تملق و چاپلوسي…

دسته: ویژه , یادداشت‌ها
بدون دیدگاه
دوشنبه - 29 ژانویه 2018

نويسنده: عبدالسلام حسين‌زهي

در فرهنگ قرآني واژه «إِمْلاق»: فقر و تنگدستي بي‌چيزي و نداري (151 انعام) که به معناي چاپلوسي است به معناي ناداري به کار رفته است؛ زيرا آدم نادار به چاپلوسي گرفتار مي‌شود و تملق‌گو مي‌شود.
البته در قرآن همين مفهوم تملق و چاپلوسي با واژه ديگري به کار رفته است. خداوند از افراط در حمد و ثنا به معناي چاپلوسي اشاره مي‌کند و از مردم مي‌خواهد تا از اين کار پرهيز کنند. چنانکه مي‌فرمايد: «لا تحسبن الذين يفرحون بما اتوا ويحبون أن يحمدو بما لم يفعلوا فلا تحسبنهم بمفازه من العذاب ولهم عذاب اليم.»؛ «البته گمان مبر کساني‌که بدانچه کرده‌اند شادماني مي‌کنند و دوست دارند به آنچه نکرده‌اند مورد ستايش قرار گيرند، قطعا گمان مبر که براي آنان نجاتي از عذاب است که عذابي دردناک خواهند داشت.» [آل عمران، آيه188]
بخشي از مفاهيم مرتبط با اين آيهک مردم سه دسته‌اند:1- گروهي که کار مي‌کنند و انتظار پاداش يا تشکر از مردم ندارند؛
2- گروهي که کار مي‌کنند تا مردم بدانند و ستايش کنند؛3- گروهي که کار نکرده‌، انتظار ستايش از مردم دارند.
اهل تملق، انسان‌هاي خود باخته‌اي هستند که تنها به يک رذيله اخلاقي دچار نيستند، بلکه تملق و چاپلوسي در بردارنده چندين رذيلت اخلاقي است. از جمله آن‌ها مي‌توان به رذيلت دروغ اشاره کرد. چاپلوسان اهل دروغ، رياکاري، توجيه‌گري، عذرتراشي، نقدگريزي، غلو و چند رذيلت اخلاقي ديگر هستند و بدتر از آن گناهي را مرتکب مي‌شوند که تملق شده را به گناه ترغيب و تشويق مي‌کنند و اجازه نمي‌دهند تا حقيقت خود را بشناسد و به بازسازي افکار و رفتار خويش بپردازد.

غرور

چاپلوسي و تملق، غرور مي‌آورد و مغرور به پند ناصحان گوش نمي‌دهد و اگر اين حرکت او با قدرت همراه شود، مردم را به سختي و بدبختي مي‌افکند. بر اين اساس فرد چاپلوس، افزون بر اينکه مرتکب دروغ، نفاق و ميدان دادن به ستمگران مي‌شود، به نسبت موقعيت ستمگران و آثار ناگواري از تملق و چاپلوسي او پديد آمده، خود يکي از عوامل فساد و شريک جرم، زيان‌ها و خسارت‌هاي وارد شده از اين ناحيه به شمار مي‌رود. هر کس به مقدار دخالت، همکاري، تأييد و تشويق خود از ديگران، در پيدايش فساد و ارتکاب جرم‌ها و ظلم، سهيم و شريک است.

روش برخورد با متملق

يکي از بهترين و مناسب‌ترين روش‌هاي برطرف سازي رفتارهاي تملق آميز، اعتنا نکردن و پاسخ مثبت ندادن به رفتار چاپلوسان است که در حيطه روان‌شناسي، «خاموشي» ناميده مي‌شود. بدين ترتيب، اين گونه افراد، روش به ظاهر کارآمد خود را غيرمؤثر و تحقيرآميز مي‌يابند و به اجبار، با تجديد نظر در شخصيت خود، سعي خواهند کرد رفتارهاي مناسبي را جايگزين رفتار پيشين خود کنند. در مقابل، توجه و نيز پاسخ‌دهي مثبت به رفتارهاي مناسب و اصلاح شده اين گونه افراد، روش مکمل براي تکنيک خاموشي است و اين تکنيک، در اصطلاح روان‌شناسان «تقويت مثبت» نام دارد.
بدون ترديد، رشد و ترويج فرهنگ چاپلوسي و چاپلوس‌پروري در هر سازمان و محيطي، سبب آلودگي فرهنگي و اخلاقي محيط کاري مي‌شود و به مرور افراد غير کار آمد سرپرستي امور را به دست مي‌گيرند که کاهش ارتباط افراد سالم و کاردان و نيز پايين آمدن بهره‌وري در نتيجه فروپاشي سازمان را منجر خواهدشد. هيچ فرد چاپلوسي جرئت تملق‌گويي و دگرفريبي به خود راه نخواهد داد، مگر آنکه اطرافيان ضعيف النفس و چاپلوس‌پرور، براي ارضاي حقارت‌هاي ذاتي خود، از او حمايت کنند.
به هر حال، در فرهنگ قرآني، واژه ملق که به معناي چاپلوسي است به معناي نداري به کار رفته است؛ زيرا آدم ندار به چاپلوسي گرفتار مي‌شود و تملق‌گو مي‌شود.

نتيجه گيري

بيشتر افراد ضعيف و فرومايه که چيزي بارشان نيست و بر اثر روابط و زدوبندها به مقام و موقعيتي دست يافته‌اند، از مدح و ستايش اين گونه افراد لذت مي‌برند و بساطشان را روزبه‌روز گسترش مي‌دهند، ولي افراد بالياقت و شايسته که نيازي به تعريف و تمجيد بي‌جا نمي‌بينند، به شدت با آنها مقابله مي‌کنند.
ناگفته نماند تملق و چاپلوسي، شخصيت گوينده را تخريب و مخاطب را مغرور مي‌سازد.
به اميد روزي که جامعه‌ مملوء از روشنفکران ونخبگان واقعي وبه‌دور از چاپلوس و متملق باشد.


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۰
برچسب ها: