اسلام دین حیات‌ است!

دسته: باشگاه اندیشه , تاریخ اسلام
19 دیدگاه
سه شنبه - ۳۰ دی ۱۳۹۳

ahdnamaهر حادثه‌ی تروریستی‌ای که توسط عده‌ای منتسب به اسلام رخ می‌دهد و در آن خون‌های بی گناهان مسلمان و غیر مسلمان با هم ریخته می‌شود و امنیت دیگران را تهدید می‌کند، من پیمان‌نامه‌ی حضرت عمر بن الخطاب رضی الله عنه را که برای مسیحیان ایلیا در بیت المقدس نوشته بود، یادآور می‌شوم؛ عمر فاروق با وجود سخت‌گیری و قدرتی که داشت با آنان پیمانی بست که گویای بشردوستی و بخشایش اسلام است؛ متن این پیمان‌نامه بدین قرار است:

«این پیمان‌نامه‌‌ای است که بر اساس آن بنده‌ی خدا، عمر، امیر مؤمنان، امنیت مالی و جانی اهالی ایلیا را تضمین کرده است؛ طبق این قرارداد عبادتگاه‌ها، صلیب‌ها، بیماران، افراد سالم و سایر مردم در امان خواهند بود و به خاطر دین و آیین خود مورد آزار و اذیت قرار نخواهند گرفت. عبادتگاه‌های آنان تبدیل به محل سکونت و یا تخریب نخواهد شد و نه از محدوده‌ی آن‌ها یا صلیب و اموالشان چیزی کاسته خواهد شد و نه برای پذیرش دین مجبور کرده می‌شوند. نباید به هیچ یکی از آنان ضرری رسانیده شود و هیچ یک از یهود با آنان در ایلیا سکنىٰ نگزیند. بر ساکنان ایلیا لازم است همان‌گونه که دیگر مردم مالیات می‌دهند، آنان نیز مالیات خود را بپردازند. هم‌چنین بایستی رومیان و دزدان را از شهر بیرون برانند و هر کسی که از خودشان نیز با آنان خارج شد، او نسبت به جان و مالش در امان است تا این‌که به محل مورد نظرش برسد و هر که از آن‌ها در شهر بماند، او نیز در امان است و همانند مردم ایلیا باید مالیات پرداخت نماید و کسانی که دوست داشته باشند خود و اموالشان را به روم رسانیده و کلیسا و صلیبشان را تخلیه نمایند، آنان نیز نسبت به جان‌ها، کلیساها و صلیب‌هایشان در امنیت کامل هستند تا این‌که به مأمن خود برسند… این پیمان‌نامه بر اساس عهد إلٰهی، پیامبر صلى الله علیه وسلم، خلفا و سایر مسلمین نوشته شده است…!»

این پیمان‌نامه‌ی فاروقی و نمونه‌های بسیار زیادی از این دست که تاریخ برای ما ثبت کرده است، همه تأکید دارند که اسلام دینی حیات‌بخش است؛ دین مرگ نیست! دین هم‌زیستی است؛ دیگران را می‌پذیرد و دست صلح و محبت را به سویشان دراز کرده و با آنان به شیوه‌ی مؤثری رفتار می‌نماید.

هنگامی که تصویر اسلام در دوره‌های نخستین چنین ایده آل و مهربانانه بوده است، امروزه چنین افکار انحرافی و تندروانه‌ای از کجا در برخی خِرَدهای بیمارگونه نفوذ کرده است که بِدان باور داشته و از آن دفاع کردند و پرچمشان را برافراشته و به هر طرف سوق دادند، پیروانشان نیز از آنان متأثر شدند که نتیجه‌اش خونریزی و از بین بردن حیات انسانی قرار گرفت. قتل‌ها و ماجراجویی‌هایی که نخست مسلمانان و شهرهایشان در آتش آن سوختند.

این کار تصویر بدی را از اسلام ارائه نمود و فرصت را به دست دشمنان اسلام داد تا به مردم چنین بفهمانند که اسلام دین دشمنی و از بین برنده‌ی مخالفان است!

باور کنید!

جدای از همه‌ی جلسات، انجمن‌ها و کنفرانس‌هایی که برگزار می‌شود و در آخرشان بیانیه‌های خسته کننده‌ای صادر می‌گردد، نسبت به سبب و علت اصلی جنگ‌های فکری و عملیات تروریستی و تندگرایانه‌ی برخی از افراد جامعه و مخصوصاً جوانان جواب صادقانه‌ای بدهید و راه حل مناسبی که بر این افکار پیروز گردد و آن‌ها را ریشه کن کند، ارائه نمایید.

چه قدر آرزو داریم که این ”پیمان‌نامه‌ی حضرت فاروق رضی الله عنه“ فراگیر شود و در تمام جهان اسلام در صدر مدارس و دانشگاه‌ها قرار گیرد و علما و فرهنگیان بر منبرها و از طریق رسانه‌های گروهی آن را به زبان‌های مختلف ترجمه کرده و به گوش همگان برسانند.

این ”پیمان‌نامه“ خودش به تنهایی مدرسه‌ای است که لازم است تمام فرزندان مسلمین طبق همین عهدنامه دانش آموخته شوند و ارزش‌های زیبای انسانی‌اش را به جهانیان برسانند؛ ارزش‌هایی که به انسان صلح‌جو ـ هر که باشد ـ ارج می‌نهد و به باورها و عبادات دیگران احترام می‌گزارد و روان و کرامتشان را حفظ نموده و زندگی آبرومندانه‌ای را برای همه‌ی انسانیت به ارمغان می‌آورد.

نویسنده: سیدنا عمر فاروق:

مترجم: زبیر حسین پور

منبع: صحیفه المدینه


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 598 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۰۵۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
ایرانی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من یک شیعه بودم ولی با تحقیق در زندگینامه خلفای راشدین, مخصوصا نوع زندگی و نوع حکومت جناب عمر فاروق تغییر مذهب دادم و الان به اهل سنت پیوسته ام.

لازم به ذکر است که مذهب ایرانیان حدود ۱۰۰۰ سال سنی بوده و در دوران صفوبه مذهب ایران شیعه شده که حدود ۳۰۰_۳۵۰ سال از شیعه شدن ایران میگذرد. یعنی مذهب پدران و نیاکان همه ما ایرانیان سنی بوده.

    مرتضی بیژن این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳ - ۲:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    سلام دوست عزیز ,
    شما چگونه تحقیق کردی که نمیدونی :

    حکومتهای زیر نیز تماما شیعه مذهب بودند:

    صفاریان: نخستین کسی که برای نخستین بار به صورت رسمی مذهب شیعه را در ایران برقرار کرد یعقوب لیث صفاری است. پس از او تمام صفاریان تا زمان انقراض این خاندان بر تمام بخشهای زیر فرمان خود اعم از سیستان-قهستان-کرمان-یزد وحتی قسمت هایی از فارس به طور کامل شیعه مذهب گشت. به گواه تاریخ یعقوب لیث صفاری (که خود را از نسل ساسانیان میدانست) از متعصبین شیعی بود.

    علویان طبرستان: این سلسله که به وسیله حسن ابن زید ملقب به داعی کبیر برپا گشته بود خود را از نسل خاندان امیرالمومنین میدانست و شیعه مذهب (شیعه زیدیه) بودند.

    زیاریان (آل زیار) : مرداویج و وشمگیر دو پادشاه نخست این سلسله مذهب شیعه را مذهب رسمی ممالک تحت سیطره خود قرار دادند و بقیه پادشاهان بعدی نیز شیعه بودند

    بوییان (آل بویه) : این سلسله کاملا مبتنی بر شیعه دوازده امامی بود و بسیار در عید غدیر جشن میگرفتند و در محرم عزاداری.

    جز این ها بسیاری از دیگر خاندانهای ایرانی که هر از گاهی به قدرت میرسیدند چون جلایریان و سربداران و مظفریان(آل مظفر) همه شیعه مذهب بودند.

    در واقع قرنها پیش از صفویان ایرانیان شیعه مذهب بودند (در اکثر مناطق) و دولت صفوی تنها وظیفه یکپارچه سازی مملکت و خروج کشور از جکومتهای ملوک‌الطوایفی را داشت.

      س این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۹:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      در زمان تشکیل حکومت صفویه مناطقی مانند طبرستان، گیلان، آذربایجان، خراسان، عراق عجم دارای اکثریت سنی بود و سنی‌های ایران که بیشتر شافعی و حنفی بودند.

      تا پیش از استقرار سلسله صفوی، ایران در شمار کشورهای سنی مذهب قرار داشت که با قدرت گرفتن دولت صفوی و به تصمیم شاه اسماعیل، مذهب کشور از تسنن به تشیع تغییر یافت.

      از آنجا که دولت صفوی در رقابت شدید با دولت عثمانی بود، شاهان شیعه صفوی به ویژه موسس آن شاه اسماعیل، در تغییر مذهب ایران سعی وافر به خرج دادند تا ایرانیان را از فرمان پذیری پادشاه عثمانی (که خود را خلیفه رسول‌الله می‌دانست) خارج کنند. چنین شد که شاه اسماعیل صفوی با بهره جستن از ارتش خود و ورود فاتحانه به تبریز این شهر سنی‌نشین را پایتخت دولت تازه تأسیس خود قرار داد و در سال ۱۵۰۱میلادی (۹۰۷ هجری) تشیع را مذهب رسمی ایران اعلام کرد.

      شاه اسماعیل افزون بر ارتش خود، از روحانیان و مبلغان شیعه کمال استفاده را برد تا مذهب شیعه را در سرتاسر قلمرو خود بگستراند. روحانیان شیعه در دربار شاهان صفوی از ارج و منزلت بالایی برخوردار بودند. این شد که شیخ بهایی از بزرگان علمای شیعه لبنان در سن ۱۳ سالگی به همراه پدرش از بعلبک به قزوین کوچ کرد. پدرش هنگامی که او ۱۷ سال بیش نداشت از سوی شاه تهماسب به شیخ‌الاسلامی قزوین و خودش در ۴۳ سالگی به شیخ‌الاسلامی اصفهان منصوب شد. بدین ترتیب ریشه ارتباط تنگاتنگ شیعیان ایران و لبنان به قرن ۱۶ میلادی باز می‌گردد.

      معروف است که شاهان صفوی در کنار ارتش مجهز خود همواره شیخ‌الاسلام‌ها (لقب مبلغان شیعه) را همراه می‌بردند. برخی تاریخ نویسان سنی این روش را با طعن و کنایه تبشیر شیعی (به مثابه گروه‌های تبشیری مسیحی) نام نهاده‌اند. البته، شیعه کردن ایران بدون خونریزی صورت نگرفت و چندین هزار تن از سنی های ایرانی در جریان آن کشته شدند یا به سرزمین های سنی نشین پناه بردند.

    اسلام ناب این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۲:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    کار بسیار درستی کردی که به اسلام واقعی پیوستی

KAMAL این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام.
اینجانب شیعه و از سادات هستم و اهل سنت رو برادر خودم میدونم و هر گونه توهین به برادرانم رو محکوم میکنم.
اما در جواب دوستمون:

خداشاهده که بنده در حال تحقیق هستم، میشه لطف کنید چند مورد از منابعی رو که مطالعه کردید و به این نتیجه رسیدید رو برام بگید تا سری بهشون بزنم.
در ضمن باید بگم که ادله آخری شما درست نیست. چون کفار هم در جواب پیامبران که دعوت به دین الله میکردند، میگفتند که : “ما دین نیاکان خود را رها نمیکنیم”

    ایرانی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۶:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    soalati-ke-bayethe-hedayate-javanane-shie-shod

    ketab-towheed

    ahkami-ke-har-mosalman-bayad-bedanad

    chera-sonni-shodam

    tazade-mafatih-al-janan-ba-ayat-qoran

    aqeedeh-islami

      عبد الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۳:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      کتاب چرا سنی شدم که معرفی کردید یک کتاب جعلی و دروغی است که نویسنه کتاب آنرا به صورت داستان در آورده که داستان طلبه شیعه ای است که سنی شده . هر طلبه شیعه ای که این کتاب را بخواند خنده اش میگیرد و میفهمد که جعلی است . نقد این کتاب را میتوانید در اینترنت جستجو کنید و مطالعه کنید آنوقت قضاوت با خودتان.
      در ضمن اگر واقعا دنبال حقیقت هستید باید نظرات مخالف را هم بخونید که من توصیه میکنم کتاب باید شیعه میشدم که داستان عالم سنی است که شیعه شده را حتما بخوانید آنوقت فرق یک داستان واقعی و دروغ را متوجه میشوید.
      علمای شیعه سنی نمیشوند ولی هزاران نفر از علمای اهل سنت تا بحال شیعه شده اند
      از جمله آقای تیجانی تونسی که میلیونها نفر تا به حال با خواندن کتب ایشان شیعه شده اند.
      در ضمن برای تحقیق بیشتر به کتابهای الغدیر ، شبهای پیشاور ، المراجعات ، سیری در صحیحن مراجعه کنید بعد تصمیم بگیرید. همه این کتابها در اینترنت موجود است.

        عشق است ایران این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۳:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

        تعداد شیعیانی که به اهل سنت گرایش می یابند قابل شمارش نیستند، ولی ما در اینجا بعضی از شخصیتهای سرشناس را ذکر می کنیم، یعنی بعضی از اهل علم که شیعه بودند و در تشیع استاد بودند و سپس از مذهب خود دست کشیدند چون که اهل تحقیق و انصاف بودند و هر چیزی را با چشم بسته و تعصب کورکورانه نمی پذیرفتند:

        ۱- آیت الله ابوالفضل برقعی قمی (از مراجع بزرگ قم وهم دوره امام خمینی که ده ها کتاب درباره عقاید تشیع نوشت از جمله کتاب: مفاتیح الجنان و قرآن)
        ۲- آیت الله العظمی شریعت سنگلجی محمدحسن
        ۳- آیت الله اسماعیل آل اسحاق خوئینی
        ۴- حجه الاسلام دکتر مرتضی رادمهر
        ۵- استاد حیدر علی قلمداران (مولف کتاب شاهراه اتحاد ).
        ۶- استاد علی حسین امیری (مولف کتاب “سفید و سرخاب” ).
        ۷- استاد حجت الله نیکوئی قمی (که مقالاتش در سایت مهتدون نشر می شوند).
        ۸- علی بن محمد القضیبی
        ۹- دکتر موسی موسوی
        ۱۰- رضا زنگنه
        ۱۱- شهید دکتر مظفریان
        ۱۲- احمد کاتب، که قبلا اسم وی (عبدالرسول بن عبدالزهره بن عبدالامیر لاری) بود.
        ۱۳- ابووائل التمیمی
        ۱۴- استاد محمد باقر سجودی (موسس سایت اسلام تکس در رد شبهات)
        ۱۵- احمد کاتب
        ۱۶- آیتالله العظمی محمد بن محمد مهدی خالصی

        البته این افراد جزو شخصیتهای معروفی بودند که ایرانیان آنها را می شناسند، وگرنه صدها شخصیت معروف و هزاران افراد گمنام هستند که مذهب تشیع را کنار زدند، و به اهل سنت گرویدند، و کافیست تا هر فرد شیعه اندکی تعصب را کنار بگذارد و با مطالعه قرآن راه هدایت را براحتی بیابد. البته فراموش نکنیم که همین چند سال پیش تا بحال عربهای شیعه خوزستان بصورت دسته جمعی و گروهی دین تشیع را ترک کردند و هنوز این روند ادامه دارد، و این واقعه بر همه روشن است و نیازی به گفتن آن نبود.

        می توانید به سایت مهتدون بروید که در آنجا خاطرات شیعیانی که سنی شده اند قید شده است.
        نمونه هایی از قبیل:
        هدایت یا فتگان به سوی حق- از عراق
        اصغر؛ شیعه ای در جستجوی حقیقت ناب!
        سؤالهایی که من را به هدایت رساند

        و نیز به دو کتاب زیر:
        پیشگامان اصلاح و اعتدال
        آژیر خطری از عربستان(سقوط و خودکشی)

        اما کسانی که بقول شیعه، از مذهب تسنن به تشیع گرایش می یابند؛ آری، این افراد بیشتر صوفیه هستند که به تشیع گرایش می یابند که برخی به تزویر آنها را سنی معرفی می کند! مثلا شخصی بنام تیجانی که یک صوفی خرافی از طریقت تیجانیه بود که شیعه شد، و بهرحال از آنجائیکه صوفیه و شیعه از نظر عقیدتی اختلاف چندانی ندارند، لذا عجیب نیست که یک صوفی به تشیع گرایش یابد، مهم آنست که یک مسلمان موحد اهل سنت و جماعت را مثال بزنند ه شیعه شده باشد، که چنین کسی را سراغ ندارند، هرآنکه مثال آورده اند او قبلا صوفی بوده است نه سنی.

          عبد الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۵:۲۵ ب.ظ

          این افرادی که ذکر کردید از علمای شیه که سنی شده اند اکثرا دروغ است که میتوانید به سایت قرآنیان مراحعه کنید در آنجا در جواب سایت عقیده که این افراد را سنی معرفی کرده مطلب مفصلی وجود دارد . من فقط یک مورد را که خودم کتابش را خواندم همان حجه الاسلام رادمهر است که در کتاب جعلی چرا سنی شدم داستانش آمده و اصلا وجود خارجی ندارد. چرا میخواهید با دروغ گویی مذهب خود را تایید کنید البته من منکر این نیستم که میشود افراد بی اطلاعی از شیعه در اثر تبلیغات سوء علمای شما سنی شوند.
          میدانم که اینقدر جرات ندارید نظرم را بگذارید کما اینکه بارها نظراتی نوشتم و سانسور شد……….

          ش این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۵ ب.ظ

          اللهم اشف کل مرضانا

          محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳ - ۶:۱۲ ب.ظ

          اگر میخواهی بدانی که آقای رادمهر راسته یا دروغه یک سری به حوزه کوهون در منطقه سرباز استان بلوچستان بزن تا با کسانی که با خودش قبل از وفاتش ملا قات داشتن از نزدیک صحبت کنی

          عبد الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۵:۱۹ ب.ظ

          سلام
          شما اگه میخوای بفهمی کتاب جعلی است یا راست اول خود کتاب را بخون بعد نقدش را در اینترنت دانلود کن و بخون بعد با انصاف نظر بده نه با تعصب بگو واقعا کی راست میگه . افراد دیگری را هم که نام بردند سنی شدن در وبلاگ قرآنیان مفصل طی چندین مقاله بحث کرده با دلیل اونها را هم بخون بعد بیا چند روز دیگه اینجا نظر بده و نتیجه اش را بگو که حرف من درسته یا نه .

... این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳ - ۹:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خوش امدی برادرم

ابوالفضل مددی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

من مانده ام که ما ایرانیان با وجود اینکه زبان عربی در دانشگاهها غالب شده بود عرب زبان نشدم و با وجود اینکه ایوعلی سینا و ابوریحان که و .. دانشمندان دیگر که زبان عربی زبان علمی شده بود ایرانیان زبان خود را از دست ندادند ولی مصریان زبان خود را از دست دادند اگر اعراب ما را مغلوب نمودند کمتر از ۴۰ سال این ما ایرانیان بودیم که قاتلین امام حسین را که ثار الله بودیم گرفتیم و ای ما ایرانیان بودیم که حکومت امویان برانداختیم و حکومت عباسیان را سرکار آوردیم و ما ایرانیان بودیم که عباسیان ندست نشانده خود کردیم که نزدیک به ۲۰۰ سال برای عباسیان جز نام چیز نمانده بود و این ما ایرانیان بودیم که در بغداد قلب عباسیان عزاداری بر ثار الله را برا قرار نمودیم و ما ایرانیان بودیم که جشن غدیر خم را در قلب بغداد برگزار کردیم و دانشمندانی مثل ابوعلی سیا و ابوریحان و کندری خواجه نصیر و فارابی و… شیعه بودند پس ما ایرانیان کی سنی بودیم که صفویان ما را شیعه نمایند

اسلام ناب این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تو یکی حرفهات هیچ سندی نداره.ابوعلی سینا و همه دانشمندان بزرگ همگی سنی بودند و ایرانیان قبل از صفویان اکثرا سنی بودند و متاسفانه بعد از روی کار آمدن حکومت ننگین صفویان متاسفانه راه خودشون رو گم کردند و گمراه شدند و البته امید است با تحقیق و کمی هم لطف خداوند دوباره این ملت بزرگ راه صحیح رو پیدا کنند …

اسلام ناب این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳ - ۷:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اسلام رو بدون حضرت عمر نمیتونم تصور کنم.هر ایدئولوژی یک دوران طلایی داره.مکتب اسلام هم دوران طلاییش دوران خلافت حضرت عمر است.

مرتضی بیژن این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۸:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وقتی برای اولین بار جلد یک کتاب الغدیر رو خوندم اشک تو چشمام جمع شد واقعا شیعه همیشه مظلوم بوده , اگه واقعا دنبال حقیقت هستید حتما بخونید . خدا همه سنی ها رو به راه راست هدایت کند .

    اسلام ناب این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۴:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    خوشبختانه در ایران مردم فوج فوج به مذهب اهل سنت(اسلام واقعی) میپیوندند.هر چی مردم بیشتر قرآن و کتب معتبر اسلامی رو بخونند کاملا حقانیت اهل سنت براشون بیشتر شناخته میشه و به دین خدا میپیوندند.

      علی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

      من یکی از اعضای خاندان نصرالله ارومیه هستم که بیش از ۵۰۰ نفر با ارشاد یکی از علمای اهل ارومیه به مذهب شیعه گرویدیم و مستبصر شدیم . و واقعا با عشق ائمه زندگی یه طعم دیگه ای داره .