“فاتحه‌ی قدس، با سقوط خلافت عثمانی خوانده شد”

دسته: ویژه , یادداشت‌ها
بدون دیدگاه
شنبه - 9 دسامبر 2017

نويسنده: مولوي عبدالعظیم درک‌زهی/ تعلیم القرآن شورشادی

خبری که این روزها “حدیث الناس” شده، و مسلمانان را به تب‌وتاب آورده، تعیین بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت رژیم صیونیستی اسرائیل است. با شنیدن این خبر، مسلمان‌لرزه‌هایی با یک‌دهمِ ریشتر و شاید خفیف‌تر احساس شد؛ این لرزه‌های خفیف و آنی، از روی منابر، استودیوی رسانه‌های ملی، و در قالب بیانیه‌های علما و سران کشورهای اسلامی، و یادداشت‌های قلم‌به‌دستانِ بیکاری همچو من، احساس شد.

اما سؤال اینجاست: آیا رژیم غاصب صهیونیستی و ایالات ملل ملحده، از سخنرانی علما، بیانیه‌ی سران کشورهای اسلامی و یادداشت‌هایی در فضای مجازی واهمه دارند؟ پاسخ را از زبان خودِ متجاوزان بشنویم: در سال ۱۹۶۹ میلادی یهودی‌های پلید مسجدالاقصی را به آتش کشیدند. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، که یک زن! بود گفت: “شبی که مسجد را به آتش کشیدیم تا صبح خوابم نبرد. با خودم تصور می‌کردم که حالا عرب‌ها گروه‌گروه وارد اسرائیل می‌شوند و دیگر نام‌ونشانی از ما باقی نمی‌گذارند، ولی هنگامی که صبح دمید و خبری از عرب‌ها نشد فهمیدم که ما با ملّتی مواجه هستیم که در خواب خرگوشی فرو رفته است. پس ما می‌توانیم هر کاری انجام دهیم!”

آری، امریکای غاصب و رژیم صهیونیستی با این عمل‌شان، ریسک نکردند؛ با دُم شیر بازی نکردند، بلکه با اعتماد کامل، و حساب‌شده به این عمل دست یازیدند. آن‌ها یقین داشتند که کشتزار این ملت را آب، و دهقان‌شان را خواب برده است؛ اخگرهای‌شان خاموش شده و خبری از شعله‌های آتش نیست.

آن‌ها می‌دانستند که بعد از نمازهای جمعه، مسلمانانِ خواب‌آلود تظاهرات می‌کنند؛ “مرگ بر اسرائیل” سر می‌دهند؛ سخن‌رانان دادِ بلاغت سر می‌دهند و شنوندگان، با “نعره‌ی تکبیر” از خطیبان استقبال می‌کنند. همه‌ی این‌ها را انتظار داشتند، ولی آیا این کافی است؟

چرا آن‌ها انتظار چکاچک شمشیرهای “صلاح‌الدین” را ندارند؟ چرا خطرِ ظهور قلم‌به‌دستی همچون “قاضی فاضل”، خواب را از چشمان‌شان نمی‌رباید؟ چرا هیبت عمری، لرزه‌براندام‌شان نمی‌کند؟ چرا از سلاح هسته‌ایِ پاکستان هراسی ندارند؟ چرا از نیروهای ائتلاف عربی، به سرگردگیِ عربستان سعودی نمی‌ترسند؟ چرا؟؟ و هزاران چرای دیگر.

از روزی که به جای کوس طبل‌‌های جنگی با “طنین پشه” خو گرفته‌ایم و چکاچک شمشیرها، جای خود را به صدای خوانندگان غربی داده‌اند؛ از روزی که به “معاملات نامشروع” روی آوردیم، به “دُم گاوها” چسبیدیم، به “زراعت‌مان” دل‌خوش کردیم و “جهاد” را ترک کردیم؛ از آن روز، خداوند بر ما ذلتی بس عظیم مسلط نمود، و تا زمانی که به دین‌مان برنگردیم، زین ذلت رهایی نمی‌یابیم. (حدیث نبوی)

راست گفته است سلطان عبدالحمید ثانی: “قدس را با خون گرفته‌ایم و با خون از دستش می‌دهیم” و من اضافه می‌کنم: “و با خون، قدس را پس می‌گیریم”.


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۱
برچسب ها: