بچه بی‌گناه

دسته: ویژه , یادداشت‌ها
بدون دیدگاه
جمعه - 22 دسامبر 2017

نويسنده: سعید فضل‌اللهی

نغمه‌های دل نشین اذان مغرب طنین انداز است؛ در تلاشم تا از لابه‌لای کوچه پس کوچه‌های یکی از محله‌های چابهار، خودم را به مسجد برسانم. به همین منظور پیش می‌تاختم، اما دیدن منظره‌ای سرعت و شتاب را از من گرفت و مرا درجا میخ‌کوب کرد؛ صحنه‌ای دلخراش و دردناک؛ صحنه‌ای که از زوال و تباهی می‌گفت؛ ضایع شدن و آینده‌سوزی را حکایت می‌کرد؛ از پرپر شدن گل‌ها و سنبل‌ها، قصه‌ها می‌گفت؛منظره‌ای که ندای گوش خراش «مرا دریابید» را در خاطر هر صاحب بصیرتی القاء می‌کرد.

بچه‌ی سه چهار ساله‌ای دنبال پدر معتادش به سمت خرابه‌های خودسوزی معتادان راه افتاده بود. کنجکاو شدم و در حینی که حواسم را باخته بودم، سعی کردم تا خودم را دریابم، از این رو تمام و کمال صحنه را با دیدگانی هوشیار و بیدار تعقیب می‌کردم.

ناگهان پدر بیمار در گوشه‌ای نشست و سریع بساط موادش را پهن کرد؛ آه و افسوس از نهادم بیرون شد، دلم سوخت و مغزم داشت سوت می‌کشید. در این میان کودک نازنین و بینوا دستش را بر شانه پدر بی‌رحمش گذاشته بود و در خاطر کودکانه‌اش نمیدانم چه می‌گذشت. اما نیک می‌دانم که پدرش را دوست می‌داشت و این نوازش از محبت عمیقی حکایت داشت.

وقت نماز رسیده بود خودم را به مسجد رساندم، اما پس لرزه‌های صحنه‌ی کودک و پدر بیمارش سخت ذهنم را به خود درگیر کرده بود؛ با خودم گفتم چه کاری می‌توانم انجام‌ بدهم؛ راه کارهای متفاوتی را در خاطرم ترسیم می‌کردم ولی هر کدام بنا به دلایلی عملی نبودند؛ به ذهنم آمد حداقل کاری که می‌توانم بکنم این‌است که با پدره صحبت کنم و ازش خواهش کنم، حال که به خودت رحم نکردی و طراوت و سرمایه‌ی جوانی‌ات را در مبارزه‌ای نابخردانه باختی و قائله از دستت رفت، ولی به این کودک نازنین رحم کن و د‌ر چنین اماکن زبونی با خود نکشانش.

همین که نماز را به اتمام رساندم، سریع خودم رو به خرابه‌ی مزبور رسانیدم، اما هر چه نگاه کردم اثری از پدر و آن بچه‌ی بینوا نبود، انگار که آب شده‌اند؛ نگاه توام با کنجکاوی‌ام را به کوچه‌های اطراف انداختم، اما متاسفانه خبری نبود. با حالتی ناامید و دلی رنجور راهم را ادامه دادم.

«معتادان انسانند، اما انسان‌هایی بیمار؛ پس بیماران را دریابید.»

«برخی از فرزندان با وجود پدر نیز یتیم هستند، پس یتیم نوازی کنید.»

صندوق‌های محلی و منطقه‌ای حمایت از معتادان جهت ترک این عزیزان راه اندازی کنید تا بدین وسیله گامی را در جهت کاهش معضلات برداشته باشیم.

 معتادان فرزندان همین جامعه هستند حمایت از معتادان، حمایت از جامعه است، پس جامعه خویش را دریابیم.

هزینه یک دوره ترک اعتیاد بطور معمول در کمپ‌های ترک اعتیاد چیزی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان است. بعضی از معتادان هزینه ترک ندارند.


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۱
برچسب ها: