با قلم خود شکاف میان مسلمانان شیعه و سنی را بیشتر نکنیم!

دسته: ویژه , یادداشت‌ها
بدون دیدگاه
چهار شنبه - 7 مارس 2018

نويسنده: یعقوب شه‌بخش

این روزها مشغول مطالعه رمان «رؤیای نیمه شب» آقای مظفر سالاری بودم. در نمایشگاه کتاب زاهدان با این کتاب آشنا شدم و وقتی فهمیدم شخصیت‌های اصلی داستان پسری سنّی‌مذهب (هاشم) و دختری شیعه (ریحانه) هستند و عشق میان این دو دستمایۀ داستان شده، معطل نکردم و آن را تهیه کردم. در فصل‌های ابتدایی، داستان چنان پیش می‌رفت که گمان کردم با یک رمان تقریبی و وحدت‌آفرین طرف هستم و کلی درود و آفرین نثار نویسنده کردم اما در ادامه وقتی دریافتم که آشِ آقای سالاری چقدر شور شده، باورکنید نتوانستم کتاب را تمام کنم.

داستان در عراق می‌گذرد. زمان داستان دقیقاً مشخص نیست اما به دورۀ اسب و شمشیر برمی‌گردد «ابوراجح» پدر «ریحانه» که شخصیتی متدین و دیندار است مورد ظلم و ستم «مرجان صغیر» حاکم سنّی شهر حلّه قرار می‌گیرد و به شدت شکنجه می‌شود، زبان و بینی‌اش سوراخ می‌شود و درحالی‌که همه منتظر مرگ او هستند امام زمان شفایش می‌دهد و همان شب آثار شکنجه‌ها از بین می‌رود و… این اتفاق باعث می‌شود که «هاشم» و پدربزرگش «ابونعیم» به همراه جمع زیادی از اهالی شهر حلّه شیعه شوند و از اینکه عمری را به بی‌راهه رفته‌اند افسوس بخورند!!
ابونعیم پس از آنکه شیعه می‌شود خطاب به ریحانه دختر ابوراجح می‌گوید: «ساعتی قبل افسوس می‌خوردم که ابوراجح در گمراهی خواهد مُرد. حالا دریغ می‌خورم که خودم عمری را به بی‌راهه رفته‌ام؛ اما از این که بالاخره راه راست را یافتم، خدا را شکر می‌کنم.»

این دیالوگ به تنهایی نشان می‌دهد که نویسندۀ رمان چه نگاهی به مسلمانان سنّی‌مذهب دارد؛ «مسلمانان سنّی به بی‌راهه رفته‌اند و راه راست را گم کرده‌اند. راه راست هم شیعه شدن است.» این همان گزارۀ بوداری است که همیشه مسلمانان شیعه و سنّی را به جان هم انداخته است. در طول تاریخ پس از اسلام دعوای شیعه و سنّی روی همین موضوع بوده و هر کدام خود را حق و دیگری را گمراه دانسته است و من متاسفم که این نگاه اکنون به دنیای ادب و هنر پا گذاشته و اینجا را هم لوث کرده است.
واقعاً مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با چه توجیه و استدلالی به این کتاب که آشکارا به مسلمانان سنّی‌مذهب توهین می‌کند و آنان را گمراه می‌خواند، مجوز چاپ داده‌اند. برای توهین به صدها میلیون مسلمان سنّی چه جمله‌ای صریح‌تر از این دیالوگ است. چرا باید چنین کتابی در جمهوری اسلامی که هر سال کنفرانس وحدت برگزار می‌کند، چاپ و منتشر شود. متاسفم که جلسۀ نقد و بررسی این کتاب با حضور حجة الاسلام زائری برگزار شده و هیچ اشاره‌ای به این بحث نشده است.

آقای مظفر سالاری یقین بداند که با این نوشته‌ها نه شیعه‌ای سنّی می‌شود و نه سنّی‌ای شیعه. برای تبیین اعتقادات یک فرقه یا مذهب واقعاً نیازی به توهین به پیروان مذاهب دیگر و گمراه دانستن آنها نیست. این همه دشمنان خود را بر خود نخندانیم. هنری اگر داریم در شرایط بد این روزها صرف ایجاد وحدت و همبستگی بیشتر مسلمانان شیعه و سنّی بکنیم. اوضاع مسلمانان آوارۀ سوریه را دستمایه قرار دهیم یا وضعیت خونبار مسلمانان میانمار و بنگلادش را که زیر ستم بوداییان می‌سوزند. شاید اتفاقی بیفتد و این بحران‌ها پایان یابد. مسلمانان شیعه و سنّی به قدر کافی مشکل دارند، اگر با قلم خود برای وحدت بیشتر آنان کاری نمی‌کنیم، حداقل شکاف میان آنها را بیشتر نکنیم.

منبع: کانال تلگرامي قلم، ادب، فرهنگ و رسانه


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۶
برچسب ها: