بخش‌نامه‌ی قضایی عمر بن خطاب رضی الله عنه

دسته: باشگاه اندیشه , تاریخ اسلام , ویژه
22 دیدگاه
جمعه - ۱۲ مهر ۱۳۹۲

qazaبخشنامه‌ی قضایی مشهور عمر بن خطّاب (رضی الله عنه) به ابوموسىٰ اشعری (رضی الله عنه)

مِنْ عبدِالله، عُمَر بن الخطّاب أمیرالمؤمنین إلیٰ عبدالله بن قیس، سلامٌ علیك؛ امّا بعد:

فإنّ القضاءَ فریضة محکمة وسنّة متّبعة؛ فافهم إذا أدلیَ إلیك؛ فإنّه لا ینفع تکلّم بحقٍّ لا نفاذ له؛ آسِ بین النّاس فی وجهك حتّیٰ لا یطمعَ شریفٌ فی حیفك ولا ییأس ضعیفٌ من عدلك؛ البیّنة علیٰ من ادّعیٰ والیمین علیٰ من أنکر؛ والصّلح جائز بین المسلمین إلا صلحاً أحلّ حراماً أو حرّم حلالاً؛ لا یمنعك قضاءٌ قضیته بالأمس فراجعْتَ فیه عقلك وهُدِیتَ فیه لرشدِك أنْ ترجَعَ إلیٰ الحقِّ؛ فإنّ الحقَّ قدیمٌ ومراجَعَة الحقِّ خیرٌ من التّمادی فی الباطل. اَلْفَهْمَ الفهمَ فیما تلجلج فی صدرك ممّا لیس فی کتابٍ و لا سنّةٍ. ثمّ اعرفِ الأشباه والأمثال؛ فَقِسِ الأمورَ عند ذٰلك واعْمِدْ إلیٰ أقربها إلیٰ الله وأشبهها بالحقِّ واجعل لمن ادّعیٰ حقّاً غائباً أو بیّنة أمداً ینتهی إلیه؛ فإن أحضر بیّنته أخذْتَ له بحقّه وإلا استحللتَ علیه القضیّة؛ فإنّه أنفیٰ للشّك وأجلیٰ للعَمی. المسلمون عدول بعضهم علیٰ بعضٍ إلا مجلوداً فی حدّ أو مجرّباً علیه شهادة زورٍ أو ظنیناً فی ولاءٍ أو نسبٍ. فإنّ الله تولّیٰ منکمُ السّرائرَ ودرأ بالبیّنات والأیمان. وایّاك والغلقَ والضّجرَ والتّأذّی للخصوم والتنکّر عند الخصوماتِ؛ فإنّ القضاءَ فی مواطن الحقّ یُعظّم به الأجر ویَحْسُنُ به الذّخر؛ فمن صَحَّتْ نیّتهُ وأقبل علیٰ نفسه کفاه اللهُ ما بینه وبین النّاسِ، ومَنْ تخلّق للنّاس بما یعلم الله أنّه لیس مِنْ نفسه شانَهُ الله؛ فما ظنّك بثواب الله عزّوجلّ فی عاجل رزقه وخزائن رحمته! والسّلام.

از بنده‌ی خدا عمر بن خطّاب به عبدالله بن قیس (ابو موسیٰ اشعری)! درود برشما!

بدان که دادرسی فریضه‌ای استوار و سنّتی لازم الاتباع است. در آن‌چه فراروی تو آید، به درستی بیندیش. بیان حق بدون زمینه‌ها و پشتوانه‌های اجرایی سودی ندارد. در نشست و برخاست و روبه‌رو شدن و دادرسی کردن، مردم را برابر بشمار تا اشراف به بیداد تو امیدوار نشوند و بیچارگان از دادگری تو نومید نگردند. اثبات ادعا بر عهده‌ی مدعی و سوگند متوجه مدعیٰ علیه است. صلح میان مسلمانان لازم الاتباع است مگر صلحی که حرامی را حلال یا حلالی را حرام کند. هر که مدعی حقّی شد فرصتی برای اثبات آن دراختیار او بگذار؛ اگر از عهده‌ی اثبات برآمد، حق او را به‌جای آور و گرنه او را به بی حقی محکوم کن؛ این شیوه، عذری برای مدعیان باقی نمی‌گذارد و تو را از ابهام و سردرگمی به در می آورد. حکمی که در دادرسی‌های امروز داده‌ای، نباید تو را از تجدید نظر در موارد مشابه و حکم به آن‌چه به حقیقت آن پی برده‌ای باز دارد. حق، قدیم است و هیچ چیز موجب ابطال آن نمی‌شود. رجوع به حق همیشه از ادامه‌ی راه باطل شایسته‌تر است. مسلمانان در برابر یکدیگر عادل فرض می‌شوند؛ مگر آنان که سابقه‌ی شهادت کذب یا محکومیت به حد دارند یا به واسطه‌ی قرابت و موالات در معرض اتّهام‌اند. خدای متعال بر باطنِ بندگان خود اشراف دارد و گناهانشان را جز در موارد اقامه‌ی بینه و ادای سوگند برآنان می‌پوشاند. تأکید می‌کنم که اندیشه‌ات را در وقایعی که بر تو عرضه می‌شوند و حکمی در کتاب و سنّت ندارند، به کارگیر؛ آن‌گاه اشباه و نظائر مسائل را بر یک‌دیگر قیاس کن و هر چه را نزد خداوند محبوب‌تر و به حق، نزدیک‌تر یافتی، بر آن تکیه کن. از خشم و اضطراب و تنگ‌دلی و آزردن مردم و میدان ندادن به اصحاب دعاوی پرهیز کن. دادرسی و حکم به حق از موجبات برخورداری از ثواب الٰهی و حسن شهرت است. هر که با اخلاص و انگیزه‌ای پاک حکم به حق کند ـ هر چند علیه خود ـ خداوند آن‌چه را میان او و دیگران است، متکفّل می‌شود. هر که به آن‌چه در وی نیست، تظاهر کند، خداوند او را خوار خواهد کرد. خدای متعال جز آن‌چه به اخلاص انجام شده، از بندگان نمی‌پذیرد. تا گمان تو دربار‌ه‌ی نعمت‌های خداوند و خزائن رحمت او چه باشد! سلام و رحمت خداوند بر تو باد.

منبع متن عربی: ابن قیم الجوزیه، اعلام الموقعین عن رب العالمین (۱/۸۵).
منبع ترجمه: امیدی، دکتر جلیل، مقدمه‌ای بر تاریخ حقوق (۱۷۱)، تهران: احسان ۱۳۸۳ .

برگرفته شده از: اصلاح وب


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 598 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸۵۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد امین این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ممنون از مطلب زیبایتان

احسان این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۷:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود خدا بر حضرت علی علیه السلام

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۶:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدایش رحمت کناد.

علی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۶:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعاعمرمظهرعدالت درجهان هستی است.

احمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۷:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خداوند از فاروق اعظم راضی باشد با آن عدالتش.

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۳:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام پیشاپیش عید بزرگ و واقعه غیر قابل انکار غدیر رو به شما دوستای اهل سنتم تبریک میگم امیدوارم یه روز مشکلات جهان اسلام حل بشه

سازا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۳:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خداشناسی همه از رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدارا
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب که علم کند به عالم شهدای کربلا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ زشرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

    منصور این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۲:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ادامه شعر نخوندی که میگه نمیدانم علی را خدا بنامم یا بنده خدا اگر تا اخر شعر را ادامه میدادی شرک درون این شعر برایت روشن میشد البته ناگفته نماند خداوند گوش شنوا چشم بصیرت و قدرتفهم را به هرکس به جز مومنان واقعی عطا نمی کند

      محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳ - ۸:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      شعر میگه
      نه خدا توانمت خواند نه بشر توانمت گفت
      متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
      کجای این گفته که حضرت علی مرتبه خدایی داره ک شرک محسوب بشه
      واقعن دوستان ی مقدار بیشتر ب محتوی شعر توجه کنن متوجه میشن ک شعر ایرادی نداره

      یک مسلمان این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ - ۵:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
      که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

      دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
      به علی شناختم به خدا قسم خدا را

      به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
      چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

      مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
      به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

      برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
      که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

      بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
      چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

      بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
      که علم کند به عالم شهدای کربلا را

      چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
      چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

      نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
      متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

      بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
      که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

      به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
      چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

      چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
      که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

      چه زنم چو نای هردم ز نوای شوق او دم
      که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

      «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
      به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

      ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
      غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

      این یه شعر دیگه است عزیزم اون یکی دیگه بعد هم شعر رو بخون هر جا گفت علی خداست من الان سنی می شم

سارا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۳:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

علی ای شیر خدا شاه عرب الفتی داشته با این دل شب
شب زاسرار علی آگاه است دل شب محرم سرالله است
نا شناسی که به تاریکی شب میبرد شام یتیمان عرب
عشق بازی که هماغوش خطر خفت در خوابگه پیغمبر

سارا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۳:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

علی جان کوفیان غیرت ندارند که دامان بلندت را بگیرند…

    منصور این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۳:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    علی جان شیعیان قدر تو را ندانستند دیدی شیعیان خوارج تو را چقد اذییت کردند شیعیان کوفه چقد نا فرمانی کردند فرزندت حسین را تنها گذاشتن به تو توهین کردند ناموس وغیرتت را زیر سئوال بردند حسن را شیعیانش زجر دادند دیدی چگونه اسم فرزندانت را که عمر ،ابوبکر وعثمان گذاشتی شیعیانت روی فرزندانشان نگذاشتند حتی اسم نوادگان وفرزندانت را که با فرزندت حسین شهید شدند سانسور کردند اما ما سنیان علی جان دوستدارت هستیمو خواهیم ماند

jafar این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ۵:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مطلب جالبی بود , ممنون

بهنام این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بنام آن خدایی که تنها بر او توکل میکنم و کسی جز او را مدد نمی جویم
پاک ترین سلام ها بر شما:
خیلی ممنون هستم به خاطر مطالب زیبایی که قرار میدهید،از شما عاجزانه تقاضا میکنم تا مطالبی عبرت آموزتر از حضرت عمر (رضی الله عنه ) در سایتتان قرار دهید تا کسانی که زبان توهین به حضرت عمر میگشایند از این کار خود پشیمان شوند.
خداوند حافظ و پشتیبانتان باد،

    یک مسلمان این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴ - ۶:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    توهین به جناب عمر و عایشه و مقدسات برادران اهل سنت در مذهب شیعه حرام است و هر کسی که توهین می کند شیعه نیست برادر……………..
    حکم حکومتی آقای خامنه ای

حسین این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲ - ۱:۰۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

شما عمری باش و ما هم علوی هستیم

    منصور این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۲:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    تا جایی که ما میدانیم حضرت عمر وحضرت علی مسلمان بودند وما به تبعیت از انها مسلمان هستیم نه عمری نه علوی فقط اسلام واقعی بدور از هر خرافه

    اسلام ناب این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۶:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    این بنده خدا نمیدونه که خود اهل بیت اهل سنت بودند یعنی تابع سنت پیامبر بودند نه تابع بدعت هایی که امروز به نام شیعه به خورد ملت میدن.یعنی آنها هم مثل اهل سنت دو تا شهادت میگفتن نه سه تا شهادت.اهل بیت هم مثل اهل سنت توسل و مدد جویی از غیر خدا رو صحیح نمیدونستند.همانطور که امام علی در وصیتی که به فرزندش امام حسن میکنه میفرماید:خداوند برای تو کافی است و نیازی به شفاعت و توسل نیست.
    ولی متاسفانه جریان ضد اسلامی و ضد شیعی رافضی گری با جعل احادیث و منسوب کردن احادیث جعلی به اهل بیت افکار انحرافی خودشون رو به نام شیعه به خورد عوام الناس از همه جا بی خبر دادن.ولی الحمدالله امروز همه بیدار شدند و روند حق جویی جامعه را فراگرفته است.
    تشیع حقیقی و علوی با رافضی گری صفوی زمین تا آسمان تفاوت دارد.

حسام این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۲ - ۸:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دمت گرم

ازطرف ی شیعه این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چ فرقی میکنه سنی باشی یا شیعه مهم اینه ک اتحاد داشته باشیم تا چشم دشمنان اسلامو کور کنیم

حسین این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ - ۵:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جزاک الله خیرا