ما امروز چگونه از پيامبر دور شده‌ايم …

دسته: پیامبر رحمت , شخصیات , ویژه
بدون دیدگاه
یکشنبه - 10 دسامبر 2017

نوشته: محب الدين الخطيب/ ترجمه: عبدالرحمن عزام

هرگاه نيرو و توانم در زمينه‌ي دعوت، به سستي ‌مي‌گرايد و تسليمي و سَر خَمي‌ را به جريان اسلا‌مي ‌مفيدتر ‌‌مي‌پندارم، با روح و عقل خويش به زندگي پيامبر صلي الله عليه وسلم، الگو و مقتداي بزرگ خويش بر ‌‌مي‌گردم، خاشعانه و به ديد احترام، در مقابلِ سالياني از زندگي مبارک‌شان ‌‌مي‌ايستم که به معالجه‌ي اخلاق قومش مشغول، و بر آن بود تا ايشان را براي حملِ مشعلِ فضيلت و بزرگ‌منشي و هدايت، آماده و به سوي رهنوردي در اين مسير به کرانه‌هاي دنيا، بفرستد. و اين سالياني اندک و انگشت شمار بود که با سپري شدنِ آن، دعوت اسلا‌مي ‌به جريان بزرگ و مؤثري تبديل شد که آوازه‌اش شهره‌ي آفاق و خوبي‌هايش، نقل مجالس شد. تا جايي که همه ملت‌ها و مليت‌ها از باورها و عبادت‌ها چه که از زبان‌ها و خوي و عادت‌هاي خويش دست ‌‌مي‌کشيدند تا در زيرِ پرچم و لواي اسلام در آمده و در آفاقي جديد از زمين، نداي «حي علي الفلاح» سر دهند.

 در کوه و غار حراء

روزي که به مکه داخل شدم، نخستين چيزي که خواستم بشناسم، کوي حراء و خانه‌ي ارقم بود. کوهي که پيامبر صلي الله عليه وسلم بهترينِ آفريده‌هاي الهي در آن با وحي حق، مورد خطاب قرار گرفت. و خانه‌ي ارقم بن ابي ارقم مخزو‌مي‌ هم تا هنگام رسيدنِ تعداد مسلمانان به مرز چهل تن، پناهگاه پيامبر صلي الله عليه وسلم و ‌يارانش بود. و اولين صفِ جهاد از همين افراد ساخته شد که در راه اعلاي کلمه الله قد علم نمودند.

بر بلنداي قله‌ي کوي نور ايستاده و تير نگاهم را به آفاق و اطراف و اکناف به گردش و چرخش در آوردم که فقط کوهي خالي از مردم به چشمم خورد. کوهي که از شور و غوغاي انسان‌ها دور و از دسيسه‌ها و بدي‌ها و زشت‌کاري‌هايشان، راحت بود. اين کوهي بود که خداوند چنينش گردانيده بود.

به غار داخل شدم و لحظه‌اي دور از‌ ياران و همراهانم در آن، خلوت گزيدم. و با خود فکر ‌‌مي‌کردم که پيامبر صلي الله عليه وسلم در چه وسعت نظر و گستردگي فکري‌اي قرار داشته است که اميدوار آن بوده تا خداوند متعال کلمه‌ي «لااله الا الله» را در تمام روي زمين، شايع و منتشر بگرداند. و ارواح سکان اين زمين را از پستي عبوديتِ بندگان و بردگان و جمادات، به فراز توحيد خالصي بلند ببرد که جز آن، به عقل و پندارِ بشر، لايق و سزاوار و در خور نباشد. و اينکه امت‌هاي روي زمين از خرافات و باورهاي دروغين و خست‌ها و مکر و فريب‌هاي خود دست کشيده و با اسلام به امت راستي و رحمت، ايثار و بخشش، و عمل و جهاد و اصلاح، تبديل شوند.

در اين غار، وحي الهي بر قلب بنده و پيامبرش محمد صلي الله عليه وسلم فرود آمد. و از همين غار نور هدايت منتشر شد و با نور آن، دل مرد‌مي‌ که در شمار انسان‌ها نمي‌آمدند، نوراني و روشن شد. و به زودي اين نور در دلِ همگان در خواهد آمد درست آنگاه که امت محمد بتوانند به او تأسي جويند و به سوي نداي امر به معروف و نهي از فساد و منکرِ او، رهسپار شوند.

در خانه‌ي ارقم

به خانه‌ي ارقم در کنار کوه صفا داخل شده و با خود گفتم، اگر خداوند ‌‌مي‌خواست که براي دعوت پيامبرش محمد صلي الله عليه وسلم، دل‌هاي همه‌ي اهل زمين را نرم کند، همه نداي او را اجابت نموده و در مدت چند شب، دعوتش را ‌مي‌پذيرفتند؛ اما اين تلاش چندين ساله و عدمِ هدايتِ درحال، درسي از زندگي پيامبر است که بر مسلمانان لازم است تا آن را فراگرفته و بدانند: «درويدنِ کشت را فقط کسي سزاوار است که روزي بذري پاشيده است و نتيجه از آن کسي خواهد بود که زمينه‌ي به دست‌آوري آن را فراهم نموده است.»

و واي بر کسي که از امر دعوت به اين علت پاي پس ‌مي‌گذارد که اهل زمان از استجابت و قبول دعوت، سر باز ‌مي‌زنند و آن را نمي‌پذيرند. اين شخص با چنين پندار، خود را به ناداني ‌مي‌زند. به واقعيت امر، آنچه از مشکلات و سختي‌هايي که پيشواي بزرگ ما صلي الله عليه وسلم در راه دعوت با آن برخورد نموده است، هرگز مشکلات دعوتگرانِ امروزي به آن نمي‌رسد و اين با آن هرگز قابل مقايسه نيست.

پس چه بايد کرد؟!

دعوتگران امروزي که وارثين پيامبران‌اند، بايد خود را مورد محاسبه قرار دهند که در راه خدا، به کدام آزار و اذيت برخورده‌اند؟ و در راه اعلاي کلمه الله چه چيزي را بذل نموده و به مصرف رسانيده‌اند؟ و به کدام خوي از اخلاق پيامبر صلي الله عليه وسلم و ‌يارانش رضي الله عنهم خود را آراسته‌اند که نمونه‌ي خوبي از نيکويي شده و ديگران را به سوي اسلام خويش آزمند گردانيده و سبب باور و روي‌آوريشان به آن شوند؟!

هيچ امتي بسان ما امت مسلمان به تاريخ خود بدي روا نداشته‌اند. ماييم که به تاريخ خويش بدي روا داشته و نگاه چشمان بصيرت و بصارت خويش را از موقف‌هاي بزرگ در سيرت پيامبر صلي الله عليه وسلم و زندگي بزرگاني همچون صحابه و امامان و مجاهدين رحمهم الله که به رهنمودهاي پيامبر هدايت‌يافته‌اند، گرفته و نيم‌نگاهي به آن ننموده‌ايم. شايد همين ناحيه در ديوار قلعه‌ي ما، فراخ‌ترين جايگاهي است که ضعف از آن بر ما وارد و ما را با سستي و انحلال و نابودي روبه‌رو گردانيده است. ما از عدمِ نصرت و‌ ياري خويش، شکايت ‌مي‌کنيم؛ اما دوست نداريم سنگيني مسؤوليتي که از اين جانب بر دوش ما گذاشته شده است، به خاطر و دلِ ما بگردد. با فخر و افتخار، انتشار و پخش و نشر دعوت در صدر اسلام و قرن‌هاي نخستين را که همچون معجزه به شمار ‌مي‌رفت،‌يادآوري ‌مي‌کنيم و هر گاه کسي براي‌مان بگويد که انتشار اسلام در زمان کنوني نيز به همان سرعتِ صدر اسلام امکان پذير است اما مشروط بر اينکه شما با اخلاق و زندگي خويش ديگران را به سوي آن دعوت بنماييد، ما به سرعت گفته‌ي او را قطع نموده و با تعاهد و همدستي از جا بلند ‌مي‌شويم تا حسن ظن و گمان نيک آن شخص را در باب خود، همانطور نگه داريم. همه ‌مي‌گوييم که پيامبر صلي الله عليه وسلم، بزرگ‌ترين الگوي ماست و همه در کتاب خداوند متعال اين آيه را ‌مي‌خوانيم که ‌مي‌فرمايد: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ/ سرمشق و الگوي زيبائي در (شيوه پندار و گفتار و کردار) پيغمبر خدا براي شما است» [احزاب: ۲۱] و همه ‌مي‌دانيم که موانع و مشکلاتِ امروزي در راه قرآن، نسبت به موانع آن روز که پيامبر و ‌يارانش در خانه‌ي ارقم گرد آمده بودند و بر ثبات در راه حق تا پاي جان، عهد ‌مي‌بستند، چيزي شمرده نمي‌شود. و نزديک‌ترين مقايسه‌ي امت امروزين ما با صدر اسلام فقط همين است که ما امروزه ميليون‌ها انسانيم که قرآن را تلاوت ‌مي‌نماييم؛ حالانکه آنان آن روز شمارِشان کمتر از چهل تن بودند.

اما امروزه آن اخلاق کجاست…؟

منبع: نوگرا


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۶
برچسب ها: