نه به نشستن و خوابیدن، که به چریدن و رقصیدن وادارد؟

اینجا کعبه است و اینجا چیزی نمی‌خورانند و اینجا چیزی نمی‌نوشانند. سعی است و هروله و چرخیدن. یکی را باید لبیک بگویی، دیگری را سنگ بزنی، قربانی را تیغ بر گلو کشی و موی تظاهر از سر بر زمین ریزی. اینجا طعم تسلیم بودن را می‌چشی. عقل سرکش اینجا رنگ به رخسار ندارد تا دل از جوانان برباید و پیران را حسرت خوراند. هر که باشی، اینجا باید بچرخی و هروله کنی و سر بتراشی و کفن پوشی و ریگ از زمین برگیری و به سوی مجسمهٔ شیطنت پرتاب کنی. اینجا کسی ناز خرد را نمی‌کشد. تمرین بندگی است و لذت چیرگی بر چند و چون‌های عقل جزئی.

کعبه تنها بازماندهٔ خداست که تفسیر نشده است. میراثهای آسمانی خدا به معجزهٔ دستان تفسیرگر ما یک‌یک از میدان نظر دور شدند و به بیابان‌های تأویل و تفسیر سر نهادند. اگر تفسیر زبان روشنگر است، باری اما عشق بی‌زبان روشن‌تر است.


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 744 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸۲۸
برچسب ها: