ای رسول مهربانی‌ها…

دسته: شعر و ادب , ویژه
بدون دیدگاه
سه شنبه - 27 فوریه 2018

شعر از: صالحی (ام محراب)

ای رسول مهربانی‌ها دلم شهر غم است /*/ بر قلوب امتت تندیس اشک و ماتم است

جای اشک، خون می‌چکد از چشم‌های مسلمین /*/ کاش بودی تا ببینی غرق خون گشته زمین

کاش بودی تا ببینی عفت زن‌ها شکست /*/ قلب مردان زیر آوار تجاوزها شکست

مسلمین را بی‌محابا تیرباران می‌کنند /*/ سقف‌ها را بر اهل خانه ویران می‌کنند

کودکان در زیر چکمه‌هاشان جان می‌دهند /*/ العجب این ظالمان کی بوی انسان می‌دهند؟!

در میان اهل عالم مهربانی پر کشید /*/ آتش خشم ابوجهلان به دنیا سر کشید

روز روشن مسلمین را زنده آتش می‌زنند /*/ بر در و دیوار مسجد توپ و ترکش می‌زنند

قلب من از این همه ظلم و ستم صدپاره شد /*/ وقتی دیدم کودکی از خانه‌اش آواره شد

بار الها تا به کی بر این ستم صبر و سکوت /*/ ای ابوجهلان دوران نامسلمانی چه سود؟!


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۵
برچسب ها: