آشنایی با قرآن از زبان قرآن

دسته: علوم و معارف قرآنی , مقالات , ویژه
5 دیدگاه
پنجشنبه - 24 آوریل 2014

89738 300x238 - آشنایی با قرآن از زبان قرآنآنچه قرآن درباره خود گفته است در پرتو آن می‌توان به ویژگی‌ها و ابعاد گوناگون آن پی برد و به گو‌شه‌هایی از عظمت و اعجاز آن مطلع شد که عموماً مخفی به نظر می‌رسد.
آری، وقتی آیات متعددی از قرآن را که در معرفی خود قرآن است، بررسی کنیم می‌بینیم که دروازه جدیدی از معرفت به روی ما می‌گشاید. در این خصوص آیاتی از قرآن مجید باتوضیحات لازم ذکر می‌گردد.
۱- قرآن مجید علمی قطعی و غیر مشتبه است
بزرگ‌ترین خصوصیت معجزانه و فوق‌البشری قرآن مجید، یقینی و قطعی بودن آن است.

ذَلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ (بقره / ۲)
«این کتاب هیچ تردیدی در آن راه ندارد».

وَتَفْصِیلَ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ (یونس / ۳۷)
«تفصیل احکام را در بردارد هیچ شکی در آن نیست از جانب پروردگار جهانیان است».

وَإِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ * لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (فصلت / ۴۱-۴۲)
«کتابی گران سنگ است باطل و بیهودگی نه در جلوی آن می‌آید و نه در پشت سر آن؛ از جانب پروردگار با حکمت و ستوده نازل شده است».

در این ویژگی‌ هیچ سخنی از سخنان انسانی و هیچ کتابی از نوشته بشری شریک نیست و نمی‌تواند شریک شود؛ زیرا منبع و سرچشمه قرآن «علم الهی» و وسیله نزول آن «وحی الهی» است. این سرچشمه از هر گونه عیب و نقص، شک و اشتباه، ظن و تخمین، تعارض و اختلاف پاک و مبرا است هر چه در آن است همه‌اش قطعی و یقینی، شاهد و مریی، یکسان و نهایی است؛ علم الهی تدریجی و رشد‌پذیر نیست همانا علم او مانند دیگر صفاتش، ابدی و جاودانی است.
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (حدید / ۳)
«اوست قبل از همه و اوست آخر از همه و اوست پنهان و او به هر چیز داناست».

علم او احاطه‌کننده همه چیز است
إِنَّمَا إِلَهُکُمُ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ عِلْمً (طه / ۹۸)
«همانا معبود شما الله است، کسی که جز او دیگر معبودی نیست، همه چیز را با علم خود در بر گرفته است».
وَأَحَاطَ بِمَا لَدَیْهِمْ وَأَحْصَى کُلَّ شَیْءٍ عَدَدًا (جن / ۲۸)
«خداوند متعال همه احوال آنها را احاطه کرده است و شمار هر چیز را کاملاً می‌داند».

اشتباه و فراموشی را بر او راهی نیست:
قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّی فِی کِتَابٍ لَا یَضِلُّ رَبِّی وَلَا یَنْسَى (طه:۵۲)
«(حضرت موسی) گفت: علم آنها (مردمان قبلی) نزد پروردگارم است؛ پروردگارم اشتباه نمی‌کند و فراموش نمی‌نماید. اوست که حتی امور غیر محسوس و اشیای غیر مادی را نیز کاملاً می‌داند و ذره‌ای از کائنات از علم او خارج نیست».
عَالِمِ الْغَیْبِ لَا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّهٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِکَ وَلَا أَکْبَرُ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ (سبأ / ۳)
«اوست داننده‌ی غیب، ذره‌ای از علم او پوشیده نیست نه در آسمان‌ها و نه در زمین، نه کوچک و نه بزرگ مگر همه در کتاب مبین است».

کتاب الهی از علم الهی گرفته شده است:
فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (هود / ۱۴)

«پس اگر به ندای شما پاسخ مثبت ندهند آن گاه بدانند که قرآن مجید به علم او نازل شده است، و جز الله معبودی دیگر نیست پس آیا شما تسلیم می‌شوید».
وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِکِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (اعراف / ۵۲)
«و ما برایشان کتابی را نازل کردیم که در آن تمام مطالب را به وسیله‌ی علم توضیح داده‌ایم و آن کتاب برای صاحبان ایمان و هدایت و رحمت می‌باشد».

کتاب الهی به این دلیل از هر گونه تعارض و اختلاف به دور است، زیرا تعارض و اختلاف نتیجه جهل و عدم آگاهی، یا نتیجه کمی و زیادی علم باطن و قیاس یا نسیان و غفلت و کذب و افترا می‌باشد، و مسلماً علم الهی از تمام نقص‌ها پاک است پس کلام وی نیز از هرگونه تعارض و اختلاف مصون می‌باشد.
أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا (نساء / ۸۲)
«آیا در قرآن نمی‌اندیشند؟ اگر قرآن از طرف هر کسی غیر از خدا بود اختلاف زیادی را در آن می‌دیدند».

گاهی این صورت ‌پیش می‌آید که منبع اصلی یک علم و معلومات خیلی روشن و محفوظ است اما رسانه‌ای که آن را به مرد ابلاغ می‌نماید موثق و مورد اعتماد نیست، گویی علم هنگامی که از مبدا به سوی مقصد در حال حرکت بود در وسط راه آسیب دید و محفوظ نماند، اما مسئله قرآن چنین نیست، بلکه طوری که خود قرآن تصریح می‌کند وسیله علم آن حضرت r، وحی می‌باشد، و آن هم بی‌کم و کاست محفوظ و مصون بوده و در آن امکان هیچ گونه دخالت نبوده است.
وَإِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلَى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ * بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ (شعراء / ۱۹۲-۱۹۵)
«و این قرآن فروفرستاده‌ی پروردگار جهانیان است، فرشته‌ی امانتدار یعنی جبرئیلu آن را بر دل تو به زبان عربی روشن آورده تا تو از بیم‌دهندگان گردی».

وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى (نجم / ۳-۴)
«آنچه او می‌گوید ساخته و پرداخته خواهش نفس او نیست بلکه گفته‌هایش وحی است که به او فرستاده می‌شود».
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ (نحل / ۱۰۲)
«تو بگو: روح‌القدس آن را از جانب پروردگارت به حق آورده است تا دل مؤمنان را ثبات بخشد و برای بندگان فرمانبردار، هدایت و بشارت گردد».
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ * ذِی قُوَّهٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ * مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ (تکویر / ۱۹-۲۱)
«این قرآن، کتاب خدا، آورده فرشته‌ای گرانقدر، توانمند، ارزشمند نزد مالک عرش، دستوراتش قابل اجرا و امانتدار می‌باشد».

۲- علوم انسانی و موقعیت آن
اکنون اگر در مقابل علم الهی به علوم انسانی نظر بیندازید می‌بینید که منبع و سرچشمه آن بدون عیب نیست، زیرا اساس و بنای آن اغلب بر ظن و قیاس است، ابزار آن با وجود محدودیت دارای قویت نیستند.

توضیح این‌که بهترین واسطه های علم انسانی حواس خمسه می‌باشند؛ زیرا علومی که انسان از طریق حواس پنجگانه به دست می‌آورد، بدیهی به شمار می‌آیند.
اساس علوم عقلی نیز بر محسوسات استوار است، بدین طریق که انسان به کمک اطلاعات حاصل شده از حواس خمسه به نتایج عقلی دست می‌یابد، اما مشکل آنجا پیش می‌آید که خود حواس خمسه گاهی دچار مشکل می‌گردند[۱].
بعد از حواس خمسه نوبت عقل است، مشکل عقل اینجاست که تفاوت در درجات آن بی‌نهایت است[۲]. مشکل دیگری که در علوم انسانی وجود دارد این است، که انسان نمی‌تواند در یک وقت معلومات و محسوسات خود را احاطه نماید.

گذشته از آن، در جهان مادیات مسایل بی‌شماری وجود دارند که هنوز حل نشده‌اند؛ و اختلاف آرا که حد و مرزی ندارد، به تدریج پیشرفت لازمه علم انسانی می‌باشد و حد و مرز ترقی مشخص نیست. در صورتی که مرز علم مشخص باشد، دلیل نقص آن به شمار می‌رود و اگر حد و مرز آن معین نباشد، دلیل عدم کمال آن است، و در هر صورت از نقص و شبهه خالی نیست. این که وضع جهان مادیات است که بهر حال انسان مقداری از وسایل علم مربوط به آن را در اختیار دارد. اما جهان مابعدالطبیعه (متافیزیک) که وراء جهان مادیات است و به مراتب از آن گسترده‌تر است کلاً از محدوده‌ی علم انسانی خارج است، انسان درباره‌ی حقیقت خود، علم قطعی ندارد و نسبت به ابتدا و انتهای خود بی‌خبر می‌باشد. آغاز این جهان و پایان آن برای او رازی سربسته است، اما عقل از تعقل حقیقت خود، ناتوان است.

باز هم این‌جاست که یک انسان نمی‌تواند به وسیله‌ی ظن محض یا قیاس و فطرت خود بدون کمک پروردگار درباره اموری که موجب خوشی یا ناخوشی حق می‌گردند، مفصلاً آگاهی بیابد ناتوانی انسان‌ها به قدری است که نمی‌توانند به کمک قیاس و فراست از درون یکدیگر کاملاً آگاهی بیابند.

انسان‌ها در قانون‌گذاری و تشکیل نظام‌های سیاسی و اخلاقی اشتباهات بی‌شماری را مرتکب می‌گردند و به دلیل متفاوت بودن منابع، قوانین ساخته شده‌شان با یک‌دیگر ضد و نقیص می‌شوند.

ملت‌ها بر اساس این قوانین با یک‌دیگر به نبرد خواهند پرداخت، خواسته‌ها و مصلحت‌های متعددی با هم در تعارض به سر خواهند برد.

و به دلیل اینکه علم بشری کامل و قطعی نیست قوانین بشری قهراً از مراحل متعدد تجربه و آزمایش خواهد گذشت و سلسله اخذ و رد و مقایسه و ترجیح پیوسته ادامه خواهد داشت، نهضت‌های بی‌شماری برپا شده و بشریت هرگز به آرامش نخواهد رسید.

آری! سرچشمه این نابسامانی‌ها علم انسانی است که دارای نقص بوده و مبنی بر ظن است ولی مع‌الوصف انسان به آن اعتماد دارد و این خود نوعی ظلم و طغیان است. خداوند متعال در همین خصوص می‌فرماید:
وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا (بنی‌اسرائیل / ۸۵)
«و علمی که به شما داده شده است بسیار اندک است».
وَمَا یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ (یونس / ۳۶)
«و بیشتر مردمان از وهم و گمان پیروی می‌کنند، گمان در شناخت حق هیچ کارآیی ندارد. به درستی الله به آنچه که آنها انجام می‌دهند بسیار داناست».

وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا (نجم / ۲۸)
«آنان دنباله رو وهم و گمان هستند و هم در رسیدن به حق هیچ فایده ای ندارد».

۳- قرآن محکم و مفصل است
قرآن مجید درباره اصول و کلیات دین و آنچه برای نجات اخروی و فلاح دنیوی انسان لازم است، کاملاً واضح و مشخص و قطعی و مفصل می‌باشد.

چنان‌که می‌فرماید:
أَفَغَیْرَ اللَّهِ أَبْتَغِی حَکَمًا وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتَابَ مُفَصَّلًا (انعام / ۱۱۴)
«آیا داوری غیر از خدا بجویم حال آنکه هموست که کتاب به تفصیل توضیح‌دهنده را به سوی شما آورده است».

وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِکِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (اعراف / ۵۲)
«و به تحقیق ما برای ایشان کتابی آوردیم که با علم و دانش آن را واضح بیان کردیم. آن کتاب برای مؤمنان موجب هدایت و رحمت می‌باشد».

الر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ (هود / ۱)
«الف لام را. این کتابی است که آیاتش مستحکم هستند و از سوی خدای با حکمت و باخبر با تفصیل بیان شده است».

وَمَا کَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ (یونس / ۳۷)
«و این قرآن این طور نیست که کسی غیر از خدا آن را به دلخواه خود درآورده باشد بلکه تأییدی است بر تمام وحی‌هایی که پیش از آن نازل شده‌اند و تفسیر کتاب است. هیچ تردیدی در آن راه ندارد. از جانب پروردگار جهانیان است».
اما باید دانست از دیدگاه اسلام، دین دارای مفهوم تنگ و منحصری نیست چنانکه در مذاهب دیگر از آن برداشت می‌شود. در جهان‌بینی اسلامی انسان عبد و بنده خدا می‌باشد و در هیچ گوشه‌ای از زندگی‌اش از بندگی و اطاعت خدا آزاد نیست. هر کار وی حتی حکومت و سلطنتش (که در ظاهر با غلامی مغایرت دارد) مظهر عبدیت او به شمار می‌رود. همانا این جهان‌بینی جدایی میان دین و سیاست معنایی ندارد و همانا از طرف خداوند متعال که مولا و صاحب این عبد و بنده است به وی دستورالعمل و آیین کاملی به شکل قرآن عنایت شده است که می‌تواند در پرتو آن زندگی موفقیت‌آمیزی داشته باشد. به راستی که این آیین زندگی به هیچ تبصره سیاسی نیازی ندارد.

۴- قرآن، فرقان و ممیز است
فرقان بودن یکی از صفات ممتاز قرآن است که قائم مقام نامش شده است.

تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا (فرقان / ۱)
«مبارک است آن ذاتی که کتاب حل و فصل‌کننده را بر بنده‌ی خویش فرود آورده است تا او بیم‌دهنده ای برای جهانیان باشد».

به راستی که قرآن مجید تا قیامت میان هدایت و گمراهی، ایمان و کفر، اسلام و جاهلیت، خشنودی خداوند و عدم آن، یقین و گمان، و حلال و حرام چنان فرق گذاشته است که در هیچ یک از کتب آسمانی نظیر آن دیده نمی‌شود. به طور مثال، فرق توحید و شرک را چنان به وضوح بیان کرده است که امکان هیچ‌گونه احتمال و اشتباهی در آن باقی نگذاشته است و همانا بر اعجاز آن دلالت می‌نماید.

قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ (بقره / ۲۵۶)
«راه هدایت از گمراهی مشخص شده است».
لِیَمِیزَ اللَّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ (انفال / ۳۷)
«و این بدان جهت است که خداوند می‌خواهد ناپاک را از پاک جدا سازد».

لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ (انفال / ۴۲)
«نیز به این خاطر که کسی پس از اتمام حجت هلاک‌شدنی است هلاک شود و کسی که پس از اتمام حجت زنده‌ماندنی است زنده بماند».

۵- قرآن مجید تصدیق‌کننده کتاب‌های پیشین و نگهبان آن‌ها است
در این خصوص سه نکته باید مدنظر قرار بگیرد:

۱- اصول و کلیات دین در تمام کتب آسمانی و تعالیم انبیا مشترک و متفق علیه می‌باشند. و این مطلب در قرآن تأیید شده است.

۲- کتاب‌های آسمانی قبل از قرآن مجید برای مدت محدودی آمده بود و تا آن مدت محفوظ بودند و هیچ کدام از آنها دائمی نبود.

۳- قرآن آخرین کتاب است و برای ابد می‌باشد. و در برگیرنده تمام اصول دین است و تا قیامت محفوظ خواهد بود.

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (حجر / ۹)
«به درستی که ما قرآن را نازل کردیم و ما از آن حفاظت و نگهداری خواهیم کرد».

آری، قرآن مجید تصدیق‌کننده کتاب‌های پیشین و محک تعلیمات اصلی آن‌ها است. از این جهت هر مطلبی از کتاب‌های گذشته مطابق و موافق قرآن باشد صحیح و محفوظ است، و هر چه مخالف و معارض باشد محرف و غیر مصون محسوس می‌گردد.
آیات متعددی در قرآن مجید بر این امر دلالت دارند که قرآن مجید مصدق (تصدیق‌کننده) کتاب‌های گذشته است. در آیه زیر دو صفت قرآن (مصدق و مهیمن) ذکر شده است.

وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ (مائده / ۴۸)
«و ما کتاب را به حق به سوی تو فروفرستادیم در حالی که کتاب‌های پیش از خود را تصدیق می‌کند و بر آنها نگهبان است».

۶- قرآن مجید دل‌ها را به سلامتی راهنمایی می‌کند و از تاریکی‌ها به نور فرامی‌خواند:
یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ * یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (مائده / ۱۵-۱۶)
«نور و کتابی روشن از جانب خدا به سوی شما آمده است. الله به وسیله آن، کسی را که به دنبال رضای اوست به راه‌های نجات و سلامتی راهنمایی می‌کند و به اراده‌ی خود آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور می‌آورد و راه راست را به آنان می‌نماید».

الر کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ * اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَوَیْلٌ لِلْکَافِرِینَ مِنْ عَذَابٍ شَدِیدٍ (ابراهیم / ۱-۲)
« الف لام را. این کتابی است که ما آن را به سوی تو فرستادیم تا بدان وسیله مردم را به حکم پروردگارشان از تاریکی‌ها درآوری و به سوی نور و راه خدای غالب و ستوده‌ای که هر آنچه در آسمان و زمین وجود دارد از آن اوست، بکشانی».

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ (حدید / ۹)
«اوست که آیات واضح را بر بنده‌اش فرومی‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها درآورده و به سور نور بیاورد. به راستی که خدا بر شما مهربان است».

اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (بقره / ۲۵۷)
«الله دوست مؤمنان است که آنان را از تاریکی‌ها درآورده و به سوی نور می‌آورد و دوست کافران شیطان است که آنان را از نور درآورده به سوی تاریکی‌ می‌آورد. آنان اهل آتش هستند و همیشه در آن خواهند ماند».

قرآن مجید برای بهترین روش زندگی راه‌های مستقیم و همواری که از هر نوع خطر و افراط به دور هستند بر روی بشریت می‌گشاید و این راه‌ها را به «سبل السلام» (راه‌های سلامتی) تعبیر می‌نماید که به راستی تعبیری بهتر از آن وجود ندارد. و برای شرح و توضیح کلمه «سبل اسلام» کلمه‌ای بهتر از خود آن وجود ندارد.

راه‌های سلامتی و سعادت، در واقع‌ کوچه‌های همان شاهراه بزرگ (صراط) می‌باشند که حضرت رسول اکرم صلى الله علیه وسلم مأمور معرفی آنها به بندگان است.
وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (انعام / ۱۵۳)
«(و او خبر داده است که) همین راه، راه راست من است بر همین راه بروید و از راه‌های دیگر نروید چرا که شما را از راه او پراکنده و دور خواهند کرد».

در این خصوص یک نکته مهم قابل توجه است و آن اینکه قرآن مجید همیشه در مقابل نور، ظلمت را جمع بکار برده است، این بدان خاطر است که اگر روشنی و نور وحی موجود نباشد، ظلمت‌ها و تاریکی‌ها به قدری خواهند بود که حد ندارد. و انسان در هر مرحله‌ای از زندگی‌اش با تاریکی روبرو خواهد شد.

چنانچه نور دین واقعی را دور کنیم در این دنیا به جز تاریکی چیزی باقی نخواهد ماند. البته نه یک تاریکی بلکه تاریکی‌های بیشمار.

جهان را بررسی کنید، تمام راه‌های به خدا رسیدن، مفقود؛ مذاهب و ادیان، رسم‌های خشم و بی‌جان؛ اعتقادات مردم مبنی بر جهالت و اوهام؛ دانش و معرفت‌ها، قیاس و ظن؛ معاشره و معاملات مبنی بر بی‌عدالتی و ناهماهنگی، قانون در سیاست همه‌اش تجربه و آزمایش، دولت‌ها و حکومت‌ها، زورگویی و تجاوز. آری در بحبوحه‌ی این نابسامانی‌ها مثال یک انسان گم کرده راه چنین است که قرآن می‌فرماید:
ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا (نور / ۴۰)
«تاریکی روی تاریکی است طوری که رو هم انباشته شده‌اند تاریکی آنچنان است که شخص دست خود را هم نمی‌تواند ببیند».
به راستی که در این بحر ظلمات و دریای مهیب تاریکی‌ها، مناره روشنی و نور فقط خداست که زمین و آسمان از پرتو آن روشن‌اند.

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (نور / ۳۵)
«الله نور آسمان‌ها و زمین است».

به همین دلیل در مقابل «ظلمات‌» (تاریکی‌های بیشمار) کلمه نور مفرد به کار رفته است[۳]. اگر از سرچشمه یگانه، افاضه‌ی نور نشود هیچ چیز روشن نخواهد شد.

وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ (نور / ۴۰)
«و کسی که الله به او نوری نداده باشد هیچ نوری نخواهد داشت».

همانا کسانی که به وسیله قرآن مجید و نور نبوی از جهان تاریکی‌ها و غفلت و گمراهی بیرون شده و پا در جهان نور و روشنی می‌گذارند، مسلماً به زندگی تازه‌ای دست می‌یابند؛ آنها احساس می‌کنند که صاحب چشم و بصیرت گشته‌اند، آنگاه تمام راه‌های زندگی برایشان روشن می‌گردد و «سبل السلام» و صراط مستقیم در نظرشان واضح می‌شود، هر قدمشان در سفر زندگی در پرتو نور خدا بلند می‌شود. و تا زمانی که در راهنمایی حق به سر می‌برند دچار اشتباه نمی‌گردند.

مسلماً این دو حالت (حالت اولیه یا تاریکی و حالت بعدی یا روشنی) بی‌نهایت با یکدیگر تفاوت دارند قرآن مجید همین تفاوت را این چنین به تصویر کشیده است:

أَوَمَنْ کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (انعام / ۱۲۳)
«آیا این دو نفر با هم برابر هستند که یکی از آنها مرده بود سپس به او حیات بخشیدیم و آنگاه برای او نوری را که با آن بتواند در بین مردم راه برود قرار دهیم و دیگری در انبوهی از تاریکی‌ها قرار گرفته است و هیچ راه خروجی از آن ندارد».

خداوند متعال وعده کرده است که به پیروان قرآن مجید چنین نوری عطا فرماید چنانکه می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیَجْعَلْ لَکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (حدید / ۲۸)
«ای صاحبان ایمان! از خدا بترسید و به رسالت پیغمبرش یقین داشته باشید تا خدا به شما دو سهم از رحمتش بدهد و برایتان نوری عطا کند که با آن بتوانید راه بروید و گناهانتان را بیامرزد».

کلمات ﴿ وَیَجْعَلْ لَکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ﴾ اشارت به این دارند که این نور فقط مختص به روز آخرت نیست، صاحبان این نور در همه شئون زندگی دارای نور بصیرت و نیروی تشخیص می‌باشند. آنها تمام کارها را در پرتو وحی الهی و راهنمایی پیامبر اکرم صلى الله علیه وسلم انجام می‌دهند. خداوند متعال آنها را در هر زمینه‌ای با «فرقان» (قوه تشخیص خوبی از بدی) یاری می‌فرماید. روش زندگی آنان به زندگی افراد نامؤمن کاملاً تفاوت دارد. ویژگی خاص آنها این است که اساس زندگیشان بر قیاس و تجربه قرار ندارد بلکه بر وحی و رسالت استوار است. در آیه ذیل به همین ویژگی و امتیاز خاص اشاره شده است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا (انفال / ۲۹)
«ای ایمانداران! اگر شما از خدا بترسید خدا به شما نیروی تشخیص بین حق و باطل را عطا خواهد کرد».

به همین دلیل، خداوند متعال قرآن مجید را با القاب نور، بصائر، هدی، بینه، موعظه، شفاء و ذکر مبارک موسوم نموده است.

۶- قرآن مجید آیینه تمام‌نمایی است که افراد گوناگون و صاحبان افکار و اعمال می‌توانند چهره‌هایشان را کاملاً در آن مشاهده نمایند البته گاهی به صراحت و گاهی به اشاره، و گاهی در ضمن ذکر اشخاص و گاه به طور مستقیم چنانکه می‌فرماید:

لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ کِتَابًا فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (انبیاء / ۱۰)
«به تحقیق ما به سوی شما کتابی را که احوالتان در آن مذکور است فروفرستادیم. آیا از عقل کار نمی‌گیرند».

بیان یک واقعه
محدث معروف شیخ الاسلام ابوعبدالله محمدبن نصر مروزی بغدادی (۲۰۲-۲۹۴ ه‍( که شاگرد امام احمد حنبل رحمه‌الله است) در کتابش «قیام اللیل» این واقعه را نقل کرده است که انسان را در فهم آیه بالا کمک می‌کند و بر روش سلف درباره فهم قرآن و تدبر در آن دلالت می‌نماید:

«تابعی جلیل‌القدر و سردار معروف عرب «احنف‌بن قیس» روزی در حالی که نشسته بود این آیه به گوش او رسید:

لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ کِتَابًا فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (انبیاء / ۱۰)
«به تحقیق ما به سوی شما کتابی را که احوالتان در آن مذکور است فروفرستادیم. آیا از عقل کار نمی‌گیرید».

او از جا تکان خورد و گفت یک نسخه قرآن مجید برایم بیاورید تا ببینم من در کدام گروه هستم و با چه کسانی مشابهت دارم. قرآن مجید را باز کرد از کنار مردانی گذر کرد که وصف‌شان چنین است:

کَانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ (۱۷) وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ(۱۸) وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (ذاریات / ۱۷-۱۹)
«اندکی از شب را می‌خوابند و در سحرگاهان آمرزش می‌طلبند و هر کس در اموال ایشان سهمیه‌ای دارد (خواه بطلبند خواه نطلبند)».

چشمش به گروهی دیگر افتاد که دارای این حال بودند:

تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ (سجده / ۱۶)
«پهلوهایشان از رختخواب به دور است در حالی پروردگارشان را با ترس و امید می‌خوانند و از آنچه بدان‌ها رزق دادیم صرف دیگران می‌کنند».

باز نگاهش به گروهی دیگر افتاد که اینگونه مورد ستایش واقع شده‌اند:
وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا (فرقان / ۶۴)
«آنان که شب را سجده‌کنان و بر پا ایستاده در حضور پرورگارشان سپری می‌کند (می‌گذارند)».

او به سیر خود ادامه داد گروهی را دید که چنین معرفی شده‌اند:
الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (آل‌عمران / ۱۳۴)
«آنان که مال خود را در آسایش و تنگی در راه خدا صرف می‌کنند و خشم خود را فرومی‌خورند و از تقصیرات مردم درمی‌گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد».

گروه دیگری را دید که دارای این حالت بودند:
وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (حشر / ۹)
«و دیگران را بر خویش ترجیح می‌دهند گرچه خود بدان چیز محتاج باشند و کسانی که از حرص نفس محفوظ می‌باشند رستگار هستند».

او خسته نشد و همچنان مشغول دیدار و مشاهده بود به گروهی رسید که دارای این اخلاق و صفات بودند:
وَالَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ (شوری / ۳۷)
«و کسانی که از گناهان بزرگ و کارهای خلاف عفت پرهیز می‌کنند و هنگامی که خشمیگین می‌شوند کوتاه می‌آیند و درمی‌گذرند».
وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ (شوری / ۳۸)
«و کسانی که از پروردگارشان فرمان می‌برند و نماز را به نحو مطلوب می‌خوانند و کارهایشان شورایی انجام می‌گیرد و مقداری از آنچه را که ما بدان‌ها دادیم اتفاق می‌کنند».

احنف بن قیس وقتی که به اینجا رسید، در حیرت فرورفت و گفت: بار الها! من از حال خود آگاهم به راستی که من در میان این گروه‌ها دیده نمی‌شوم، سپس راه دیگری انتخاب کرد و به سیر خود ادامه داد. گروهی را دید که حالتشان چنین بود:
إِنَّهُمْ کَانُوا إِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ یَسْتَکْبِرُونَ * وَیَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِکُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ (صافات / ۳۵-۳۶)
«وقتی به آنها گفته می‌شد غیر از الله معبودی دیگر وجود ندارد روی بر می‌گرداندند و می‌گفتند: آیا ما به گفته شاعری دیوانه معبودان خود را رها سازیم؟».

باز در همین راه نگاهش به افرادی افتاد که چنین معرفی شده‌اند:
وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (زمر / ۴۵)
«و هنگامی که تنها از خدا سخن به میان می‌آید قلب کسانی که به آخرت ایمان ندارند می‌گیرد و زمانی که از کسانی به جز او سخن به میان می‌آید یکباره شادمان می‌شوند».

باز از کنار گروهی دیگر گذر کرد که مورد سئوال واقع شده بودند:
مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ * وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ * وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ * وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ * حَتَّى أَتَانَا الْیَقِینُ (مدثر / ۴۲-۴۷)
«چه چیزی شما را به دوزخ انداخت؟ در جواب خواهند گفت: ما نماز نمی‌خواندیم و به بیچارگان غذا نمی‌دادیم و با کسانی مثل خود راست و دروغ را به هم می‌بافتیم و شایعه‌پراکنی می‌کردیم و قیامت را دروغ برمی‌شمردیم تا اینکه مرگ فرار رسید.».

او به تلاش خود ادامه داد قرآن مجید را ورق می‌زد. تا جایگاه خود را پیدا کند، تا اینکه بالاخره بر روی این آیه توقف کرد:
وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (توبه / ۱۰۲)
«و هستند کسانی دیگر که به گناهان خود اعتراف دارند. آنان عمل نیک را با عمل بد درآمیخته‌اند. به زودی خدا با رحمت خویش به آنها توجه خواهد کرد. به درستی که خدا آمرزنده مهربان است».

در این هنگام بی‌اختیار این جمله بر زبانش جاری گشت: آری! آری! بدون تردید همین است حال من.

۷- راهنمای جاویدان برای نسل بشر
یکی از ابعاد اعجازی قرآن مجید این است که ذکر ملت‌ها و افرادی را به میان آورده است که بنابر اخلاق ویژه‌شان فناپذیر نیستند. در زمینه جنایات و جرم‌ها نیز آن دسته از جنایات نادرالوقوع را ذکر نکرده که فقط گاهی از اوقات توسط بعضی افراد مخصوص انجام می‌گیرند. بلکه جنایات وگناهان کثیرالوقوع را بیان نموده است. در پرتو این حقایق می‌توان گفت که قرآن مجید کتاب زنده و جاویدی است برایش ماضی و حال و جدید و قدیم فرق ندارد، خطاب قرآن برای هر تمدن و هر زمان یکسان است دعوتش هر زمان تازه و مطابق با مقتضای حال است؛ آیینه‌ی تمام‌نمای فطرت انسانی و راهنمای جاویدان برای نسل بشر است. نازل‌کننده آن چه جالب فرموده است:
وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ آیَاتٍ مُبَیِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَمَوْعِظَهً لِلْمُتَّقِینَ (نور / ۳۴)
«ما آیه‌های روشن و احوال کسانی راکه پیش از شما گذاشته‌اند به سوی شما و پند و اندرزی برای پرهیزگاران فرود آورده‌ایم».

وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (زمر / ۲۷)
«و ما از هر نوع مثال و داستانی در این قرآن برای مردم بیان کردیم تا برای ایشان یادآوری باشد».

لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثًا یُفْتَرَى وَلَکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (یوسف / ۱۱۱)
«و برای صاحبان خرد در قصه‌های پیامبران عبرت وجود دارد. قرآن سخنی که به دروغ بافته شده است نیست و لیکن قرآن آنچه را که پیش از خودش است تأیید می‌کند و هر چیز را به تفصیل بیان می‌کند و موجب هدایت و رحمت برای مؤمنان است».

* امام سید ابوالحسن علی ندوی‌ -رحمه‌ الله-
ترجمه‌: محمّد قاسم قاسمی

————————-

پی‌نوشت‌ها:
[۱]- درباره صلاحیت و نیروی حواس خمسه و آرا فیلسوفان غربی در این خصوص مراجعه شود به کتاب «مذهب و تمدن» از نویسنده.
[۲]- جهت دانستن محدوده کار عقل مراجعه شود به مذهب و تمدن و تاریخ دعوت و اصلاح فصل پنجم از جلد چهارم.
[۳]- ناگفته نماند که در زبان عربی نور به هر دو صورت جمع و مفرد به کار می‌رود این هم درست نیست که جمع آن غیر فصیح است زیرا اگر در قرآن به کار می‌رفت، در فصیح‌ بودنش شبهه‌ای باقی نمی‌ماند؛ با این حال قرآن همیشه نور را مفرد و ظلمات را جمع آورده راست و در واقع می‌خواهد بشر را به سوی حقیقتی بزرگ متوجه می‌سازد.


نوشته شده توسط:سنت آنلاین - 1038 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵۱۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
عبد خالص الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه 3 ژوئن 2014 - 12:16 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سوره مبارکه جمعه : هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿۲﴾

الله کسی است که در (بین) بی سوادان رسولی را از (بین) ایشان (مردم عادی مکه، خارج از دایره بزرگان طاغوت مذهبی شیطان صفت) فرستاد که آیات الله را بر ایشان تلاوت کند و ایشان را (از شرک) پاک گرداند و به ایشان کتاب (قرآن) و حکمت (شرح و بیان آیات) را (در متن قرآن) تعلیم دهد و اگر چه از قبل در گمراهی آشکاری بودند. « سبحان الله »

وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ ۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۳﴾ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّـهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿۴﴾

و دیگرانی از ایشان که هنوز به ایشان (پیامبر وحواریون) ملحق نشده اند و (فقط) الله (به طور مطلق) غالب قدرتمند و حکیم (بر تعلیم و بیان قرآن به شایستگان) است. آن، فضل الله است. آن را به هر کس بخواهد عطا می فرماید و الله صاحب فضل عظیمی است.

۱. محمد امی و بی سوادی که :
a) در هیچ آئین شرکی وابسته به مذاهبِ قومِ قریش مطلقًا شرکت نداشت.
b) بی خبر از کفر و ایمان بود « سوره کافرون و ضحی : ۷ »
c) هرگز به هیچ کتاب پیشین الله آگاه نبود.
d) نوشته ای را نخوانده و ننوشته و تا پایان عمر نیز به فرمان الله نخواند و ننوشت « عنکبوت : ۴۸ »
e) زندگی او برای همهء مردم مکه و حول آن از ابتدای تولد تا زمان بعثت به برنامه ای از الله، روشن و در معرض دید عموم و مورد شناسائی همگان بود. « بلد : ۲، یونس : ۱۶ »
۲. ناگاه فقط به منت وحی الله « نجم : ۲۶ »:
a) به نشانی اسم و صفات الله و خواست و برکات و طیبات و سلام و توجهات و اعلام الله (قرآن) زنده فکری و بیدار و هوشیار شد. « انعام : ۱۲۲، انفال : ۴۲ »
b) گمارده شدن حواریون و همراهانی برای پیغمبر از روز اول بعثت که بلافاصله بعداز ابلاغ اولین آیات وحی توسط پیامبر،ایمان آوردند و پس از ابلاغ اولین آیات به انتخاب الله « هُوَ اجْتَبَاکُمْ ، حج : ۷۸ » در بین « الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ، مدثر : ۳۱ » همراهانی امی ولی شایستهء اجرای فرمان « مزمل : ۱-۸ » از مشمولان « السلامُ علی عباد الصالحین » نهایتًا حکیمانی پیشتاز در ایمان و عامل به دستورات الله شدند. « رحمن : ۱-۴ و ۷۹، واقعه : ۱۳ و ۱۴، مزمل : ۲۰، هود : ۱۱۶، قلم : ۴، انفال : ۶۳، آل عمران : ۵۳، صف : ۱۴، انعام : ۵۳، ابراهیم : ۱۱، بقره : ۱۴۹ و ۱۵۱، آل عمران : ۱۶۴، حجرات : ۱۷»« آل عمران : ۱۰۳، نساء : ۷۰ ، احزاب : ۲۳-۲۵، توبه : ۷۱، حجرات : ۷ و ۸، مائده : ۱۶ و ۳۵ و ۶۷ »
c) در بین اعضای مؤمن زمان پیغمبر از پی اجرای برنامه آیات « مزمل : ۱-۸ » فقط به اتکاء و اعتماد به کلام الله مجید و بدون اتکاء به نظر و آراء احدی، الفتی حاصل شد که هرگز در هیج دسته ای نخواهد بود. « صافات : ۶۱، مطففین : ۲۶ » « انفال : ۶۲ و ۶۳،‌ توبه : ۱۱، فتح : ۲۹، مائده : ۵۴ »
d) آیه ۳ و ۴ پیشگوئی بر مشمولان آیه مریم : ۶۰ تا ابد در دستهء « وَقَلِیلٌ مِّنَ الْآخِرِینَ (۱۴)، وَثُلَّهٌ مِّنَ الْآخِرِینَ ، واقعه : ۴۰ » است که تا « یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ، طارق : ۹ » شناخته نشوند. « مؤمنون : ۶۰، انبیاء : ۱۰۳، طور : ۲۶ »« سبحان الله »

مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا ۚ بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّـهِ ۚ وَاللَّـهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿۵﴾

شباهت کسانی که وادار به تحمیل تورات ( کتاب الله) شده اند سپس، تورات را بر خود حمل نکرده اند. همچون مَثَلِ الاغی، که اسفاری (کتاب های غیر الله مانند کتاب مقدس و تلمود ومثال سنت ابداعی و روایت و حدیث) را حمل می کنند. چه بد است شباهت (عمل) قوم کسانی که به آیات الله انکار کرده اند و الله قوم ظالم (به قرآن) را هدایت نمی کند.

۱. بر فرمان « کُونُواْ رَبَّانِیِّینَ بِمَا کُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتَابَ وَبِمَا کُنتُمْ تَدْرُسُونَ ، آل عمران : ۷۹ » به قصد فهم و تفقه و عمل به کتاب الله {تورات حقیقی، (در زمانش) یا قرآن تا ابد « بینه : ۲ » نوری از الله « نور : ۳۵ »« لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ، بقره : ۲۸۵ » } داوطلب شوند.
۲. با نقض تعهد « أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ ، رحمن : ۸ »، سامری وار و مثال آیات « علق : ۱۱-۱۴ » با خروج از لباس تقوی و به هم زننده میثاق « اعراف : ۱۴۴، ۱۵۷، ۱۷۱ » و خائن به امانت کتاب الله گردند. « نساء : ۵۸، احزاب : ۷۰-۷۲ »، « آل عمران : ۸۱ و ۱۸۷ »
۳. در زمرهء « أُوْتُواْ الْکِتَابَ وَ الأُمِّیِّینَ ، آل عمران : ۲۰ » که هرگز در کتاب الله مطالعه و تفقهی نشده بلکه بدون مجوزی از الله مشمول آیات « شوری : ۲۱، حجر : ۹۰-۹۳ و اعراف : ۳۷ و ۱۷۵ و ۱۷۶ » حامل اسفاری (کتب جعلی غیر الله، از استراق سمع خطفه ای و نصیبی از کتاب الله با پیوند با احادیث و روایات و نظرات بشری) شوند
۴. موصوف به « شَرُّ الْبَرِیَّهِ » و « شَرَّ الدَّوَابِّ » و اضل از انعام فراری از کلامِ الله « اعراف : ۱۷۹ » « مدثر : ۵۰ »، « هود : ۴۸، فرقان : ۱۸، حدید : ۱۶، مریم : ۵۹ » طاغوت مذهبی شیطان صفت در آیات « بقره : ۱۴ و انعام : ۷۱ » همراه « الجبت » (رهبران دزد سیاسی و اجتماعی مشمول آیه مائده : ۳۸) با شدیدترین ظلمات و ضلالت به شرح آیات « فلقَ : ۳، نور : ۴۰، بقره :۱۷۱، محمد : ۱۲ و ۱۶، انفال : ۲۱ و ۲۲، اعراف : ۱۶۲، بقره : ۷۵-۷۹ و ۱۰۱ و ۱۴۵ و ۱۵۹ و ۱۷۴، آل عمران : ۲۱-۲۴ و ۶۴-۷۳ و ۷۷-۷۹ و ۹۸-۱۰۱ و ۱۱۹ و ۱۸۷ » « آل عمران : ۸۲، واقعه : ۸۲، اعراف : ۱۶۹ و ۱۷۷ » شوند. « سبحان الله »
۵. پیشگوئی است که تا ابد عینًا به شباهت قوم بنی اسرائیل اکثریت کتاب الله را به پشت گوش افکنده، به سخنان غیر الله، مشرک شوند. « وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا »« سبحان الله »

قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّـهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۶﴾

بگو ! ای کسانی که (اصطلاحًا) یهودی (نامگزار ی) شده اید (مخاطبین آیه ۵) اگر گمان می کنید که شما به غیر از مردم (پیامبر و حواریونش) دوستان الله هستید، پس، مرگ را بخواهید! اگر راست می گوئید.

سوره مبارکه الرحمن : آیه ۱-۴
الرَّحْمَـٰنُ ﴿۱﴾

« الرحمن » (تعلیم دهنده وبیان کنندهء قرآن و عطا کننده نعمات زیستی)

عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿۲﴾

قرآن را تعلیم داد.

خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿۳﴾

(بعد از آنکه) انسان (پیامبر) را آفرید.

عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ﴿۴﴾

به او (پیامبر) بیان (واضح و آشکار شدن آیات قرآن) را آموزش داد.

۱- اسم الحسنی و صفت « الرَّحْمن » :
a) گسترنده و عطاء کنندهء نعمات هدایتی و زیستی اختصاصی به جن و انس طبق آیات : « فاتحه : ۱، رحمن : ۱۰، اعراف : ۳۲، لقمان : ۲۷، اسراء : ۱۸-۲۰، سبأ : ۲۴، حجر : ۲۰ »
b) مالک الملک، پادشاه و رب المشارق و المغارب مطلق در دنیا و آخرت بر :
۱) اعلام دائمی اسم « الله و لا الاه الا الله [(سخن هیچ) الاهی جز (کلام مبارک) الله نیست] ، محمد : ۱۹ »
۲) تثبیت قرآن در سراسر زمین. « آل عمران : ۲۶، سوره اخلاص، اسراء : ۱۱۱، فرقان : ۲ و ۲۶ و ۵۹، حج : ۴۰، بقره : ۱۰۷ و ۲۵۱، مزمل : ۹، صافات : ۵، معارج : ۴۰، نور : ۵۵ »
۲- تقدم « عَلَّمَ الْقُرْآنَ » بر « خَلَقَ الْإِنسَانَ » :
a) اعلام برنامه تعلیم کلام الله مجید (به نام عمومی قرآن به همهء پیامبران « حجر : ۹۱، اعلی : ۱۹، شعرا : ۱۹۶، طور : ۱-۳ ») به وحی « الرَّحْمَن » به انسان است.
b) تعلیم کلام الله به برنامهء « اعلی : ۲ و۳، بقره : ۳۷ و ۳۸، تین : ۴ » است.
c) فرمان اولیه در آیات « ص : ۷۲، بقره : ۳۴ » سجده به شخص آدم نیست بلکه، سجده یا اطاعت به وحی (قرآن) الله (به تعلیم به آدم و هر پیغمبری) است « علق : ۱۹، مؤمنون : ۴۴، مائده : ۱۹، نجم : ۱۰ و ۲۶ و ۶۲ »)
d) نهایتا نزول « الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ ، حجر : ۸۷ » بر پیامبر به برنامه وحی تدریجی و با مکث برنامه ریزی شده خاصی از سوی الله به برنامهء آیات « حدید : ۳ و فرقان : ۳۲ و ۳۳، اسراء : ۱۰۶ » است.
۳- بر فرمان آیات « أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ ، اعراف : ۵۴، نساء : ۵۸، احزاب : ۷۰-۷۲، ذاریات : ۵۶ »:
a) « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » باز گرداندن امانت (کلامِ الله) به صاحب کلام (الله)، با تعلیم « قرآن »، توسط « الرحمن » یا « رَبِّ الْعَالَمِینَ » یا « رَبِّ النَّاسِ » (یگانه تعلیم دهنده و تبیین کننده وحی به انسان، به هشدار در آیات « نساء : ۱۰۵ و ۱۱۳ ») است.
b) « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » به توضیح آیه « هود : ۱ » و بر تبین و آشکار و روشن شدن معنای آیات و کلمات با تأویل آیات محکم برای فهمیدن منظوری واحد و بی اختلاف در متن قرآن است.
c) « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » همان « شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ » در آیه « شوری : ۱۳ » مستقل از زمان و مکان تا ابد است « زمر : ۲۳، فصلت : ۴۲، شوری : ۱۴، نحل : ۴۴، نساء : ۸۲، مائده : ۱۰۲ »
d) « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » همسنگ با آیات :
۱) « ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ ، قیامت : ۱۹،
۲) إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى ، لیل : ۱۲،
۳) وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ ، نحل : ۹ » (و برالله بیان راه مستقیم است)،
۴) إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ ، انسان : ۳،
۵) وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِکِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى ، اعراف : ۵۲ (و یقینًا به ایشان کتابی (قرآن) را آورده ایم، که آن را بر دانشی (فقط به وحی الله « هود : ۱۴ ») شرح و بیان نموده ایم)،
۶) « وَکُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ ، فرقان : ۳۹ »، همان « بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ »
۷) و همچنین به توضیح آیاتی مانند :
آیه « عَلَّمَ الْقُرْآنَ » « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ »

« هَـذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَهٌ لِّلْمُتَّقِینَ ، آل عمران : ۱۳۸ » « هَـذَا » « بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَهٌ »
« مَا کَانَ حَدِیثًا یُفْتَرَى وَلَـکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ، یوسف : ۱۱۱ » « مَا کَانَ حَدِیثًا یُفْتَرَى » « تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلَّ شَیْءٍ »
« وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ ، نحل : ۸۹ »
«وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ لْکِتَابَ » « تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ »
« وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ ، اسراء : ۱۰۶ »
« وَقُرْآناً » « فَرَقْنَاهُ »
« یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَات ، رعد : ۲ »
«یُدَبِّرُ الأَمْرَ» « یُفَصِّلُ الآیَات »
« لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ، بقره : ۲۵۶ » «فِی الدِّینِ » « قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ »
« وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ، نحل : ۴۴ »
«وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْر » « لِتُبَیِّنَ »
« وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَهً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ، نحل : ۶۴ » « وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ الا» « لِتُبَیِّنَ لَهُمُ »

و مشتقات « بیان » مرتبط با « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » در بیش از ۲۰۰ آیه جملگی به سنجش به سنگ و وزن هم، طبق آیات « وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ ، وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ » دلیلی است که « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » تعلیم بیان قرآن به پیغمبر با شرح و توضیح و تأویل توسط الله است (ولاغیر)
۴- بر اجرای عملی برنامه « عَلَّمَ الْقُرْآنَ » و « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » (تعلیم قرآن و تعلیم بیان قرآن به پیغمبر و حواریون) مانند هر برنامه ای متقن از الله با ابتداء و انتهای مشخص مصداق آیه « حدید : ۳ » :
a) ابتدائا سوره هفت آیه ای فاتحه « سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی ، حجر : ۸۷ » ( بر اثبات وبیان کلام محکم الله و نفی هر سخن غیر الله در دین، یا لا الاه الا الله) به عنوان « فهرست قرآن و مجملی از قرآن عظیم » و آنگاه در ۲۳ سال ۱۱۳ سوره برای تعلیم توضیح و بیان آیات، به پیامبر « امی » نازل می شد.
b) طبق آیات « تکویر : ۲۹، مدثر : ۵۶، انسان : ۳۰ » بهره از تعلیم قرآن و تعلیم بیان فقط به خواست الله است.
c) به خواست الله پیامبر و حواریون مؤمن، به شهادت سوره عصر و بقره : ۲۸۵ در حد مورد اجازه الله « وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ » طبق ظرفیت تکلیف اعطائی برای فهم آیات به بیان مورد تعلیم الله، بدون شراکتی برای کلام الله مجید و بدون توضیح زعمی و تفسیر احدی، به راست ترین کلام به « احسن تفسیر ، فرقان : ۳۳ » دست یافتند « زمر : ۲۳ »
d) بر اصل « لا الاه الا الله » » [(سخن هیچ) الاهی جز (کلام مبارک) الله نیست] و به شهادت « وَطَائِفَهٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ ، مزمل : ۲۰، الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ ، مدثر : ۳۱ ») و به شهادت پایداری قرآن ثابت و بی تغیر تا ابد، پیامبر و همراهان مطالعات شبانه، به غیر از قرآن، هرگز و مطلقًا سخن و نوشته ای بر جای نگذاشتند که موجب اختلاف در فرقه هائی با اختلاف کثیر گردد.« نساء : ۸۲، شوری : ۱۳ و ۱۴ » (در حالی که کتاب قرآن همان آیات تلاوت شده از پیامبر بر کاتبین وحی است که به قدرت الله حفظ و پایداری قرآن تا ابد است. « حجر : ۹ » و بلکه در داوری نیز به شهادت گرفته شود. « زمر : ۶۹ »)، « نساء : ۸۲ » « مؤمنون : ۶۲، مزمل : ۱-۸، جمعه : ۲، ضحی : ۷، شرح : ۸، قصص : ۸۶، شوری : ۵۲، عنکبوت : ۴۸، فرقان : ۵۲، یونس : ۶۱، مریم : ۶۴، واقعه : ۷۹، انعام : ۳۸ » « انعام : ۱۶۱-۱۶۳، یونس : ۱۰۵، کهف : ۵۰ و ۵۱، روم : ۳۰، حج : ۳۱، بقره : ۱۳۵، آل عمران : ۶۷ و ۹۵، بینه : ۵ »، « وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثًا (۸۷) ، وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِیلاً ، نساء : ۱۲۲ ، بقره : ۱۳۸ و ۲۵۵، اسراء : ۳۹ و ۸۵، هود : ۱۷، بقره : ۱۲۱، جمعه : ۳، صافات : ۶۱، زمر : ۲۷، مطففین : ۲۶، تحریم : ۴، اعراف : ۱۴۵، قمر : ۵۲ و ۵۳، انعام : ۱۵۴، توبه : ۱۱۵، آل عمران : ۱۱۵ و ۱۷۹ »
۵- تفسیر « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » به رأی و به نظرات متوهمی، مانند:
a) « تعلیم سخن گوئی و فصاحت و زبان آوری و تکلم انسان بر مبنای خرد بشری » و « (به زعم و خیالبافی) تکلم و خرد، استدلال علم بیان (؟) و تجربه و علم و هر انتساب دیگری به بشر » و مختص نمودن بیان الله به بیان شخص « سبحان الله »
b) « درک اختلاف صفات اشیاء توسط بشر و توضیح آن برای دیگران با کلام بشری » «سبحان الله »
c) « آشکار شدن اندیشه و احساس بشر » «سبحان الله »
نمونه روشن از شرک مشابه موارد فوق در لغت باب.(اخ) میرزا علی محمد : (عینًا کپی شده از لغت نامه دهخدا) …:
وجه تسمیه باب، اسم عربی و بمعنی « در » است. باب در آغاز ظاهرا مدعی بوده است که من باب امام زمان هستم و برای پی بردن به اسرار و حقایق بزرگ و مقدس ازلی و ابدی باید مردم بناچار از در بگذرند و بحقیقت برسند‚ پس باید به من ایمان بیاورند تا بکمک من که واقف باسرار هستم بر آن اسرار دست یابند. « نعوذ بالله » پس از مدتی قدم فراتر نهاد و مدعی شد که خداوند کتاب « بیان » را بر وی نازل کرده است و قول خدای تعالی که فرموده : « الرحمن ‚ علم القرآن ‚ خلق الانسان ‚ علمه البیان » اشاره باو دارد که « انسان » علی محمد و بیان همین کتابست که بر او نازل گشته . کتاب بیان تالیفی است از جملات عربی مسجع مغلوط و فارسی. باب خود را ملقب بذکر کرد مدعی شد که مراد از آیه شریفه « انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون » و « فاسئلوا اهل الذکر » و دیگر امثال آیات قرآنی ‚ اوست … «سبحان الله »
d) نظرات مشابه و با اختلاف کثیر، که جملگی نشان از تکبر در مقابل کلام الله است «سبحان الله »
e) بر خلاف « وَلاَ مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ » و بر خلاف تذکر استقلال قرآن از فکر بشر در آیات « نور : ۳۵، شوری : ۱۳ و ۱۴ و ۲۱، انبیاء : ۲۷-۲۹، حجرات : ۱ » است.
f) به شباهت نظرات و سخنان غیر مجاز احدی در باره آیات قرآن و هر میزانی جعلی اعم از منطق، علم و تجربه بشری بدعتی بدون مجوز از صاحب دین، الله، نشأت یافته از هوا و هوس مصداق آیات « فرقان : ۴۳، جاثیه : ۲۳ » است
g) بیان صاحب سخن، الله در قرآن را « نعوذ بالله » به بیان و سخن بشر (همچون مدعیان نظرات فوق) در دین توهم نمایند. « قمر : ۵، انعام : ۱۴۹، ابراهیم : ۵۲، انبیاء : ۱۰۶ ، بقره : ۲۷ و ۷۹ و ۲۰۴، رعد : ۲۵، یونس : ۱۵ و ۱۶، شعراء : ۹۸، نساء : ۶۰ »
h) نعوذ بالله قائل به انفصام آیات الله شوند. « بقره : ۲۵۶، رعد : ۱۸و ۲۲، قصص : ۵۱ »
i) به سبب عدم باور به داوری و دریافت نامه اعمال مصداق آیات « کهف : ۱۰۳ و ۱۰۴» به گمان، خود و پیروان را ره یافته و مهتدی نیز معرفی نمایند. « سبحان الله » « اعراف : ۳۷ و ۱۶۹ و ۱۷۵، واقعه : ۸۲، عنکبوت : ۶۴، مریم : ۵۹ ، روم : ۳۲، زخرف : ۳۷، اعراف : ۳۰، فصلت : ۲۵،‌ بقره : ۸-۱۶، آل عمران : ۱۴ و ۲۳، نساء : ۴۴ و ۶۵، انعام : ۴۶ و ۵۵، کهف : ۵۴، انظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الآیَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى یُؤْفَکُونَ ، مائده : ۷۵، نحل : ۷۴ »
j) در حالی که تا « یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ ، طارق : ۹ » و داوری آخرت احدی از نامه اعمالش خبر ندارد « انشقاق : ۷-۱۲، اسراء : ۷۱، حاقه : ۱۹-۲۹، فجر : ۱۵ و ۱۶، حج : ۱۷، زلزله : ۶، شوری : ۱۸، مؤمنون : ۶۰، انبیاء : ۱۰۳، طور : ۲۶، روم : ۱۴، اعراف : ۴۹، نمل : ۸۹، سبأ : ۲۳، فاطر : ۳۴ »
نتیجه : آیات رحمن : ۱-۴ قابل مقایسه با آیه اعلی : ۱-۳ معادل آیه استثنائی « بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (۱) » (اختصاصی الله بر سخنگوئی الله در قرآن ولاغیر) است :
الرَّحْمَـٰنُ ﴿۱﴾ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿۲﴾ = سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى ﴿۱﴾
خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿۳﴾ = الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّىٰ ﴿۲﴾
عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ﴿۴﴾ = وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَىٰ ﴿۳﴾
که فقط الله تعلیم دهنده و بیان کنندهء قرآن به انسان است و راهنما به تاریخچه وحی الله به پیغمبران، و کلید فهم کلام الله مجید به تبیین انحصاری مؤلف آن الله است. « رعد : ۳۸ و ۳۹، انعام : ۱۹ » که تا ابد جاودان و لا یتغیر شده است.

سوره مبارکه قیامت : ۱۶-۱۹
لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿۱۶﴾

زبانت را به سبب (دریافت وحی) قرآن حرکت نده! تا به قرآن شتاب کنی.

إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿۱۷﴾

یقینًاً، جمع آوری قرآن و خواندن قرآن بر عهده ما (الله) است.

فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿۱۸﴾

پس، هر زمان قرآن را می خوانیم پس، خواندن او (جبریل) را دنبال کن!

ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ ﴿۱۹﴾

سپس، یقینًا واضح و روشن کردن قرآن (فقط) بر عهده ما (الله) است.

نزول ۳۳ سوره و آیات « نجم : ۱۳-۱۸، مزمل : ۱-۸ » نشان می دهد که مانند آیه اعلی : ۶ و ۷ هشدار مربوط به آغاز رسالت (به وحی غیر قرآنی) بوده که در آیات ۱۶-۱۹ برای کتابت در قرآن (پیامبر بر کاتبین وحی تلاوت نموده) است، که در آیات فرقان : ۳۲ و ۳۳ نیز توضیح داده شده است.
۱. آیه « لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ » :
a) به توضیح آیه « وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَى إِلَیْکَ وَحْیُهُ ، طه : ۱۱۴ » هشداری به عدمِ دخالتِ مطلقِ پیغام رسان و احدی در باره آیات قرآن، حتی به اندازه جنباندن زبان است « علق : ۸، قدر : ۳ و فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ ، دخان : ۴ »
b) نشانه ای که مخاطبِ مستقیمِ پادشاه عالمیان، طبق آموزش آیات « وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ ، مدثر : ۳، اعلی : ۱، وَکَبِّرْهُ تَکْبِیرًا ، اسراء : ۱۱۱، وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا ، جن : ۳ » « وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا ، فرقان : ۵۲ » و « وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ ، حج : ۷۸ » متناسب با شأن و مقام و قدر و منزلت پرودگار اکبر، عظیم و اعلی، شایسته است با کمال ادب و خضوع و خشوع باشد. « بقره : ۲۳۸، مؤمنون : ۱-۱۰»
c) به سبب پایداری قرآن تا ابد، پیامبر مستثنی و پیشتاز از پیغمبران گذشته و هر مؤمنی، به خاطر انتشار مطلق قرآن، مجبور به بریدن از هر وابستگی دنیائی است. « زمر : ۱۱-۱۴ » « وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا ، مزمل : ۸، اعراف : ۲۰۰-۲۰۶، احقاف : ۲۹، مائده : ۱۰۱، نمل : ۸ و ۱۰ و ۱۲، کهف : ۲۳ و ۲۴ »
d) هشدار، که در زمان ارتباط وحی، هیچگونه حرکات ظاهری و مشغولیات فکری جایز نیست و خطور کوچکترین وسوسه و اندیشه ذهنی و فکری و درونی (به شهادت آیه ۲) و هر حرکت ظاهری شبیه آیات « عبس : ۱-۱۰ » با تذکر عالمانه و حکیمانه الله، ثبتی ماندگار شده است « حج : ۵۲‍-۵۴، کهف : ۶۳، جمعه : ۱۱، عنکبوت : ۶۴، آل عمران : ۱۴ » « انعام : ۳۵ »
e) دلیلی بر آگاهی مطلق الله از ظاهر و باطن پیامبری مأمور، مجبور و مکلف و به طور مطلق بی اختیار و امین و صادق و مطیع مطلق اجرای فرمان الله در رساندن وحی است. « ص : ۸۶، قصص : ۶۸، انبیاء : ۲۷ ، یونس : ۶۱، جن : ۲۷ و ۲۸ »
۲. إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ :
a) تعهد الله، بر برنامه ریزی جمع آوری سوره ها به فرمان و تحت نظارت مستقیم الله « فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا ، طور : ۴۸ » پس از کتابت طبق آیات « عبس : ۱۳-۱۶، بینه : ۲ و ۳ » است.
b) جمع آوری سوره ها نه به ترتیب نزول، بلکه بر قرار دادن سوره ها به ترتیب موجود برای نشان دادن شهادت یا قسم عظیم « فجر : ۳ » با اعراب، کلمات در هر آیه، شماره گزاری آیات، سوره بندی، نامگزاری سوره ها تا انتهای نزول وحی و نهایتًا جمع آوری ۱۱۴ سوره در جایگاه ابدی هر یک و مجلد نمودن قرآن در زمان پیامبر به علم و قدرت مؤلف (الله) و به طور مطلق مصون از هر گونه دخالت و نظر بشری.
c) به تعهد آیات « بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ، بروج : ۲۲، حجر : ۹ » حفاظتِ استنساخ تا ابد، برابر اصل قرآن، بر عهده الله و تحقق آیه « حدید : ۳ » برای قرآن است.
d) جمع آوری قرآن، مطلقًا بر عهده شاگردانی بی اطلاع از علم صاحب کتاب مشمول آیه « وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ ، بقره : ۲۵۵ » (اعم از پیامبر و حواریون) نبوده است.
e) هر ادعائی، زعمی و به نوعی افترائی از سوی شیطان های دشمن کتاب الله (به پیروی از شیطان های زمان پیامبر در آیه انعام : ۷۱ و ۱۱۲ و جن : ۴-۷ ) اعم از آشکار و ظاهر یا دشمنان منافق و در لباس و پوسته دروغین اهل کتاب اسلامی مورد اشارهء آیه مائده : ۵ در آخرین سوره است.
f) قرآن فروشانی در مذاهب با اختلاف کثیر بر نظر اشخاص، « واقعه : ۸۲، شوری : ۱۴ ») و بر نادیده انگاشتن « إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ » و سایر آیات مرتبط است.
g) اگر جمع آوری کتاب الله « نعوذ بالله » به بعد از پیامبر و « ابوبکر » و « عمر » و « عثمان » به عمد منسوب شود، فریبی از شیطان و افترائی بر رها نمودن قرآن به حال خود و شیطنتی برای نمایش افترای زیر پا نهادن تعهد الله است. « مائده : ۶۴ » [وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّـهِ مَغْلُولَهٌ ۚ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا…]،« سبحان الله »
۳. فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ :
a) فرمان بر تبعیت مطلق و دقیق پیغمبر فقط از قرائت واحد و ثابت و لایتغیر توسط جبریل است. « فرقان : ۳۲ » « شوری : ۵۱ و ۵۲ » « علق : ۱ » و « وَإِنَّکَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ ، نمل : ۶ ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، رحمن : ۲ »
b) طبق آیات « اعلی : ۶، مریم : ۶۴ » بر تثبیت قرآن در حافظه پیغمبر از اولین آیات تا آخرین « سوره مائده » برای ابد و حتی در داوری است « زمر : ۶۹ »
c) بر ثبوت و پایداری یک قرائـت و دیکته ثابت و لایتغیر تا ابد (با اعراب و مبنای ثابت و لایتغیر مقرر از الله) به لهجه و زبان قوم مکه (قریش) و بطلان مطلق اختلاف و دو گانگی قرائت و کتابت قرآن پایدار و ثابت تا ابد است. « ذاریات : ۲۳ »
۴. ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ :
a) در ادامهء تعهد « إِنَّ علینا للهدی ، لیل : ۱۲، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ، رحمن : ۴ » بر تبیین و توضیح آیات قرآن به بیان واحد و مستقیم و بی واسطه فقط توسط الله، در متن آیات قرآن به احسن تفسیر و احسن تقویم و احسن صور و طبق صفت مثانی به عدم نیاز تفسیر احدی است. « فرقان : ۳۳، نور : ۳۵، اعراف : ۵۲، فرقان : ۵۰، قصص : ۵۱، اسراء : ۴۱ و ۸۹ و ۱۰۶، وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ ، نحل : ۹، إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ ، انسان : ۳، أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا ، زمر : ۲۳، قمر : ۵۲ و ۵۳، انعام : ۳۸‍، تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ، یوسف : ۱۱۱، نحل : ۸۹ » تا « وَلَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ، مؤمنون : ۶۲ » و « وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ، نجم : ۳۹ »
b) با اِعمال مراقبت مطلق بر ابلاغ وحی « جن : ۲۷ و ۲۸ » اعلام هر سخنی خارج از قرآن از قول پیغمبر یا احدی و یا هر نظریه ای بر مبنای علم، تجربه، نظر و منطق بشری، شرک و دروغ و افترا به الله و رسول است « شوری : ۹ و ۱۳ و ۲۱ »
c) در پیشگاه مبارک کلامِ الله « بَیْنِ یَدَیْهِ » فقط آیات مبارک الله است و لاغیر و سخن احدی در دین نیست. « فصلت : ۴۲، انبیاء : ۲۹، حجرات : ۱ و ۲ »
d) جز آیات الله، هیچ میزانی و کتابی دست خورده از گذشته و سخن احدی در آینده « بَیْنِ یَدَیْهِ » و در پیشگاه قرآن نیست « آل عمران : ۳ »
e) پیغمبر حق نداشته در ارتباط با وحی زبان در دهان بچرخاند، چه رسد به اینکه « نعوذ بالله » سخنانی در باره دین الله گفته باشد یا « نعوذ بالله» بر مبنای منطق بشری نظری داده باشد. « فرقان : ۴۳، جاثیه : ۲۳، حاقه : ۴۴-۴۸ » «حاقه : ۴۴- ۴۸ » : وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ فَمَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ [ و اگر بعضی از سخنان را از (دستورات دین) ما (غیر از قرآن) نقل قول می کرد، در آن صورت، او را با قدرتمان می گرفتیم.سپس، در آن صورت، شاهرگ او را می زدیم. پس، از (بین) شما (هیچ) احدی مانعی از آن (ابلاغ قرآن) نیست.]
f) مشمولین آیات « اعراف : ۱۶۹، مریم : ۵۹، روم : ۳۲ » از استراق سمع از آیات باز و آشکار الله به روش تحریف اعلام شده در آیه « مائده : ۴۱ » با پیوند سخنان بشری و به ظلم، به اصطلاح توضیح و تقریرهائی به نام تفسیر نوشته، در صورتی که حق دخل و تصرف در کتاب یا آثار هر نویسنده ای ممنوع و دزدی است « مائده : ۳۸ » (به مثابه قانون کپی رایت)
g) یقین به اینکه، آنچه جمع آوری کنندگان کتاب مقدس به افتراء به کتب انبیای بنی اسرائیل و مشابه باقیمانده دست خورده در هر دینی، افزوده یا کاسته اند، کتاب الله نیست. « حجر : ۹۰-۹۳ » و مطالب درون قرآن اثبات می کند که فقط قرآن کتاب خالص و مستقیم و جاودانه و دست نخورده الله، نگهبان بر مطالب درونش، جایگزین و نمایندهء کتب پیشین است و جز الله احدی از متن کتب پیشین اطلاعی ندارد. « اسراء : ۹، نحل : ۱۰۱، رعد : ۳۹، بقره : ۱۰۶، مائده : ۴۸ »

عبد خالص الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهار شنبه 4 ژوئن 2014 - 9:35 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ ۗ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۷﴾

الله کسی است که کتاب (قرآن) را بر تو وحی فرموده است، از آن (بخش اعظمی) آیاتی محکم است. آن اصل کتاب است و دیگری (آیاتی) متشابه است. پس، اما کسانی که در قلبشان کجی است پس، آنچه متشابه است را دنبال می کنند. از آن برای جستجوی فتنه ای و برای جستجوی معنا و مفهوم و آشکار شدنش
و معنا و مفهوم و آشکار شدنش را جز الله (مطلقًا احدی) نمی داند.
و دانایان و فرو روندگان در علم (کتاب الله، مشمولین آیه بقره : ۲۸۵، کسانی) هستند که می گویند، به آن ایمان آورده ایم، جملگی از نزد پروردگار ما است و جز صاحبان خرد در یاد نمی گیرند.

۱. راهنمائی آیات « کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ ، هود : ۲ » و « زخرف : ۴، رعد : ۳۹ » « عَلَّمَهُ الْبَیانَ ، رحمن : ۴، ثُمَّ إِنَّ عَلَینَا بَیانَهُ ، قیامت : ۱۹، وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى ، اعلی : ۳ » و « فرقان : ۳۳ » برای « آیات محکمات » یا « ام الکتاب » :
A. توضیحی است که آیات قرآن فقط با بیان محکم الله، به شباهت هر برنامه محکمی مثال آیه « صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیءٍ ، نمل : ۸۸ » است.
B. آیاتی، استوار، تثبیت شده، درست، یقینی و قطعی و بی شکی به وحی از الله است.
C. به شهادت آیات « ذاریات : ۲۳ » قانون مندی محکمی برای زبان عربی در آن تدوین شده است.
D. قرآن تا ابد با کلمات آیات و سوره های نامگزاری شده و نه به ترتیب نزول بلکه بر نشان دادن آیه « فجر : ۳ و قیامت : ۱۷ » توسط الله به صورت قرآن موجود تالیف وتدوین شده است و در آن احدی حتی پیامبر نقشی نداشته است، ثابت و پایدار و محفوظ تا ابد است. « حجر : ۹ »
E. آیات قرآن مرتبط، متصل بدون هیچ انفصام و انفصال، بدون شکاف و پارگی، هیچ بهانه ای بر پیوند سخنان و نظر و منطق احدی به متن آن و در خارج از آن نیست. « قصص : ۵۱، فصلت : ۴۲، نور : ۳۵، بقره : ۲۳ و ۲۷ و ۲۵۶، شوری : ۲۱، انبیاء : ۲۹، یونس : ۵۹ »
F. فقط عکس العمل به قرآن مورد داوری است. « فاطر : ۱۰، انعام : ۹۳، زمر : ۱۷ و ۱۸ و ۲۳، اعراف : ۸ و ۹ »
۲. « متشابهات » به ۲۹ آیه حروف مقطعه ن (سوره قلم) ق (سوره ق) ص (سوره ص) المص (سوره اعراف) یس (سوره یس) کهیعص (سوره مریم) طه (سوره طه) طسم (سوره شعراء، قصص) طس (سوره نمل) الر (سوره های یونس، هود،یوسف، حجر، ابراهیم) المر (رعد) الم (سوره های لقمان، سجده، روم، عنکبوت، بقره، آل عمران) حم (سوره های غافر، فصلت، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف ) حم عسق (سوره شوری) اطلاق شده است :
A. به حکمت و توضیح الله، فهم و تأویل و دلیل و تدبیر ذکر آن، فقط به الله مؤلف قرآن اختصاص دارد. (و لاغیر)
B. آیات فوق، (حروف مقطعه بدون اعراب و مبنائی) تنها آیاتی است، که در زبان عربی فاقد تاویل (معنا کردن و دنبال نمودن برای تفقه و تدبر) است.
C. حروفی که هیچ ارتباطی هم به زبان عربی و قانونمندی آن ندارد. یعنی به مانند سایر کلمات و آیات قرآن نیست (که یقینًا به زبان و لهجه عربی مکه دارای قانونمندی اعراب و مبنا و تاویل و معنای دقیق با شرح و بیان الله برای تفقه و تدبر هر کنجکاوی در آیات محکم باشد) لذا تأویل و معنا کردن و پیگیری ۲۹ آیه حروف مقطعه وقتی ربطی به زبان قرآن نداشته و بودن یا نبودن آن تاثیری در معنا و تأویل قرآن ندارد و علیرغم اینکه الله هم می داند که چیست ولی بر بیان آن توضیحی نفرموده اند، طبیعتًا هر کس تأویل و معنائی برای آن بیاورد و دنبال مفهوم و معنا برای آن باشد، مصداق فرمایش « فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ » گردد.
D. غیر از ۲۹ حروف مقطعه فوق، قائل شدن آیات و کلماتی که دارای معنا و مفهوم یقینی در کتاب لغت و دارای قانونمندی اعراب و مبنا و تاویل و معنای دقیق با شرح و بیان الله نزد قوم مکه و قریش است، اگر در زمرهء آیات متشابه بوسیله هر کس تلقی گردد :
۱) اولاً مغایر با فرمایش « فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ » است زیرا وقتی کسی کلمات و آیات قانونمند دارای معنا و مفهوم در زبان عربی را می داند، به صرف دانستن معنا و تاویل و پیگیری، آیه (که به زعم متشابه تصور شود) متهم به « فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ » و کجدلی شده است و از آن ظلمی به معنا و تأویل کننده و ترجمه کننده نسبت داده می شود. در حالی که هر گز الله ظلمی را برای احدی اراده نمی فرماید. « وَ مَا اللّهُ یُرِیدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِینَ، آل عمران : ۱۰۸ »
۲) ثانیًا تصور آیات دارای معنا و مفهوم و تاویل به زعم و خیال بشری به آیاتی متشابه، نشانه ای بر عدم تفقه و ابهام و شک و دودلی در معرفی آیات محکمات و متشابهات در درون، نسبت به توضیح مبارک الله است که می فرماید :
« ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ »
E. آیات « زخرف : ۳ و ۴ » : « إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ » [یقینًا ما، قرآن را، خواندنی عربی، قرار داده ایم، تا (قلیلی) امیدوار باشید، تعقل کنید! و یقینًا (خواندنی عربی)، در « أُمِّ الْکِتَابِ » (آیات محکمات با بیان استوار، ثابت و پایدار) بلند مرتبه ای و حکیمی نزد (در پیشگاه مبارک) ما است.] آیات محکمات را خالص برای دسترسی پیغمبر و حواریون و ملحقین « مریم : ۶۰ » مورد اجازه علم الله طبق آیه « وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ ، بقره : ۲۵۵، اسراء : ۸۵، نور : ۳۵ » مقرر فرموده است و بر صفت مثانی آیه و نشان دادن عدم کجدلی، فهم و تأویل آیات متشابه ۲۹گانه فوق را بر احدی (حتی پیامبر) و سایر مؤمنان زمان پیغمبر نیز آشکار نفرموده است.
F. بی اطلاعی از معنا و تاویل آیات متشابه، (۲۹ گانه فوق) موصوفین به (مبتدای) « وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ » و مستثنای « أُولُو الْأَلْبَابِ » به خواست و انتخاب الله، با ایمان و عمل و اطلاع و دانش یقینی به آیات محکم (سایر آیات قرآن باستثنای ۲۹ آیه متشابه فوق) با تلاش و جهادی کبیر شبانه روزی به فرمان آیات « مزمل : ۱-۸ » مورد تأیید الله (در زمان پیامبر) در آیه « بقره : ۲۸۵ » علامتی بر صدق پیامبری (مأموری با فرمان و بی اختیار مانند خورشید رساننده نور، پیامبر نیز مأموری برای رساندن نور الله به شرح آیه « نور : ۳۵ » دقیقاً مطابق وحی الله است که بدون اینکه بداند حروف مقطعه مثل « ن، ق، ص و… » تأویلش چیست، آن را مطابق فرمان « فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ » [پس، هر زمان قرآن را می خوانیم پس، خواندن او (جبریل) را دنبال کن!]) بر کاتبین و شنوندگان پیغام الله تلاوت نماید تا نشان دهد، مانند جبریل رسولی کریم، او نیز رسولی امین، مانند کلیه پیامبران الله « إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ » با قول مطلق الله با اطمینان مطلق است. « ص : ۸۶ » و به همین جهت امی بودن و ننوشتن و نخواندنش تا پایان عمر بر اثبات رسالت و وحی قرآن به او، رحمتی برای عالمیان و نشان دهندهء معجزه قرآن نزد مؤمنان (حواریون و سابقون و اصحاب یمین زمان پیامبر و ملحقین به آنان در زمره آیه جمعه : ۳ و مریم : ۶۰ به معرفی در داوری) است. « انبیاء : ۱۰۷»
G. « الله »، در هیچ آیه ای از قرآن، عطف و ملحق و پیوند با احدی (چه از نظر اسماء الحسنی و چه ار نظر سخنگوئی) نشده است « اعراف : ۱۸۰ » و طبق آیه « سبأ : ۲۷ » : « قُلْ أَرُونِیَ الَّذِینَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَکَاءَ کَلَّا بَلْ هُوَ اللَّـهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ » [بگو! به من بنمایانید! کسانی را که به الله شریکانی ملحق کرده اید. هرگز! (مطلقًامجوزی داده نشده) بلکه، او الله غالب قدرتمندِ حکیم است.] و آیه « انفال : ۶۴ » : « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللَّـهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ » [ای نبی! (پشتیبانی) الله برای تو و هر کس از مؤمنین که از تو پیروی کرده است، کفایت می کند.] نشان می دهد که قائل شدن « وَ » به عطف برای الحاق پیامبر و هر شخصیت مقدسی به اسم الله، بمثابه شریک قرار دادن، مَثَلِ عیسی، در مقابل الله به توضیح آیه « مائده : ۱۱۶ و ۱۱۷ » است و الحاق اسم و سخنان هر کسی به الله نیز نشانه ای از کجدلی و علاقه درونی بر قرار دادن شرک به الله و مجوزی برای شرک گرفتن و بت سازی نزد پیروان ضالین مصداق (متوهمین موضوع آیه « نجم : ۲۷ » به سبب عدم ایمان به آخرت ) معرفی کرده باشند. « وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنسَانَ لَکَفُورٌ مُّبِینٌ » [و (مشرکان) از میان بندگانش برای او جزئی (تا پایان زمان آزمون و انتخاب) قرار داده اند. یقیناً انسان (مشرک) ناسپاسی و انکار کننده ای آشکار است.] و به مانند انکار عیسی و ادعای کشتن و به صلیب کشیدن او به دروغ، تا آشکارا او را از انبیای کذبه معرفی کرده باشند که الله او را در آیه « نساء : ۱۵۷ » از چنین نسبتی مبرا فرموده اند : « وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّـهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ ۚ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ ۚ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا » [و (به سبب) قولشان، « ما، مسیح (همان) عیسی بن مریم رسول الله، را کشتیم. » و او را نکشتند و بر صلیب نکشیدند و لکن بر ایشان مشتبه شد و یقینًا کسانی که در (باره)‌ او اختلاف کرده اند، در شکیند، که برای ایشان از (هیچ) دانشی (وحی) به آن جز پیروی از گمان نیست و یقینًا او را به قتل نرسانیدند] انتساب تاویل آیات متشابه برای پیامبر و سایر مقدسین، نیز، مکری است به شدت مکر مطرح در آیه ابراهیم : ۴۶ از سوی شیطان هائی که به زعم و خیالبافی درونی (منافقانه) مثلاً مقدسین را به خاطر فهم معنای آیات متشابه در باطن « نعوذ بالله » در زمره « فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ » نزد مخالفان قرآن قلمداد نمایند. « سبحان الله » و با اعلام الله که خود مؤلف قرآن است و فقط خودش می داند که حروف مقطعه را چرا و چگونه و به چه تأویل و معنائی در تالیف نمودن قرآن نوشته است، قائل شدن فهم و تاویل آیات متشابه بوسیله غیر قرآن به معنی پذیرفتن شرک در تألیف کتاب قرآن است، همان نظری که در امثال کتاب ۲۳ سال و مشابهین او از زمان بعثت در سخنانی به نقل قول از آنان در عباراتی همچون « أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ »؛ « بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ »، « وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا إِفْکٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا »، « أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِیرٍ مِّن قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ »، « أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلَا تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللَّـهِ شَیْئًا » گفته اند و تا حال و تا ابد نیز با سخنانی به طور مطلق دروغ، به انتساب به پیغمبر « نعوذ بالله » او را بوجود آورنده قرآن معرفی کرده اند، تا در لوای وابستگی ظاهری و در باطن دشمن و یا انکار کننده و مخالفی آشکار و بدون پرده پوشی به شرک درونی مانند سامری دست یابند. « سبحان الله » بلکه اگر « و » عطف هم گرفته شود عطف جمله به جمله یا حتی حالیه است.
H. آیات متشابه، به مثابه خط قرمز و منطقه ممنوعه ای در قرآن، هشداری مانند عدم نزدیک شدن به درخت ممنوعه در آیه « اعراف : ۱۹ و بقره : ۳۵ » است و به مانند نزدیک شونده به درخت ممنوعه به فریب از شیطان اولیه، پیگیری و تأویل و معنا و مفهوم قرار دادن برای آیات متشابه، توسط احدی غیر از الله، نیز علامتی بر کجدلی و فتنه جوئی ظالمان مشمول آیه « الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْکَافِرُونَ ، مدثر : ۳۱ » است لذا از این جهت نیز جز ۲۹ آیه حروف مقطعه نمی توان آیه ای محکم را، از نظر زبان عربی، متشابه معرفی کرد.
I. آیات متشابه، به مثابه تعبیه دزدگیری برای معرفی استراق سمع کننده خطفه ای از آیات الله است. لذا کاربرد آیات متشابه برای بعد از پیامبر است (زیرا پیامبر و حواریون و سایر مؤمنان به راهنمائی الله « سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ » گویان بودند) و پیشگوئی به جهت شناسائی متمایلین نزدیکی به آیات متشابه برای نشان دادن خیانت کاران در امانت آیات محکم الله است. « انفال : ۲۷ و احزاب : ۷۰-۷۲ » که همانگونه که در تأویل آیات متشابه به اشتباه و انحراف افکنند و بر آن تأویلهای خیالی بافته شود در معنا و تأویل آیات محکم الله نیز به اشتباه و شک افکنند. « وَإِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ » [و (در حضور قرآن تا ابد) یقینًا کسانی که از بعد ایشان (پیامبران) کتاب را وارث شده اند، از آن در شکی به شدت شک کننده اند.] یا « وَلَلَبَسْنَا عَلَیْهِم مَّا یَلْبِسُونَ » [بر ایشان مشتبه می کردیم، آنچه (به شدت به پیروان ضالین) مشتبه می کنند.] تا آیه :
« یُؤْفَکُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ » : [از قرآن روی گردان شود، کسی (ضالینی) که (به وسیله طاغوت مذهبی شیطان صفت) روی گردان شده است] « فَأَنَّىٰ تُؤْفَکُونَ » : [پس، چگونه (به افک طاغوت های مذهبی شیطان صفت) برگردانده می شوید؟] « حجر : ۱۲ و ۱۳ » : [کَذَٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّهُ الْأَوَّلِینَ » [آن چنان، قرآن را در قلوب مجرمین رسوخ می دهیم. به قرآن ‌ایمان نیاورند و یقینًا روش پیشینیان گذشته است] « شعراء : ۲۰۰ و ۲۰۱ » : « کَذَٰلِکَ سَلَکْنَاهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّىٰ یَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ » [آن چنان، قرآن را در قلوب مجرمین رسوخ داده ایم.به آن ایمان نمی آورند، تا عذاب دردناک را ببینند] تحقق یابد .
زیرا : « وَمِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّـهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطَانٍ مَّرِیدٍ کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَیَهْدِیهِ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِیرِ » [و از (بین) مردم کسانیند که در (باره آیات) الله بدون دانشی (وحی الله) مجادله می کنند و از هر شیطان سرکشی (طاغوت شیطان صفتی ) پیروی می کنند. بر هر یک مقرر شده است که، هر کس به او (طاغوت شیطان صفت ) روی آورد پس، او را گمراه کند و او را به سوی عذاب آتش راهنمائی کند.]»

عبد خالص الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهار شنبه 4 ژوئن 2014 - 4:52 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سوره مبارکه فصلت :
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ ﴿۴۱﴾

یقینًا کسانی به ذکر (قرآن) همین که به ایشان آمد، انکار کردند و (حال آنکه) یقینًا قرآن کتاب غالب قدرتمندی (از نظر استدلال) است.

لَّا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ ﴿۴۲﴾

باطلی در پیش رویش (درمتن آن ودر زمان نزول) و نه در پشت سرش (در آینده و تا ابد) در آن نمی آید. فرو فرستادن (وحی) از حکیمی (به طور مطلق) ستوده است.

۱. در ابلاغ روز اول قرآن، بر عکس العمل اکثریت مخالفین شامل طاغوت های مذهبی شیطان صفت و پیروان ضال هر یک، موصوف به « الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْکَافِرُونَ، مدثر : ۳۱ » در آیات « مدثر : ۱۱-۲۶، علق : ۹، قلم : ۹-۱۵، ق : ۵، سبأ : ۴۳، یونس : ۴۰، انعام : ۱۰۹ و ۱۱۰ » در مقابل قلیل تصدیق کنندگان موصوف به « الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ ، مدثر : ۳۱ »، « العلماء » و « الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ الله » در فاطر : ۲۸ و ۲۹ » و « اهل الذکر » در نحل : ۴۴ و انبیاء : ۷ و « اولوا الالباب » در آل عمران : ۷ و « أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِیمَانَ ، روم : ۵۶ » روشن شد که قرآن، صرف نظر از تأیید و تکذیب، مستقل از زمان و مکان، کتابی جاودانی و محکم در استدلال مطالب درونش منطبق بر آیات « قمر : ۵، الْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ ، انعام : ۱۴۹ » با صفت « ذکری للمؤمنین ، ذکری لاولی الباب » عزیز (غالب) بر کلیه دین های تحریف شده توسط طاغوت های مذهبی شیطان صفت، مسرف و باز دارنده از کلام الله (به شباهت شیطان اولیه) است. « احزاب : ۷۰-۷۲، نساء : ۵۸، اعراف : ۲، ص : ۸۷، غافر : ۵۴، عنکبوت : ۵، اعلی : ۹، ق : ۴۵، انعام : ۱۹، ذاریات : ۵۵، غاشیه : ۲۱، طور : ۲۹،‌ عنکبوت : ۴۶، بقره : ۲ و ۳، توبه : ۳۳، شوری : ۱۶، هود : ۱، اسراء : ۸۱ »
۲. به سبب محافظت مطلق الله با گماردن حافظین حارس و معقبات، خارج از دید بشر « جن : ۲۷-۲۸، رعد : ۷-۱۱ » مطلقًا هرگز لغوی در چارچوب (۱۱۴ سوره) نیامده و نخواهد آمد (اعلام خطری که تصور کتاب مقدس مورد انتقاد آیات « حجر : ۹۰-۹۳ » و هر سخن و منطق بشری بر خلاف آیه « نور : ۳۵ » به عنوان « بَیْنَ یَدَیْهِ » جز وهم و خیال باطل نیست و اعلام امداد از « علوم بشری » به عنوان میزانی در کنار « کتاب منیر قرآن » مانند قائل شدن وابستگی کلام الله به رأی و نظر وسحنان اشخاص، بدعتی بدون مجوز از الله و علامتی بر عدم شناخت آیات الله و آخرت و علاقمندی به پیوند سخنان بشری به کلام الله مجید، « نعوذ بالله » القاء و تلقینی وهمی و باطل بر انفصام کلام الله و نهایتًا برای نقض اصل مسلم « لا الاه الا الله ،[(سخن هیچ) الاهی جز (کلام مبارک) الله نیست، به مثابه قانون کپی رایت ] » و شرک است « رعد : ۲۵، بقره : ۲۷ و ۲۵۶، شوری : ۲۱، انبیاء : ۲۶-۲۹ »، « سبحان الله »)
۳. به شهادت آیه ذاریات : ۲۳ در متن قرآن، اعم از حرکات، حروف، کلمات، جملات، آیات، سوره ها، زبان و لهجه نازل شده تا ابد دخالتی از احدی مطلقًا راه نیابد « حج : ۵۲ » و نشانه ای بر آن آیه استثنائی « بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (۱) » (اختصاصی الله بر سخنگوئی الله در قرآن و لاغیر) در اول هر سوره امضاء و مهر و موم و تضمین و اعلام خطری به اینکه « ورود سخن و دخالت بشر در متن کلام الله مجید مطلقًا ممنوع است » لذا تلاش منکران چه در زمان نزول قرآن با دشمنی و مخالفت آشکار « بروج : ۱۹-۲۲، یونس : ۱۵، فصلت : ۲۶ » و چه در آینده در مخالفت آشکار با آیات « شوری : ۲۱، انبیاء : ۲۹ » « نعوذ بالله » برای اشاعه سخنان و نظرات و آراء بشری در پیشگاه مبارک کلام الله برای طرح انتساب باطلی به قرآن در خارج از متن آن و بر تقویت پایه های اشاعه و ایجاد بت توسط شیطان های مشمول آیات « اعراف : ۲۷، فاطر : ۵ و ۶، نساء : ۱۱۹ » است.
۴. به برنامه آیات « حجر : ۴۱ و مریم : ۵۹ » با الگوی شیطان های موصوف در آیات « انعام : ۷۱ و ۱۱۲ » بر ایجاد اختلاف در وابستگان اسمی و جغرافیائی و وراثتی اهل کتاب (مورد اشاره در آیه مائده : ۵ به استثنای مشمولین آیه مریم : ۶۰) با طرح طرفداری از شخصیت هائی منطبق بر نظر و بازی و دشمنی شیطان طراح فتنه، مشمول آیه ابراهیم : ۴۶ در مخالفت با آیه مائده : ۸ و حجرات : ۸ به هدف کنار نهادن قرآن و مسابقه ای بر اغواء همگی و ایجاد اختلاف در قرآن بر خلاف راهنمائی آیات « شوری : ۱۳ و ۱۴، نساء : ۸۷ » و منطبق بر آیات « حجر : ۳۹، سبأ : ۲۰ » طرحی تا به انتهاء در انداخته شد « هود : ۱۱۹، انعام : ۶۵ » لذا مجادله هر یک از مجموعه های مخنلف مشمول آیات « مریم : ۵۹، انعام : ۱۵۹، روم : ۳۲ » و به خواست الله در خارج از متن قرآن ای بی ارزش است و هیچ ارتباطی به متن کلام الله مجید ندارد. « شوری : ۱۶، فصلت : ۳۸، حجر : ۴۰ »

مَّا یُقَالُ لَکَ إِلَّا مَا قَدْ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِکَ ۚ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَهٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِیمٍ ﴿۴۳﴾

به تو جز آنچه به رسولان پیش از تو گفته شده است، گفته نمی شود. « شوری : ۱۳ » یقینًا پروردگارت صاحب مغفرت و بخششی (برای پیامبر وحواریون) و صاحب کیفری دردناک (برای منکرین ومشرکین) است.

عبد خالص الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهار شنبه 4 ژوئن 2014 - 5:00 ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سوره مبارکه حدید : هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿۳﴾

الله (به طور مطلق آگاه به ) ابتداء و انتهاء و ظاهر و باطن ‌(کل برنامه هایش) است و الله به هر چیزی (به هرتقدیری وبرنامه ای به طور مطلق) دانا است.

مثال برنامه ریزی نرول آیات آیات « (از علق : ۱ یا فاتحه : ۱، تا مائده : ۳ و ۱۲۰) »، و برنامه خلق آسمانها و زمین و سپس وحی به بشر و زندگی بشر در دنیا و آخرت و…»
سوره مبارکه هود : فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّـهِ وَأَن لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿۱۴﴾

پس، زمانی که (تا ابد) به شما جواب ندادند؛ پس، بدانید! که (قرآن فقط) به علم (وحی) الله فرو فرستاده شده است.
« نجم : ۳۰ »، « اسراء : ۸۸، یونس : ۳۸ ، بقره : ۲۳ و ۲۴، طور : ۳۳ »
و اینکه (هیچ) الاهی (صاحب اختیار وصاحب سخن وفرمان ران و گوینده سخن دینی) جز الله (مطلقًا) نیست.
پس، آیا شما (موصوفین آیه ۵ و مشابهین آنان تا ابد،به آیات الله) تسلیم شونده اید؟

مَن کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ ﴿۱۵﴾

هر کس (شایسته) باشد؛ زندگی دنیا و زینتش را بخواهد، در دنیا به ایشان اعمالشان را به تمام وفا کنیم و ایشان در آن کم داده نشوند.

أُولَـٰئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ إِلَّا النَّارُ ۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا وَبَاطِلٌ مَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۱۶﴾

آنان کسانیند که برای ایشان در (زندگی) آخرت جز آتش (جهنم) نیست و آنچه در (زندگی) دنیا می ساختند؛ تباه شود و آنچه عمل می کردند؛ باطل است.
آیات « اسراء : ۱۸، یونس : ۷ و ۸، شوری : ۲۰، بخش انتهائی بقره : ۱۲۶ و ۲۰۰ و ۲۶۶، کهف : ۱۰۳-۱۰۶ »

أَفَمَن کَانَ عَلَىٰ بَیِّنَهٍ مِّن رَّبِّهِ وَیَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَهً ۚ أُولَـٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ ۚ وَمَن یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ ۚ فَلَا تَکُ فِی مِرْیَهٍ مِّنْهُ ۚ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿۱۷﴾

پس، آیا چه کسی بر دلیلی روشن از سوی پروردگارش، سزاوار و شایسته شده است؟
و شاهدی از او، قرآن را (برکاتبین وحی) تلاوت می کند؟ « آل عمران : ۱۸ »
و از قبلِ قرآن، کتاب موسی راهنمائی و رحمتی بوده است؟ آنانند که به قرآن ایمان می آورند. « قصص : ۵۲ »
و کسی از احزاب (گروه های پیرو اشخاص مخالف پیغمبر) که به قرآن انکار می کند، پس، آتش (جهنم) وعده گاه او است.
پس (ای شنونده و خوانندء قرآن) از قرآن در شک مباش! یقینًا قرآن (کلام) حقی از پروردگارت است و لکن اکثر مردم (منکر و مشرک) ایمان نمی آورند.

۱. پیغمبر، شاهدی به وحی الله بر نزول قرآنی مانند تورات موسی از تلاوت از سوی الله بر حواریون است « تین : ۱-۴، احقاف : ۲۹-۳۲، لقمان : ۴ و ۵، قصص : ۵۲ و ۵۳، فرقان : ۷۳، شعراء : ۱۹۷، اسراء : ۱۰۷-۱۰۹، زمر : ۲۳، طور : ۲۸، سجده : ۱۵-۱۸، حج : ۵۴ »
۲. طبق آیات « شعراء : ۱۹۷، احقاف : ۱۰ » تبعیت کنندگان از موسی در زمان پیامبر(مانند تبعیت ابراهیم از نوح با اختلاف زمانی حدود ۷۰۰۰سال) به پیامبر و حواریون ملحق شده اند.
۳. طبق آیه « اسراء : ۹ » قرآن جایگزین تورات شده است.
۴. جز الله احدی از تورات به موسی اطلاعی ندارد.
۵. کتاب مقدس نمایشی از پیوند استراق سمع خطفه ای از آیات با نظرات نویسندگان آن، ارتباطی به الله و تورات ندارد و به سبب شرک عظیم در آن، فاقد صلاحیت نامگزاری کتاب الله است. « نحل : ۱۰۱، رعد : ۳۹، بقره : ۱۰۶، حجر : ۹۰-
۹۳، مریم : ۳۷ »)
۶. پیروان بر آراء اشخاص به هر اسمی تا پایان زمان آزمون و انتخاب به هر دو منکرند. « قلم : ۳۵،قصص : ۴۸، یونس : ٣۵ و ۶۱، انعام : ۱۲۲، زمر : ۲۲، احقاف : ۱۰، رعد : ۳۶، محمد : ۱۴، بقره : ۱۲۱، آل عمران : ۱۶۲ »

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ کَذِبًا ۚ أُولَـٰئِکَ یُعْرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ وَیَقُولُ الْأَشْهَادُ هَـٰؤُلَاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَىٰ رَبِّهِمْ ۚ أَلَا لَعْنَهُ اللَّـهِ عَلَى الظَّالِمِینَ ﴿۱۸﴾
سوره مبارکه اعراف : وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِکِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَىٰ عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَهً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾

و یقینًا به ایشان کتابی (قرآن ) را آورده ایم، که آن را بر دانشی (وحی الله) شرح و بیان نموده ایم. « عَلَّمَهُ الْبَیَانَ » راهنمائی و رحمتی (فقط) برای قومی (پیامبر و حواریون ومؤمنان و از بعد پیامبر به معرفی در « یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ » و داوری) که ایمان می آورند.

« وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِکِتَابٍ » شبیه « الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ » و « فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ » نیز شبیه « عَلَّمَهُ البَیَان » و « ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ ، قیامت : ۱۹ » است به اینکه قرآن فقط با علم الله (و لاغیر) در آیات و کلمات سوره ها آشکار و روشن و شرح و بیان و تفصیل شده « شوری : ۱۳ » و با اتصال و پیوند آیات شبیه به هم و به صفت مثانی « زمر : ۲۳ » به « احسن تفسیر، فرقان : ۳۳ » راهنمائی و رحمتی (بر بشارت به بهشت و انذار به جهنم) برای مؤمنین به الله و آخرت (به شناسائی در داوری) تا ابد است. « فرقان : ۵۰، قصص : ۵۱، اسراء : ۴۱ و ۸۹ و ۱۰۶؛ رعد : ۲۱؛ بقره : ۲۷ »، نور : ۳۵، شوری : ۲۱، کهف : ۱ »

گل پیکری این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه 11 ژانویه 2016 - 11:32 ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کلمه الله باید در تمام زبان ها به الله ترجمه شود ولاغیر