اولین دیدار با آن اسوه و پیکر تواضع حضرت شیخ الحدیث مولانا محمد یوسف حسین‌پور رحمه الله

دسته: دل‌نوشته‌ها , ویژه
بدون دیدگاه
شنبه - 25 نوامبر 2017

نويسنده: ابو زکریا عبدالباسط بنی شریف

ربیع الاول ۱۴۲۸ هـ بود؛ حضرت شیخ الحدیث رحمه الله برای شرکت در جلسه‌ی مدیران مدارس دینی به دارالعلوم زاهدان تشریف آورده بودند؛ مشهور بود که به خاطر مخالفت ایشان نظام آموزشی مدارس دینی تعطیلات خود را هم‌زمان با مدارس دولتی نمی‌کنند.

هنگام ناهار بود؛ بنده با تعدادی از طلاب مسئول تقسیم غذا در قسمت علما بودیم، آن بزرگمرد را مشاهده نمودم که چگونه با تواضع در کنار یکی از کارمندان مدرسه در حال صرف ناهار هستند و با او چگونه صمیمی حرف می‌زنند و به هم‌دیگر تعارف و اکرام می‌نمایند.

منتظر فرصتی مناسب شدم تا با او هم صحبت شوم؛ آرام آرام با تسبیح سنگی که در دست داشتند؛ تسبیح‌گویان از کنار باغچه‌ی دارالعلوم قدم می‌زدند.

بدون هیچ گونه مانعی خود را به ایشان رساندم و غرض خود را بیان کردم.

واجه برای نصیحت خدمت شما آمدم!

ایشان هم این گونه نصیحت فرمودند:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا»

 

▫️استقامت برای شما طلاب لازم و ضروری است.

▫️صبر داشته باشید و هر جا راحت بودید همان‌جا مشغول به تحصیل شوید.

▫️آنهائی که می‌گویند پروردگار ما خداست؛ شرط آن است که استقامت کنند.

▫️ همه می‌گویند پروردگار ما خداست؛ ولی استقامت شرط است.

این جملات مقدمه‌ای شدند (خصوصاً آن‌جا که فرمودند: هر جا که راحت بودید همان‌جا مشغول شوید) که به دیار ایشان هجرت کنم.

در عین العلوم ایشان تنها نبودند، بسیار بودند مردان تواضع و فروتنی، همه اساتید جامه‌ی تواضع ایشان را به تن نموده بودند و هر کدام تفسیری از سادگی و تواضع بود. «حفظهم الله تعالی»

مدت چهار سال از بهترین سال‌های عمر خود را آن‌جا گذراندم و آن پیکر تواضع را بسیار دیدم و از اندیشه‌هایش استفاده نمودم. رحمه الله رحمة واسعة


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۹
برچسب ها: