چگونگي فراگيري علم در گفتار مولانا عبدالحميد

دسته: خبر و گزارش , خطبه‌ها , ویژه
بدون دیدگاه
پنجشنبه - 15 فوریه 2018

شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد که جهت شرکت در نشست سراسري مديران مدارس ديني استان سيستان و بلوچستان به شهر گشت سراوان سفر کرده است، امشب (25 بهمن‌ماه) بعد از نماز عشاء در جمع علما، طلاب و مردم اين شهر سخنراني کرد.

به گزارش سنت‌آنلاين؛ مشروح سخنان مولانا عبدالحميد به قرار ذيل است:

 مهم‌ترين مسأله‌اي که بايد مورد نظر شما طلاب عزيز قرار بگيرد، اين است که بايد بدانيد درس را براي چه مي‌خوانيد؟ علم را براي چه فرا مي‌گيريد؟ در اين عرصه علم و تحصيل چون ذهن و عقل در راستاي فراگيري علم بسيار ضروري است، ما را براي مسؤوليت‌هاي آينده آماده مي‌کند.

ضعف‌هاي ما را خداوند خودش بيان کرده است: 1ـ جهل؛ «وکان الانسان جهولا». 2ـ فرار از اداي امانت که دَيني مي‌باشد، چون وقتي آن را پذيرفت جاهل بود.

وقتي شما آمديد درس بخوانيد گفتيد خوب است، اما عاقبت آن را نگاه نکرديد در حالي که شما آمديد درس بخوانيد و ارث پيامبران را ببريد.

علم بر دو قسم است: 1ـ علم خداشناسي، 2ـ علم آباداني؛ دنياشناسي. هر دو اين علم به خدا برمي‌گردد که هر دو نوع علم را به پيامبران خود آموخته است، نمونه‌اش حضرت آدم است که اول علم دانشگاهي را به ايشان آموخت: «وعلم آدم الاسماء کلها»، سپس وقتي که به زمين آمد علم شريعت «توبه» را آموخت.

بسياري علم مي‌خوانند تا به عزت و دنيا برسند و در جامعه صاحب نام‌ونشاني بشود که همان جهول و ناداني است؛ چرا که علم را بايد براي خداوند خواند و عزت و طلب دنيا براي غير خداست.

علم بايد براي شناخت خداوند باشد تا خودمان و جامعه را بسازيم و سبب اصلاح و نجات خويش و جامعه شويم، اين علم ميراث انبياء مي‌‌باشد؛ زيرا از انبيا فقط علم بجا مانده است نه مال؛ از حضرت عايشه رضي‌الله‌عنها سؤال شد آيا پيامبر صلي الله عليه وسلم وصيت کرد؟ فرمود: نه مگر پيامبر ثروت و مال داشت که وصيت کند! پيامبر به چنگ‌زدن کتاب و سنت، روزه و نماز وصيت نمود؛ زيرا رسول الله وقتش را براي کسب مال صرف نکرد، بلکه براي نجات مردم و کسب علم و خدمت دين خرج کرد: «لقد کان لکم في رسول الله أسوة حسنة».

مولانا حسين‌پور مطابق سنت زندگي ساده‌اي داشت، آقاي هاشمي استاندار در روز تشيع جنازه وي به همين چيز اشاره کرد، زن استاندار زماني که خانه‌ي ايشان را مي‌بيند، بسيار متأثر مي‌شود.

مولانا حسين‌پور به فکر دين و طلاب بود و شما هم بايد فکر کنيد چرا اين علم را فرا مي‌گيريد.

مولانا عبدالعزيز در حالي‌که در آخر عمر داراي هفت مريضي بود، اما وقتي کسي حال ايشان را جويا مي‌شد، مي‌گفت: «الحمدلله.» اين‌ها مردان خدايند.

حضرت مولانا وقتي اين شعر حافظ: ألا يا أيها الساقي أدر کأساً وناولها/ که عشق آسان نمود اوّل ولي افتاد مشکلها، را مي‌خواند زياد گريه مي‌کرد. عشق خداوند و وارثان انبياء سختي دارد، اين‌گونه نيست که آن را ياد بگيريد و برويد خانه، بلکه بايد به آن عمل کنيد؛ زيرا رسالت و مسئوليت سنگين است.

گاهي مولانا اين شعر: حضوري گر همي خواهي از و غايب مشو حافظ/ مَتَى مَا تَلْقَ مَن تَهوَى دَعِ الدَّ نيا وَاهمِلها، را مي‌خواند و گريه مي‌کرد.

مولانا عبدالواحد گشتي و مولانا حسين‌پور هميشه ذاکر و دوستان خداوند بودند، برکات و آرامشي که در اين مدرسه است، از وجود ايشان و علما و طلاب صالح مي‌باشد؛ زيرا فکر اين بودند که شبها با خداوند راز و نياز کنند.

در هنگام جواني آمدم جماعت، نمي‌دانم مولانا بود يا نه، ولي احساس کرديم در اين مسجد آرامش و سکون است، ولي ما طلاب کمتر اين فکر را مي‌کنيم.

عزيزي تمام ايران را با خانمش گشته بود، ولي روزي آمد به مسجد مکي و نماز خواند و گفت: تمام دنيا را گشتم، ولي اين سکون را نيافتم، اين سکون، برکت مولانا عبدالعزيز و تلاوت طلاب واساتيذ مي‌باشد.

طلاب بدانند که علم را چرا مي‌خوانند و اين رسالت را بايد چکار بکنيد، لذا بايد اول با خودمان جهاد کنيد و از تکبر و غيبت و پرگويي پرهيز کنيد:

دل زپرگويي بميرد در بدن/ گر چه گفتارش بود اندر عدن

شعار ندهيم، حرف نزنيم، بلکه عمل کنيم. امروز در جلسه‌اي در نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري گفتم: در مورد وحدت، عمل کنيم و شعار ندهيم.

طلاب عزيز وقت خود را ضايع نکنيد، ننشينيد و چايي درست نکنيد، وقت خود را ضايع نکنيد، چاي درست مي‌کنيد در حالي درست نمودن چاي را هم بلد نيستيد، وقت خود را ضايع مي‌کنيد؛ کي ذکر و عبادت مي‌کنيد، خود را بسازيد همان‌طور که مردم شتر خود را تربيت مي‌کنند؛ چرا که اگر شتر تربيت نشود احتمال دارد گردن صاحب خود را بشکند، نفس هم همين طور است؛ همان‌طور که قرآن در مورد تزکيه گفته است. قرآن را تلاوت کنيم، ابتدا تزکيه لازم است؛ چون دوبار ابتدا تزکيه آمده بعد تحصيل و تعليم همان‌طور که اکنون آموزش و پرورش ابتدا تربيت و بعد تعليم است.

تلاش و کوشش کنيم براي تعليم و اصلاح جامعه «وجاهدوا في سبيل الله حق جهاده.»

سحطي فکر نکنيد؛ عمقي فکر کنيد که علم را چرا مي‌خوانيد، شما شاگردان قرآن هستيد، دين آخرين دين است پس اين رسالت سنگين است؛ بايد خودمان را و فرزندان خود را قرباني کنيم تا مردم نجات پيدا کنند و خدا را بشناسند.

به اين فکر کنيد وقتي خداوند ما را سؤال کند، چه جوابي داريم بدهيم، اين‌که مردم نماز نمي‌خوانند، دختري از مکتب حضرت عايشه نامه‌اي فرستاده بود که پدر چند سال است، نماز نمي‌خواند حرف کسي را هم نمي‌پذيرد، وقتي ترک نماز شود، چطور از بقيه گناهان نجات پيدا مي‌کند: «إن الصلاة تنهي عن الفحشاء والمنکر»؛ نماز است که انسان را از گناهان باز مي‌دارد.

از تکبر و غرور بپرهيزيد که انسان را نابود مي‌کند، همه اين گناهان با ترک نماز مي‌شود و ما بايد برويم در جامعه و مردم را به نماز امر کنيم، پس معلوم شد رسالت سنگين است. وظيفه ما و شما با تعليم تمام نمي‌شود، بلکه با تبليغ انجام مي‌شود، لذا علم را با کوشش فراوان فراگيريد و دعا کنيد؛ چرا که زندگي کوتاه است و همه بايد آن را ترک نماييم.

وقتي کودک بودم رفتم قبرستان شخصي آن‌جا گريه مي‌کرد، گفتم گريه نکن! گفت براي مردگان گريه نمي‌کنم، بلکه براي خودم گريه مي‌کنم.

عين‌العلوم براي مردم گشت يک افتخار و مايه‌ي خير است.


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۹
برچسب ها: