با مرگ، قصر آرزوها فرو مي‌ريزد!

دسته: ویژه , یادداشت‌ها
بدون دیدگاه
پنج شنبه - ۱۶ آذر ۱۳۹۶

نويسنده: عبدالوحيد عمرزهي

مرگ در مي‌زند، همه درها را تک تک می‌‌کوبد! هماني‌که دامش را براي برای گرفتن روح انسان‌ها پهن می‌کند.
با آمدنش قصر آرزوهای رنگارنگ فرو می ريزد؛ پست‌ها، زندگي مدرن، ماشين‌هاي سيستم بالا….
حتی چالاک‌ترین‌ها هم با پرواز روح نقش بر زمين مي‌شوند. انتشار خبر مرگ کسی، چو ن صاعقه‌ای بر فرق خاندانش فرود می‌آید و آنان را به عزا می‌نشاند. فرزندان دلبند آغوش پرمهر پدر يا دامان آکنده محبت مادر را گم می‌کنند. بی‌درنگ دام‌های رسانه‌ای وفاتش را شکار و خوراک خبري خود مي‌نمایند.
وارثان هفت خوان از بيمارستان، تا قبرستان و کاغذبازی پزشکي قانوني و سردخانه را بايد طی کنند. خوان غسالخانه و نماز میت هم فراموش نشود! همه‌ی آن لباس‌های مجلسی و اتو کشیده تبدیل به سه تکه پارچه کلفت و نادوخته سفید رنگ مي‌شود.
عالمی بر جنازه، نماز میت مي‌گزارد. پس از آن مردم تابوت را به سمت گودالي عميق بدرقه مي‌کنند..
قبر سرد و تاریک است. پیکری بی‌تشریفات و نهادن سنگی به نام لحد، تلی خاک و دیگر هیچ! این هم پایان آدمی است که روزی برای خودش، برو بیایی داشت.
آشنایان و دوستان وقتی تو را به گورستان سپردند، با عجله بازمی گردند. فضا رعب‌آور است. حالا تنها می‌مانی!

هنگامه‌ي هولناک بی‌کسی، تنها در سياه‌چال قبر، بی‌هوا و فضاي آزاد. بدن نرم و نازکت مي‌پوسد. شکم منفجر شده و روده‌ها بيرون مي‌‌ریزند. سفره‌ي چرب و نرمي براي کرمها پهن مي‌شود. آنها دست هم نگه نمي‌دارند،‌ تا ته تو را می‌خورند. بازمانده‌ي تو، تنها مشتي استخوان بيش نيست که خوره زمین ذره ذره آنها را خرد و طعمه خود می‌کند.

اندکي سر به گريبان فرو ببر و تامل کن در فرجام این دیر ناپایدار! برنده و بازنده‌ی داستان زندگی را از پیر دانا سعدي علیه الرحمه می شنويم: «نیک بخت آن که خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت»


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 744 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸
برچسب ها: