مولانا عبدالحميد اسطوره اخلاق و معنويت محبوب قلب‌ها در ايران و جهان اسلام است

دسته: دل‌نوشته‌ها , شخصیات , معاصرین , ویژه
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۶ آذر ۱۳۹۶

نويسنده: محمد طاهر احمدزاده

مولانا عبدالحميد يك شخصيت فراحزبي، فراقومي‌ و فرامذهبي است، ايشان يك شخصيت برجسته علمي‌ و فرهيخته‌ي ملي بلكه از نخبگان مورد وثوق و محبوب اهل سنت ايران و جهان اسلام است، اينها نه تملق و اغراق و نه چاپلوسي و غلو است، بلكه واقعيت و حقيقت است.
اولين باري كه دلم به ديدار جناب شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد (مد ظله العالي) شاد شد، به حدود ٢١ سال پيش برمي‌گردد، حدودا ٢١ سال سن داشتم، در شب‌هاي ختم قرآن در ماه مبارك رمضان زاهدان رفته بودم، بعد از سخنان حكيمانه و دلنشين، پرسوز و عبرت‌انگيز هنگامي که در مسجد مكي با تضرع و زاري، گريه‌كنان شروع به دعا كرد، جا خوردم! اولين بار بود كه ببينم چند هزار نفر در يك مسجد دست نياز به درگاه الله دراز كرده و با صداي بلند گريه كنند، سوز و ناله‌هاي مولانا در دعا هر دلي را تكان مي‌دهد. وقتي كوچك و بزرگ، پيروجوان، فقير و ثروتمند، عالم و عامي ‌را گريان و نالان به درگاه خدا ديدم، بغضم تركيد، من نيز گريه‌ام گرفت، توبه دسته جمعي بود، كيست كه در بيان مولانا بنشيند و توبه نكند، دلش آب نشود و اشك از گوشه چشمانش جاري نشود؟!

در سفر و حضر در رکاب و همراه مولانا بوده‌ام، در سفرهاي تهران و قم به ديدار مراجع عظام تقليد رفته‌ايم و چه زماني كه در دارالعلوم مسجد مكي طلبه بودم و زانوي تلمذ زده بودم، هرگز حركتي، قولي يا فعلي از ايشان نديدم كه خلاف قرآن و سنت باشد، كل زندگي خويش را وقف خدمت به دين خدا و خلق خدا نموده است.

مولانا عبدالحميد با رويكرد اعتدالي و تعامل سازنده و حكيمانه خود سبب وفاق ملي و فروكش كردن تعصبات و تعديل تندروي و افراط‌گرايي‌هاي قومي ‌و مذهبي در بلوچستان و مناطق مختلف جامعه اهل سنت ايران شده است. مولانا اسطوره اخلاق و معنويت، سمبل وحدت و اخوت، دلسوزي و خيرخواهي است.
مولانا عبدالحميد چه بسا در آسمان‌ها بيشتر از زمين مشهور است، مشهور بودن ايشان يا محبوبيت و مقبوليت ايشان صرفا به خاطر رويكرد اعتدالي يا آزاد كردن چند گروگان و مواضع سياسي و اجتماعي ايشان نيست، بلكه زندگي ٢٤ ساعته ايشان صرف دعوت و تعليم، تبليغ و تزكيه، عبادت الله و خدمت به دين الله و خدمت و شفقت بر خلق الله است، خطابه وعظ و ارشاد ايشان روزانه به راه است. همان‌طور كه روزانه در جهت ترميم تعلق بندگان با الله مي‌كوشد، روزانه سبب آشتي و صلح و سازش بين انسان‌ها و قبايل مختلف هم مي‌شود، شكاف و تنش بين ملت و دولت را به حداقل رسانده است، جلوي بسياري از تند روي‌ها رو گرفته است، عملا و عميقا به وحدت و اخوت و همدلي و احترام متقابل بين شيعه و سني معتقد و پايبند است، به انسانيت ارج مي‌نهد. مدير بزرگ‌ترين مدرسه ديني اهل سنت ايران، دارالعلوم مسجد مکي زاهدان که در مجموع چند صد شاگرد دختر و پسر دارد.
رئيس مجمع فقي اهل سنت بلوچستان است كه براي مسايل فقهي جديد فتوا صادر مي‌كنند، عضو مجمع جهاني رابطه العالم الاسلامي‌ در جده و مكه است.
ايشان به تمام دعاهاي مسنون يوميه پايبند هستند روزانه به اذكار و تلاوت قرآن در سفر و حضر پايبند است، بعد از نماز صبح غالبا براي عموم مردم كلاس تفسير قرآن در مسجد مكي دارد، روزي يك جزء و هر ماه يكبار قرآن را ختم مي‌كند و در ماه مبارك رمضان در نماز تراويح يک‌بار قرآن ختم نموده و عشره اخیر رمضان را در مسجد اعتكاف مي‌نمايد و روزانه از احاديث بخاري به طلاب درس داده و بيشتر از سي تا چهل سال است به نماز شب و تهجد پايبند است و در خلوت و تاريكي‌هاي شب بلند شده با اشك و آه و سوز و ناله براي امت محمدي دعا مي‌كند همانگونه حضرت محمد مصطفی (صلی الله عليه وسلم) قبل از اينكه ما به دنيا بياييم براي تك تك ما اشك ريخته، دعا کرده و گريه نموده است. جناب مولانا هم كردستان نيامده اما بارها در مناسبت‌هاي مختلف براي همه امت و ملت‌ها و كشورها و در دعاهاي انفرادي و اجتماعي براي ملت كرد و همه استان‌هاي كوردنشين دعا كرده است.
اين حساسيت ما به جناب مولانا عبدالحميد نه از روي تعصب يا حب و بغض شخصي است بلكه به خاطر اين روش و منش، سيرت زيبا، اخلاق حسنه و صفات حميده، به خاطر عملكرد درست ايشان، ايمان كامل، علم نافع، عمل صالح و تقوا و اخلاص و للهيت ايشان است و گرنه بنده شهروند ايران از لحاظ قومي‌كرد زبان و از لحاظ مذهبي شافعي مذهب هستم.
مولانا در اوج شهرت بسيار متواضع و بي‌ادعا از سخاوت و جوانمردي، از خوش‌رويي و مهرباني هيچ كمي ‌ندارد، هر آن‌كس كه حتی يك‌بار براي چند لحظه ايشان را ديده باشد، يك‌دل نه صددل از شخصيت ايشان متأثر شده است.
الله متعال حتی از لحظه لحظه‌ي زندگي و عمر با برکت ايشان براي خدمت به دين و خدمت خلق الله كار مي‌گيرد. اين مقبوليت آسماني است كه اين‌گونه مهر و محبت ايشان در دل اهل زمين از شيعه و سني از كرد و ترك، فارس و عرب، بلوچ و ترك فارس و عرب، بلوچ و تركمن و غيره غوطه‌ور است.
خداوند در آيه‌ي ۹۶ سوره مريم مي‌فرمايند:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا»؛ يعني: آناني که ايمان آورده و اعمال نيک انجام دادند، پروردگار محبت آنان را در دل‌ها خواهد افکند.
حديثي از پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) نيز چنين روايت شده است: «إن الله إذا أحب عبدا قال لجبرائيل إني أحب فلانا فأحبوه و يوضع له القبول في الأرض»؛يعني: پروردگار زماني که بنده‌اي را دوست بدارد، خطاب به جبرئيل مي‌فرمايد: که من فلاني را دوست دارم؛ بنابراين شما نيز او را دوست داشته باشيد؛و بدين ترتيب او در زمين محبوب و مورد اقبال عمومي قرار خواهد گرفت.
جناب آقاي شهاب نادري از گفته‌هايتان در مورد مولانا عبدالحميد نشان از شناخت بسيار اندک و ناچيز شما از جهان شمولي اسلام و علماء اسلام دارد، دين اسلام ديني جاويد و جهان شمول است، قرآن نيز جهان شمول است، پيامبر ( صلي الله عليه وسلم) نيز جهان شمول بوده است، از آن‌جا كه اسلام دين عالمي‌ است علماء اسلام نيز بايد عالمي ‌باشند. ما و شما طبق هيچ موازين شرعي و اخلاقي و قانوني نمي‌توانيم رسالت و مسئوليت، نطق و بيان علماء را كه وارث انبياء هستند را منحصر به يك مسجد كنيم، چون دامنه تکليف ديني و الهي آن‌ها عالم اسلام و بلکه جهان بشر است.
گويا كه در مجلس گفته‌ايد:
“جناب آقاي مولوي شما كه امام مسجد يكي از مساجد زاهدان هستيد در حيطه آن مسجد سخن بگوييد!!!”
اولاً: اين حرف شما بوي سكولار مي‌دهد؛
دوماً: علماء وارث انبياء هستند و دامنه رسالت پيامبر عظيم الشأن اسلام و به تبع آن علماء دين همه اقوام، همه زمان‌ها و همه مكان‌ها تا قيامت بوده است.
آيات فراواني از قرآن بر جهاني بودن اسلام و قرآن و رسالت پيامبر ( صلي الله عليه وسلم) تاکيد دارند:«وَمَا أَرْسَلْنَاك إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا«[ سوره سبأ، ٢٨]؛ يعني: «ما تو را بشارت دهنده و ترساننده، براي عموم مردم فرستاديم.»
نيز فرمود: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ» [سوره انبياء، ١٠٧]؛ يعني: «ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.»
از اين رو مي‌بينيم قرآن در دعوت‌هاي خود از لفظ “الناس” يعني عموم مردم بهره گرفته است.
جناب آقاي شهاب نادري
شما كه نماينده مردمي متمدن، بافرهنگ و ديندار ملت شريف و نجيب پاوه و اورامانات هستي؛ لذا در شأن شما در جايگاه نماينده مجلس يك شهر نيست که بدون تحقيق از صحت و سقم مطلبي نادرست و تحريف شده را که به ناحق به مولانا عبدالحميد نسبت داده‌اند باور کرده و در تريبون عمومي مجلس به ساحت پيشواي مذهبي و امام جمعه اهل سنت زاهدان تاخته يا خدايي نکرده مورد اهانت و بي‌احترامي قرار داده باشيد؛ زيرا که در آموزه‌هاي دين اسلام آمده است: «كَفَى بالمَرْءِ كَذِباً أنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ ما سَمِعَ» [مسلم]؛ يعني:«براي دروغگو شدن كافيست هر آنچه را كه بشنوي ( بدون تحقيق ) آن‌را بپذيري و بازگو كني.»
با اينکار دل جامعه اهل سنت را به درد آورده و براي خاموش کردن آتش فتنه، تفرقه، اختلاف و توهين لطفا با صدور بيانيه اصلاحي يا معذرت خواهي اين قائله را ختم به خير نماييد. جزاکم الله خيرا!
و براي معلوم شدن واقعيت و حقيقت لازم است کل کليپ صوتي و يا تصويري مولانا عبدالحميد را گوش دهيد که هرگز مولانا عبدالحميد نگفته‌اند:«کوردها ايمان نياورده‌اند و ‌گناه کردند و خدا بر آن‌ها عذاب فرستاد!!»
اين حرف‌ها مصداق تهمت، افترا و دروغي ناجوانمردانه بيش نيست.
از قضا فرداي روز زلزله جناب مولانا عبدالحميد، مولانا بدري (مدير موسسه محسنين) تحت اشراف مولانا و تني چند از اساتيد دارالعلوم زاهدان طي تماس تلفني با اينجانب و عميقاً با اظهار تاسف، تألم و همدردي جوياي نوع کمک‌ها به آسيب‌ديدگان شدند و چندين هيئت با کمک‌هاي نقدي و غيرنقدي رهسپار مناطق زلزله زده نموده‌اند…
مولانا بر هدايت همگان حريص است و درد و‌ رنج مسلمان‌ها بر وي سخت و دشوار است.

والسلام عليکم و رحمة الله (۶/۹/۱۳۹۶)


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 744 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴۴
برچسب ها: