مولانا غلام احمد علی‌بائی رحمه الله شخصیتی تأثیرگذار در جامعه دینی و علمی خراسان

دسته: شخصیات , معاصرین , ویژه
بدون دیدگاه
شنبه - ۲۵ آذر ۱۳۹۶

نویسنده: مولوی دین‌محمد سعیدی/ مدرس مدرسه علوم دینی گشت

از دیر باز خراسان شخصیت‌های بزرگ اسلامی را در بطن خود پرورانده و به جامعه اسلامی تحویل داده که در تاریخ می‌درخشند. شخصیت‌هایی که هر یک نام خود را در قاموس و دائرة المعارف اسلامی به ثبت رسانیده است. گر چه خراسانِ بعد از عصر طلایی و زرین پیامبر صلى الله عليه وسلم که کم‌کم نام و آوازه‌اش در مجامع علمی اسلامی مطرح گردید، خیلی بزرگتر از خراسان کنونی و موقعیت جغرافیایی آن است، اما تاریخ این را از یاد نخواهد برد که خیل عظیمی از این مؤلفین، مصنفین، خطباء، ادباء، شعرا، نویسندگان و مبلغین اسلامی از همین محدودهٔ خراسان کنونی سر برآوردند و به جامعهٔ اسلامی خدمات ارزنده و قابل ستایشی را ارائه کردند. این لطف پروردگار از همان بدو امر شامل حال اهالی خراسان شد و تاکنون نیز ادامه دارد، گر چه در برهه‌ای از زمان نام خراسان در مجامع بزرگ علمی دنیا کم‌رنگ شد، اما به لطف الهی باز هم شاهد رشد و ترقی مردان این دیار خواهیم بود.

یکی از این رادمردان معاصر مولانا غلام‌احمد علی‌بایی می‌باشد که چند دهه پیش، در خانواده‌ای متدین چشم به جهان گشود، در آن زمان گمان نمی‌رفت که او روزی از علمای طراز اول و بزرگان خراسان‌زمین گردد. نامش را غلام احمد نهادند تا همواره خود را خادم آن‌حضرت صلى الله عليه وسلم و شریعت مقدس ایشان بداند و در راه تحقق آرمان‌های آن‌حضرت بکوشد. این کودک همراه با دیگر دوستان خود در مکتب‌خانه‌های قرآن روستای مشهدریزه شرکت می‌نمود تا اینکه بعد از گذشت چندین سال از عمر گرانقدر و ارزشمندش، در منطقه غوغایی به پا شد و همه جا سخن از شخصیت تازه‌وارد خراسان، جناب مولانا شمس الدین مطهری از فارغ التحصیلان دارالعلوم دیوبند بود که اکنون بعد از گذارندن دوران تحصیل برای خدمت مردم منطقه به وطن بازگشته است، این خبر از یک سو، و شوق و علاقهٔ غلام‌احمد از سوی دیگر موجبات عزیمت به خواف و نشستن در سلک شاگردان مولانا مطهری را برایش فراهم نمود.

مولانا غلام‌احمد بعد از چند سال تحصیل در مدرسهٔ احناف خواف که در کنار آن به تدریس کتب پایه به طلاب جدید الورود نیز می‌پرداخت، در کنار همهٔ سختی‌ها و مشقت‌هایی که در این مسند متحمل شد، بهره و حظ کافی را برد و بعد از آن برای فروکش نمودن عطش علمی خویش عازم پاکستان شد و در آن‌جا از بزرگانی همچون: مولانا موسیٰ‌خان بازی روحانی، مفتی محمود، مولانا محمّد شفیع، مولانا محمّد یوسف بنوری، و دیگر اساتید استفاده کرد تا اینکه به کسب مدارج عالی و علمی نایل آمد و با کوله‌باری از علم و دانش در کنار تقوا و تواضع مثال زدنی خویش به وطن بازگشت و در بدو ورود مورد استقبال گرم اهالی منطقه واقع شد و او را با کمال افتخار و امتنان به میان خود جای دادند.

مولانا مطهری که از آمدن مولانا علی‌بائی آگاه شد، از او درخواست نمود تا در مدرسهٔ احناف خواف همکار و همیار او باشد، اما مولانا علیبائی با وجود محبتی که با مولانا مطهری داشت، به علت نیاز و تقاضای بسیار زیاد اهالی منطقه در سوران و بعد از آن در مشهدریزه ماند و در امر تبلیغ و تدریس علوم دینی همت گماشت. بعد از مدتی مدرسهٔ دارالعلوم اسلامی ریزه و بعد از آن انوارالعلوم خیرآباد را با همکاری حاج عبدالغفور و حاج عبدالحکیم تأسیس نمود؛ مدرسه‌ای که شاید در ابتدا کسی فکر نمی‌کرد روزگاری بالغ بر چندصد طلبه را در خود بگنجاند.

آنانی که توفیق و مصاحبت بیشتری با ایشان داشته‌اند، می‌گویند: وقتی صحبت از آغاز و تأسیس این دو مدرسه به میان می‌آمد بی‌اختیار چشمان مولانا علیبائی پر از اشک می‌شد و با شوق از زحمات و مشقت‌هایی که در بدو امر متحمل شده بود، سخن می‌گفت. فشارهایی که حکومت وقت برایشان وارد کرد، اذیت و آزاری که دید، از یک سو قدرتمندان و سردمداران امور مانع کار می‌شدند و از سوی دیگر جهل و نادانی حاکم بر جامعه و اینکه مردم پشت مولانا را خالی گذاشتند. اما این تلاش و کوشش و همت و توکل ایشان بود که بعد از اینکه ساواک مدرسه دارالعلوم ریزه را پلمپ کرد، او ناامید نشده دست از کار برنداشت و به روستای خیرآباد رفت و در آن‌جا اقدام به تأسیس مدرسهٔ انوارالعلوم نمود و هر چند وقت با افزوده شدن تعداد طلاب اتاقی بر ساختمان مدرسه اضافه می‌کرد. گاه‌گاهی نیز از سختی‌های مسیر مشهدریزه تا خیرآباد سخن می‌گفت و بر جان خستهٔ خود روح تازه‌ای می‌دمید و احساس می‌کرد اگر چه تنم خسته است و چشمانم یارای دیدن ندارند، اما قلبم خوب همه چیز را می‌بیند و احساس می‌کند و روانم آرام، وجدانم بیدار و روحم آزاد است که من به قدر توان بشری خود برای ابلاغ و گسترش آموزه‌های اسلامی در جامعه تلاش کردم و در نشر آن از هیچ کوششی دریغ نورزیدم.

مولانا غلام‌احمد علی‌بائی – رحمه الله- عالم وارسته و انسانی فرهیخته، دانایی بزرگ، زیرک و باهوش بود، با تقوا و تواضع خود تبدیل به عالمی پویا و زنده در زمینه فعالیت‌های دینی گشته بود، شخصیتی که هیچکس توان انکار نمودن تأثیرگذاری او بر منطقه را ندارد و تأسیس این دو مدرسه که از جملهٔ فعالترین مدارس خراسان است، خود جایگاه و موفقیت این انسان بزرگ را مشخص می‌نماید.
مولانا علی‌بائی با وجود اینکه از مسن‌ترین علمای خراسان بود، همواره در کنار مجموعهٔ علما قرار داشت و هیچگاه از ایشان کوچکترین مخالفتی با قاطبهٔ علمای منطقه مشهود نبود. او که شبانه‌روز به فکر ترویج آموزه‌های اسلامی و به دنبال راهی نو برای گسترش فرهنگ اسلامی در میان مردم بود، هرگاه اختلافی در بین مردم می‌افتاد، فوراً به فکر چاره‌اندیشی فرومی‌رفت تا آن را برطرف نماید و هرگاه در بین علما اختلافی پدید می‌آمد، موضع‌گیری نمی‌نمود و خود را بی‌طرف می‌دانست.
ایشان با این همه خدمات شایسته‌ای که به جامعهٔ اسلامی ارائه کرد، بعد از کسالت‌هایی که برایشان به وجود آمد، برای هر یک از این دو مدرسه مدیری را بر سرکار گماشت تا خللی در پیشبرد اهداف مدارس به وجود نیاید و حقا مصداق همان انسان‌های بزرگی بود که جز برای رضای خدا کاری نمی‌کند. این بزرگ‌عالم خراسان‌زمین با کارنامه‌ای بسیار زیبا و زرین و با زندگی درخشانی که سراسر خدمت و زحمت برای نصرت دین الله بود، سرانجام در بیستم ربیع الاول ١٤٣٩ هـ.ق. بر تخت بیمارستان تایباد در حالی که به نوای زیبای قرآن گوش فرا می‌داد، جان به جان آفرین تسلیم کرد؛ إنا لله وإنا إلیه راجعون.
در روز بعد هزاران نفر از مردم خراسان‌زمین و علمای مناطق مختلف کشور در شهر مشهدریزه بر پیکر ایشان نماز گزارده، وی را بدرقهٔ سرای آخرت کردند.

خوشا آنان که با عزت زگیتی /*/ بساط خویش برچیدند و رفتند
زکالاهای این آشفته بازار /*/ محبت را پسندیدند و رفتند


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 818 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۱
برچسب ها: