مصاحبه مولانا احمد نارويي رحمه‌الله با انديشه عزيزي

دسته: خبر و گزارش , ویژه
بدون دیدگاه
پنجشنبه - 28 دسامبر 2017

نويسنده: قاسم شه‌بخش

تجربه اولين مصاحبه‌ام بود، آن‌هم با شخصيتي که به‌قول حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد، يک پروفسور تمام‌عيار بود.  بعد از نماز مغرب در دفتر کارش نشسته بود؛ دفتري که در آن نه از منشي خبري بود و نه دفتردار. حتي ميز و صندلي هم نداشت. تنها يک ميزه ساده جلويش بود. وارد دفتر شديم و با کسب اجازه درگوشه‌ا‌ي نشستيم. منتظر مانديم تا کار مراجعه کننده‌اي که به‌ظاهر اختلاف طايفه‌اي داشت، تمام شود.

بي‌درنگ علت آمدن را پرسيد. گفتم: وقت قبلي براي مصاحبه داشتيم. به آن چندنفري که قبلا از ما آمده بودند، گفت: شماها فردا صبح تشريف بياوريد، اين طلبه‌ها (با زبان و لهجه‌ي زيباي بلوچي «طالب جان» خطاب‌مان مي‌کرد) وقت قبلي براي مصاحبه دارند. نزديک‌تر شديم و درکنارش نشستيم. گفت: درخدمتم. شروع به پرسيدن سؤالات کردم. زنده‌ياد مولانا احمد نارويي رحمه‌الله به تک‌تک سؤالات ما پاسخ داد و در پايان با نصيحت‌هاي پدرانه بدرقه‌مان کرد. ياد آن ايام و آن عزيز بخير.

آنچه در اين شماره مي‌خوانيد بازنشر مصاحبه مجله انديشه عزيزي با مولانا احمد نارويي در سال 1434هجري‌قمري مي‌باشد.

دست‌اندرکاران مجله «انديشه عزيزي» برآن شدند تا اين مصاحبه‌ي ماندگار را که در سال 1434هجري‌قمري انجام گرفته، بازنشر کنند تا ضمن آن‌که يادي از آن عزيز سفر کرده بشود، تحليل‌هاي زيبا و شيرين استاد مولانا احمد درمورد اهانت به پيامبر رحمت و مهرباني را درخدمت خوانندگان مجله قرار بدهد.

چرا به پيامبري که حامي و مدافع انبياء گذشته است اهانت مي‌شود؟

خداوند متعال پيامبراکرم صلي‌الله‌عليه‌وسلم را به‌عنوان خاتم الانبياء، مصدق‌الانبياء و رحمةللعالمين مبعوث نمود «وما ارسلناک الا رحمةللعالمين» و بعثت آن‌حضرت صلي‌الله‌عليه‌وسلم را جهاني قرار داد و فرمود: «وما ارسلناک‌ الا کافة للناس» چراکه آن‌حضرت صلي‌الله‌عليه‌وسلم از يک طرف در جايگاه رحمت قرار دارد و از طرفي ديگر بعثت‌شان همگاني است. طبيعي‌ست که با ظلم ظالمان مبارزه خواهد کرد. و کساني با اين زعم و گمان که اديان گذشته تحريف شده و ميدان براي آن‌ها باز است تا که به هر شکلي بخواهند بر روي انسان‌ها ظلم و ستم کنند و نهايتا به اميال شخصي خود برسند در مقابل اين ميدان‌تازي و تحريف با تعليمات گرانبهاي آن‌حضرت صلي‌الله‌عليه‌وسلم مواجه شدند و بر سر دو راهي قرار گرفتند از يک جهت احساس کردند  که اگر ما دين اسلام را قبول کنيم، منافع ما در خطر است و اگر از قبول آن سرباز زنيم جهانيان ما را ملامت مي‌کنند؛ که چرا شما اين تعليمات زيبا را قبول نکرديد در نتيجه به حيله‌اي متوسل شدند و آن اين‌که خود شخص پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وسلم را مورد تاخت‌و‌تاز قرار بدهند و افکار عمومي دنيا را خصوصاً کساني را که با اسلام آشنايي ندارند، گمراه کرده و بر آن‌ها تسلط پيدا کنند. همان‌گونه که فرعون در مبارزه با حضرت موسي عليه‌السلام گفت: که موسي براي اين آمده تا تاج و تخت شما را بگيرد و مشرکين در مبارزه با پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وسلم گفتند: «لاتسمعوا لهذا القرآن والغوا فيه لعلکم تغلبون» لذا اين اهانت‌ها براي گمراه نمودن جامعه‌ي بشري است.

آيا در گذشته نيز به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وسلم چنين اهانت‌هاي صورت مي‌گرفت؟

اهانت از بدو بعثت آن‌حضرت صلي‌الله‌عليه‌وسلم وجود داشت، اما به‌گونه‌اي که قابل قبول جامعه آن روز بود مثلا: ساحر، کاهن و مجنون گفتن پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وسلم ليکن اهانت‌هاي به‌شکل امروزي وجود نداشت، چرا که مشرکين زمان پيامبر شمايل‌رفتار، کردار و اخلاقي آن‌حضرت صلي‌الله‌عليه‌وسلم را ديده بودند. جالب‌تر اين‌که او را به‌عنوان محمدامين قبول داشتند. ليکن بنابر دلايل ديگر از قبول کردن اسلام سر باز مي‌زدند. به‌عنوان مثال اهانت‌هاي عبدالله‌بن‌ابي که رياست خود را توسط هجرت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وسلم از دست داده بود؛ چرا که مردم مدينه قبل از هجرت قصد داشتند، او را رئيس قرار بدهند. که اين موقيعت با تشريف فرمايي آن‌حضرت صلي‌الله‌عليه‌وسلم به مدينه از بين رفت. و عبدالله‌بن‌ابي با کينه‌اي که داشت هرجا که فرصت پيدا مي‌کرد به پيامبر و اصحاب او اهانت مي‌کرد، همچنين کفار امروزه احساس مي‌کنند که در نتيجه‌ي عدم اهانت و توطئه آن‌ها؛ جامعه بشري به‌سوي فطرت و دين اسلام سوق داده مي‌شود. در نتيجه بازار آن‌ها کساد مي‌شود؛ بنابر اين، اهانت‌ها از همان ابتداي بعثت بوده، ليکن با تفاوت ميادين و روش‌هاي آن روز اهانت صورت مي‌گرفت.

علت واکنش مسلمانان در مقابله اهانت به حضرت رسول صلي‌الله‌عليه‌وسلم و عدم واکنش کفار در مقابله اهانت به پيامبر متبع چيست؟

علت اصل‌ اين‌ست که تعليمات واقعي حضرت موسي و حضرت عيسي در دست يهود و نصارا وجود ندارد. در حقيقت آن‌ها به‌صورت اسمي ادعاي يهوديت و مسيحت مي‌کنند. و به‌همين دليل اين عشق و علاقه در ميان آن‌ها نمي‌باشد، ليکن تعليمات پيامبراسلام به‌صورت صحيح و با سند درست و بدون تحريف در دست جامعه‌ي بشري وجود دارد؛ بنابراين، نخست همين واقعيت در دل مسلمانان اثر گذاشته و در ثاني خداوند متعال، “امت حضرت رسول صلي‌الله‌عليه‌وسلم را خير الامم معرفي مي‌کند و بايد فرقي بين امت افضل و غير افضل باشد”.

وظيفه علماء و طلاب در مقابله با اين اهانت‌ها چيست؟ آيا مقابله به‌مثل شود يا خير؟

من معقتدم که وظيفه‌ي اصلي علماء و طلاب به‌عنوان وارثين انبياء بالخصوص وارثين حضرت رسول‌اکرم صلي‌الله‌عليه‌وسلم احياي سنت به‌صورت عملي و پياده کردن آن در زندگي جامعه بشري بوجه واقعي و عيني مي‌باشد، چرا که مبارزه کفار براي اين‌ست که مانع پذيرش جامعه بشري از اسلام گردند. و ديگر اين‌که در اعتقادات مسلمانان وهن و سستي وارد کنند، تا با کمرنگ شدن وجود مقدس پيامبر و دين او ميدان براي مطالع نفساني آن‌ها باز شود، لهذا بهترين راه مقابله اين است که مسلمانان بيدار شوند تا ترفندهاي دشمنان بي‌اثر گردد. و از نتايج معکوس مبارزات و اهانت‌ها همين نااميد شدن مسلمانان است. والا در تقابل به‌مثل دو مانع وجود دارد.

1- خداوند متعال مي‌فرمايد: «ولاتبسوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم»؛

2- در واقع مقدسات آن‌ها تورات و انجيل جزو مقدسات مسلمانان مي‌باشد و از يک مسلمان بعيد است که به اين نوع مقدسات اهانت کند.

واکنش مسلمانان را در مقابل اين اهانت‌ها چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

من معتقدم که اين واکنش‌ها، واکنشي مثبت است؛ چرا که بعضي از طبايع، طبايع سالم‌اند و بعضي ديگر طبيعت‌هاي عنود دارند. که با پند و نصيحت متنبه نمي‌شوند و نياز به‌سيلي دارند، مثلا در زمان پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وسلم  مشرکيني بودند که هم بت‌پرستي مي‌کردند و هم غارت‌گر و دزد بودند، اما پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وسلم در فتح مکه آن‌ها را معاف نمود و مشرکيني درميان آن‌ها بود، مانند ابن‌خطل که با وجود پناه بردن به پرده کعبه مورد عفو قرار نگرفت، بلکه گردنشان زده شد.

 «من همينجا به حکومت‌هاي غربي و اروپايي که گاه‌گاهي به اين مسايل دامن مي‌زنند، اعلان مي‌کنم «که اگر سلامت دنيا امنيت و آرامش خود را مي‌خواهيد تنها راه آن حفظ احترام به مقدسات مسلمانان است.» عرب‌ها ضرب‌المثلي دارند که: «من قال ينبغي سمع مالا يشتهي» گر چه ما مسلمانان را دعوت به صبر و حلم مي‌کنيم؛ اما اگر از روي احساسات واکنشي نشان دهند، نبايد آن‌ها را مقصر دانست بلکه عاملان اين خشنونت بايد در مسير و رفتار خود تجديد نظر کنند تا با مشکلات مواجه نشوند.»

پيام شما براي جامعه اسلامي چيست؟

عرض و خواسته بنده از جامعه اسلامي اين‌ست که شما امانتدار دين عظيمي هستيد که آسمان‌ها و زمين به تعبير قرآن از حمل آن سر باز زدند «انا عرضنا الامانة علي السموات و الارض والجبال فابين ان يحملنا واشفقن منها وحملها الانسان انه کان ظلوما جهولا.» معتقدم که مسئوليت ما بسيار سنگين است، از يک طرف دين‌اسلام متضمن سعادت بشر است و از طرف ديگر براي ابلاغ اين دين به بقيه‌ي طبقات امت خون‌هاي پاکي همچون خون صحابه رضي‌الله‌عنهم ريخته شده است. خود پيامبر هم براي اين دين، با مصائب روحي و جسمي مواجه شدند. و اهانت‌هاي گذشته و حال همه‌وهمه نقطه‌ي اساسي‌شان اين‌ست که چرا دين آمده؟! و اين دين امروز در دست ما قرار گرفته و ما بايد در راه دين چند کار انجام دهيم. سه‌کار حداقل فرض و وظيفه اصلي يک مسلمان است:

1- دين را ياد گرفتن؛

2- عمل به آن؛

3- تبليغ آن.

بنده معتقدم اگر مسلمانان در اين قالب حرکت کنند، مصداق اين آيه کريمه قرار خواهند گرفتن «لايضرکم من ضل اذا احتديتم»؛ بنابراين، انتظار از مسلمانان و در راس آن‌ها  از علماء و در درجه دوم از طلاب و ساير امت در درجه بعد؛ اين‌ست که به اين ‌سه نکته اساسي عمل نمايند و در اين صورت ما به روش صحيح و درست اين امانت را اداء نموده‌ايم و به نسل بعدي رسانده‌ايم.

منبع: مجله انديشه عزيزيه


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۴
برچسب ها: