کاري نیست که شدني نباشد

دسته: ویژه , یادداشت‌ها
بدون دیدگاه
پنج شنبه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۶

نويسنده: آصف حیدري

 ▫️انسان موجود عجیبي است. گاهی امیدوارانه در حرکت است و گاهی با ناامیدی از حرکت باز می‌آید. بسا اوقات چنان از روحیه و همت بالاي برخوردار است که اطرافیانش از سیماي وي عطش امید خویش را برطرف می‌کنند. گاهی هم چنان بهَم خورده و«عبوساً قمطریرا» هست، که با دیدن او شخص طرف مقابل خویشتن را می‌بازد و در مسیر هدفش می‌لنگد.

 تجربه گواه است افرادی که خودشان، به خود تلقین نتوانستن کاري را می دهند، هرگز به آن شيء (که شاید خواسته قلبي آنان بوده) نائل نگشته‌اند.

  ▫️هر لحظه از عمر انسان «دنیايی از فرصت هاست»؛ اگر لحظه‌هاي عمرمان را سامان‌دهی کنیم، با اندکی زمان وجود خود را متحول می‌کنیم. در طول تاریخ «اهل قلم» باعث انقلاب شده و امتی را بیدار نموده‌اند. اگر به دید وسیع بنگریم به این نکته پی خواهیم برد که تمام پیشرفت‌ها وتکنولیژی‌های عصر حاضر «خوشه‌هاي چیده شده از باغهاي پُرباري هستند که گذشتگان آنها را آبیاري نموده‌اند»، و یا به تعبیر دیگر: «گندم را تا دَم آسیاب رساندند و دوش ما را از بار سنگین خالي نمودند». اما آیا تا حالا به این فکر کرده‌ایم که چگونه سرمایه گذشتگان به ما رسیده است؟؟ چرا با وجودي که «عُمَرها، عَلِي‌ها، خالدها، صلاح الدین‌ها، ابوحنیفه‌ها، و… »، در میان ما نیستند، اما هنوز هم اسم آنان روز به روز تازه‌تر می‌شود و آوازه‌شان از زنده‌ها نیز بیشتر است؟!!

آري! این کارَ «اهل قلم» بود که نگذاشت زحمات شان- با رفتن شان- از بین برود.

 ▫️ باید دانست! بیشرفت ما زماني امکان‌پذیر است که هدایت نسل‌هاي آینده را جزو «ایده‌ها و اهداف» خویش بدانیم و زمانی می‌توانیم «ایده‌هایمان» را به نسل‌هاي آینده منتقل کنیم که خودمان از آن بهره‌اي برده باشیم؛ زماني که خود ما عاجز از آن هستیم که افکار وبرنامه هایمان را در صفحات کاغذ پیاده کنیم، چگونه می‌توانیم آن را به نسل‌هاي آینده انتقال بدهیم؟

جاي بسي تأسف است: دستان ما براي انجام هر کاري توانای داریم، اما زماني که بخواهیم «قلم» را در دست بگیرم، احساس سردي می‌کنند، گویا با غریبه‌اي براي اولین بار رو برو شده‌ایم! اما غافل از این هستیم که نوشتن با قلم همان حرف زدن روی کاغد است. پس تا کی از نوشتن بهراسیم؟!!

  ▫️پس بیاییم با «قلم و أهل آن» پیوند دوستی را ایجاد کنیم و از قلم‌هراسی باز آییم. هنوز فرصت هست و دیر نشده است. الان قلم را لای انگشتان قرار دهیم و اندوخته‌های ذهنی را به کاغد انتقال دهیم. بار اول و دوم می‌لنگم بعد خود قلم ما و شما را سمت خودش می‌کشاند. استارت کار را از همین لحظه بزنیم و توکل بر الله متعال بکنیم.

اگر خواهان آن هستیم که با «مجدّدان» قرن‌هاي گذشته در ارتباط باشیم، پس چاره نیست جز این که خود را «ملبّس به لباس آنان کنیم»؛ یعنی باید با «قلم و أهل آن» مأنوس باشیم. به امید آن روز.


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 903 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶
برچسب ها: